اهورامزدا ! این کشور را از دشمن، خشکسالی و دروغ دور بدار. این دعای داریوش اولِ امید. روی یکی از کتیبههای تختجمشید نوشته شده. من این دعا رُ یه خورده دستکاریش کردم که وصفالحال بشه. امروز یک مطلبی دربارهش نوشتم و گذاشتم توی وبلاگم. به نظرِ من داریوش اول اگه الان زندهگی میکرد دیگه نباید میگفت دور بدار. اگر داریوش اول الان این جا باشه بگه دور بدار خود داریوش هم داره دروغ میگه. جملهش دقیقن اینِ : اهورامزدا ! به این سرزمین میایاد دشمن، خشکسالی و دروغ. ببین! گفته میایاد. یعنی اینها نبود و اون هم دعا میکرد هیچ وقت نباشه. ولی الان همه اینها هست امید. الان باید بگه اهورامزدا ! این کشور را از دشمن، خشکسالی و دروغ نجات بده.
محمد یعقوبی
نمایشنامه خشکسالی و دروغ
گاهی وقتها از بیمشکلی دنبالِ مشکل هستم. در حالیکه آرام هستم.
سالهاست نوشابه، سنایچ و آبمیوههای مصنوعی نمیخورم. فقط نوشیدنیهای طبیعی میخورم. دچار تهوع شدم، و یک بطری کوچک نوشابه پبسی نوشیدم. فقط برای مصرف دارویی. حالم خوب شد. چی میشد میلیونها نفر در جهان از الکل فقط استفاده دارویی بکنند. هزاران نفر در جهان بخاطرِ مصرفِ مشروبات الکلی میمیرند.
تنش آبی. ورشکستگیِ آبی در تهران و ایران.
بیتفاوتی نه آغاز دارد و نه پایان. یک وضعیت پابرجاست که هیچ چیز آن را متزلزل نمیکند. تنها برایت واکنشهای غریزی باقی ماندهاند. بیتفاوتی زبان را تجزیه میکند، نشانهها را مغشوش میکند. تو صبوری را انتظار نمیکشی، آزادی و انتخاب نمیکنی، وقت داری و هیچ چیز اشتیاقت را برنمیانگیزد. میشنوی بی آنکه هرگز گوش کنی، میبینی بی آنکه هرگز نگاه کنی.
تنها انزوایت اهمیت دارد. هر کار که بکنی، هرجا که بروی، هرچیزی که ببینی بیاهمیت است. هرکاری که میکنی بیهوده است، هرچیزی که به دنبالش میگردی کاذب است. تنها چیزی که وجود دارد انزواست که هر بار دیر یا زود با آن مواجه می شوی. تو به حرف زدن پایان دادی و تنها سکوت به تو پاسخ داد. اما آن کلمات، آن هزاران، آن میلیونها کلمهای که در گلویت خشکیدند، کلمات بیحاصل، فریادهای شادی، کلمات عاشقانه، خندههای ابلهانه، پس تو کی آنها را باز مییابی؟
تو اکنون در وحشتِ سکوت زندگی میکنی. اما مگر خودت از همه ساکتتر نیستی؟
۱
کنار بچهی خُروپُفکن
مادر کاه میکوبد
زیر ماه تابستان
۲
بعد از خواباندن بچه
کهنهی بچه را میشوید
ماه تابستان
۳
به درختی
ایستاده در نسیم خنک
بچهام را میبندم
۴
چه سخت است
لذت بردن از هوای خنک!
بالای دروازه، ماه
۵
در کلبهی فقیرانهیی
کودکی، مثل هر کس دیگری
در لباس تابستانی
۶
دارم پیر میشوم
حتا سگ هم بو نمیکشد
اولین لباس تابستانیِ مرا
۷
قیمت برنج
به تندی پایین میآید
این گرمای تابستان!
تو این گرمای طاقتفرسا در دمای ۴۱درجه تهران، هایکوهای تابستانی میخوانم. چه آرامشی.
هایکوهای بالا از کوبایاشی ایسا ( Kobayashi Issa) شاعر ژاپنی است. با ترجمه ع.پاشایی. از کتاب یک فنجان چای از نشر شعرشناس کارگاه اتفاق استخراج شده است. هایکو را باید بارها و بارها خواند. در هر بار خواندن، نگاه جدیدی میتوان داشت. وقتی شاعر همه چیز را به دیدن فرا میخواند. عنصرِ مشاهدهگری در هایکوهای ژاپنی. بله! آقای فریدون رهنما: چرا زندگی یکپارچه شعر نشود.
اگر « دائو » به « راه » ترجمه شود که قبلا [ از سوی دیگران] چنین ترجمه شده است، باید آن را راه همه راهها فهمید. هایدگر در مقاله « طبیعت زبان» میگوید: «دائو» میتواند راهی باشد که همه راهها از اوست.
قیمت برنج
به تندی پایین میآید
این گرمای تابستان!
● هایکوی بالا از کوبایاشی ایسا ( Kobayashi Issa) شاعر ژاپنی است. با ترجمه ع.پاشایی
هم بزرگ هستیم و هم کوچک؟
عظمت و بزرگی در کنارِ حقارت و کوچکی
وقتی گرمای ۴۰ تا ۵۰ درجه هوا یا یک ویروس در سرتاسر جهان میتواند انسان را از پا در بیاورد.
نکته آزاردهندهتر این است که ما با چنین عظمتی که داریم ممکن است با کوچکترین اختلالِ جسمی از بین برویم.
انسان خیزرانی بیش نیست، ضعیفترین چیز طبیعت، اما انسان خیزرانی است اندیشهمند. لازم نیست کل عالم دست به کار شوند تا او را از بین ببرند: بخار آب، قطرهای آب، برای نابود کردنش کفایت میکند. اما حتی اگر قرار باشد عالم او را از بین ببرد، آدم والاتر از قاتلِ خود است، زیرا آدم میداند که دارد میمیرد و از توفق عالم بر خودش خبر دارد. عالم اصلا این را نمیداند.
■ بلز پاسکال .
فارسیی : رضا رضایی
خطاپذیری قضاوتهای ما ، و آسیبپذیری ما در برابر میکروبها و ویروسها . حقارتمان در عالم نامتناهی ... جمعناپذیری عظمت و حقارت ما موجب بُهت و حیرتی میشود که چشم ما را به فهم ماوراءطبیعی از خودمان باز میکند . کتابِ " سه آستانهنشین "
( بِلز پاسکال ، سورن کییر کگور ، سیمون وِی) . نوشته دایا جینیس الن. ترجمه رضا رضایی . نشر نی
در اینکه میرحسین موسوی در گذشته افکارِ بشدت ارتجاعی و افراطی داشته هیچ شکی نیست. اما اینکه صفحاتی مثل " حافظه تاریخی " فقط تناقضات یک جریان را هدف میگیرند جای سوال دارد. صفحاتی مثلِ حافظه تاریخی هیچ وقت تناقضات اسرائیلیها، غربیها، آمریکاییها و خاندانِ کثیف و وطن فروش پهلوی را در صفحهاش منتشر نمیکند. سانسورِ همه جانبه در صفحاتی مثل حافظه تاریخی. ندیدن جنایات اسرائیل در ایران و فلسطین . ندیدن تناقضات روزمره صهیونیستهای کودککش همراهی با جنایتکار و نژادپرست است. میشه مخالف سرسخت جمهوری اسلامی باشی و طرفدار اسرائیلیهای نژادپرست و تروریست نباشی. تغییر کردنِ افکارِ میرحسین موسوی بین سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۴۰۴ را چطور میشود ندید؟!
کدام ایران؟ کدام حافظه تاریخی؟
گاهی تمام شب را راه میروی، گاهی تمام روز را میخوابی. تو یک سرگردانی، یک خوابگرد، یک جلبک. حس میکنی توان زندگی کردن و عمل کردن و ساختن را نداری. فقط میخواهی دوام بیاوری، چیزی جز انتظار و فراموشی نمیخواهی. هیچ چیز را رد نمیکنی. هیچ چیز را پس نمیزنی. دیگر پیشرفت نمیکنی، اما قبلش هم پیشرفتی نمیکردی. دیگر راهی را پیش نمیگیری، تو رسیدهای. دیگر دلیلی برای پیشروی نمیبینی.
با گذشت ساعتها و روزها و هفتهها و فصلها قید همه چیز را میزنی، از همه چیز میبری. گاهی با احساسی کمابیش شبیه به خلسه پی میبری که آزاد هستی، که هیچ باری بر دوشت نیست؛ نه از چیزی خوشحال میشوی نه ناراحت. در این زندگی خالی از فرسودگی که جز این لحظات معلق هیچ هیجانی ندارد، به یک خوشبختی تقریبا بیخلل دست مییابی، حیرت انگیز است، گاهی سرشار از احساسات جدید. تو در یک پرانتز پُر سعادت زندگی میکنی، در خلائی پُر نوید که هیچ انتظاری از آن نداری. نامرئی هستی، زلال، شفاف. دیگر وجود نداری: طی ساعتها، طی روزها، در گذر فصلها، در جریانِ زمان، جان سالم به در میبری، بدون شادی، بدون غم، بدون آینده و بدون گذشته.
از فیلم مردی که خواب است ( The Man Who Sleeps )
اثر ژرژ پرک ( Georges Perec)
تنهاییِ آدمها
شکنندگیِ آدمها
و صمیمیت در دنیای مدرن
هر روز باید یک سریال خوب دید
دیدنِ سریال عاشقانه Normal People
بازیهایی که دوست دارم:
بازی دیزی ادگار-جونز ( Daisy Edgar-Jones) در سریال آدمهای معمولی ( Normal People). اول بار بازیِ این بازیگر را در فیلم " وقتی خرچنگها آواز میخوانند " دیدم.
تصویر کردنِ عشقسخته. باور کردنِ مخاطب اصله. سریال Normal People بخوبی این کار را میکند. تصویر کردنِ یک عشقِ طبیعی و غریزی در سریال Normal People. چه مخلوقِ زیبایی. این خانم بازیگر : Daisy Edgar-Jones در کنار پل مسکال. دو تا بازیگر عالی هستند.
آدم دوست نداشتم
نفر به نفر
چَشم کار میکردم ... سرکار
در وسط پاک کرده
من از چند کم میشود
رویِ زمین - مرزی - خون کشیده
که رویِ دیروز پاک کرده
من حسابم فکرهایش زمین است
به این زودیها پاک کرده
نمیشود
خندهدار است
گوش -کلماتم - را اِشغال کرده
کار میکرد
در هوایِ راهنمایی
گوش کرده
در میکردم
هوا از شلوغی
مرا اِشغال کرده
گوش میدادم
بخوانم
میدانستم به این زودیها پاک نمیشود
چیزی نبود از سرم پایینتر
تار تار ....جان !
مرزِ پاخورَش
بدجوری درد به سرش میزند
از چند صورت برداشت داریم
- - -
امیر قاضیپور
من دهه شصتی هستم. زمانِ جنگ ۸ساله رژیم بعث عراق و صدام حسین علیه ایران، به لطفِ مادرم، وحشتی از جنگ نداشتم. کودکی که من باشم، با بازیهای کودکانه، تلویزیون دیدن و انواع سرگرمیها ، متوجه جنگ نبودم. از همین جا از مادرم طاهره انصاری تشکر میکنم. با صدای آژیرِ خطر ، از بمباران و حمله صدام حسین باخبر میشدیم و چراغها را خاموش میکردیم. یا به پناهگاهها میرفتیم. وضعیت خیلی زود از حالت قرمز، به حالت سفید تبدیل میشد. جنبشِ من در خانه بدون ترس از جنگ با نشاطِ کودکانه همراه بود. خانواده ثروتمندی نبودیم. یادمه با انواع تنقلات و میوه بعد از بازی و سرگرمی، روز را سپری میکردیم. پناهگاه من: خانه و مادرم.
زمانِ جنگ دوازده روزه اسرائیلِ جنایتکار و نژادپرست به خاک ایران، به مادرها و پدرهایی فکر میکردم، که فرزند کوچک دارند. آیا کودکان حس ترس داشتند؟ مادر و پدرهایی که به فرزندانشان چیزی از جنگ نمیگفتند. آگاه نبودن من از جنگ در دوران کودکی، در کنارِ مادرم، با امنیت و نشاط همراه بود.
از کشوری فرار کردم که قبیح، سرشار از نادانی و حماقت، پَست و متعفن، مستهجن ، ناپسند و نفرت انگیز، اسفناک ، کریه ، بداندیش و بد ذاتند.
■ دیالوگ بالا از فیلم " مترادفها" ساخته فیلمساز اسرائیلی نداو لپید ( Nadav Lapid ) است.
■ با این تصویری که Nadav Lapid از اسرائیل در فیلمهایش داده است، او قعطن از اسراییل عبور کرده است. فیلمهای نداو لپید فیلمساز یهودی تبار منتقد اسرائیل را میتوانید از سایت دیجی موویز ببینید.
از اسم « خدا» در جهان خیلی سواستفاده شده. اما خدا یک موجودیتِ « غیرِ مداخلهگر » دارد. انسان میتواند از برکناری خدا یاد بگیرد. خدا هرگز وارد منازعات نمیشود. نزدیکترین صورت به خدا را « سکوت» دانستهاند. تو «دائو» و « دائو دِ جینگ» هم این عدم مداخله هست. در بیعملی عمل کنید را دائو دارد. بیکنشی، بیجنبشی و سکوت و سکون. گاهی فکر میکنم « خدا» پیروِ تفکرِ «دائو»ست. دائو قبل از خدا وجود داشته.
موضوعِ ایران، این میهنِ شوربخت در فرجام جای دارد. ایرانِ ما، در تاریخ بشری، آن اندازه تاثیرِ سودبخش داشته که دنیایِ بیایران برای آدمیان قابلِ تصور بلکه قابلِ تحمل نیست. اما دنیایی که فرهنگ ایران در آن مجالِ رشد و حرکت نیابد، دنیایی که در آن تمدنِ پر بار ایران، در کشمکشِ جاذبههای انیران مورد تهدید باشد با دنیایی که دیگر حضورِ ایران در آن احساس نشود، چه تفاوت دارد؟
جملات بالا از شهید پروانه فروهر است.
در جریانِ جنگ دوازده روزه اسرائیلِ جنایتکار و تروریست به خاک ایران، بدونِ نژادپرستی مردم ایران ثابت کردند که فرهنگ و تمدن دارند. نمیخواهند انسجام ملی از بین برود. برغم نارضایتی کامل از حاکمان و وضعیت موجود، پایِ ایران ایستادند و گولِ جریانات و رسانههای ضد ایرانی را نخوردند. متانتِ مردم ایران قابل ستایش است. در زمانی که ممکن بود هرج و مرج ایجاد شود. دو وطنفروش به نامهای علیرضا نوریزاده و محمدمحسن سازگارا که متاسفانه از تجاوزِ اسرائیل به ایران، حمایت کردند، در تلویزیون ایرانفردا میگفتند: دستگاه بوروکراسی کشور در جریانِ جنگ دوازده روزه خوب عمل کرد. دولت مسعود پزشکیان و وزارتخانهها کار را جلو بردند. امنیت کشور حفظ شد؛ در زمانی که تهرانیها به سمت شمال مسافرت کردند. تامین امنیت مردم و خدمات قطع نشد. سازگارا علیرغم حمایتش از تجاوز اسرائیل، نتوانست دروغ بگوید و از این بابت که ایران زمین نخورد، نمره قبولی به دستگاه بوروکراسی کشور داد. سازگارا با بزرگنمایی قدرت اسرائیل، دفاعِ ایران را نادیده گرفت. سازگارایی که میتوانست از فرهنگ و تمدن مردم ایران در برابرِ صهیونیستها بگوید. کدام ایرانی تجاوزِ آشکار به وطنش را تایید میکند؟! جایِ سوال است. اکثریت مطلق ایرانیها پای ایران ایستادند. حکومتها میآیند و میروند. اما ایران میماند.
ما ایرانیها آنقدر سروصدا شنیدیم، که با کوچکترین صدایی میترسیم. صدای پدافند البته به جهت دفاع از ایران بود. سروصداهای پیرامون جنگ نیستند؛ اما خیلی وقتها امنیت روانِ ما را تهدید میکنند. سروصدای یک همسایه ، بلند کردن صدای موسیقی، تاپ و توپِ قدم برداشتن در آپارتمان مثل زلزله! و انواع صداها. حتا در هیاهو هم سکون هست. بله آقای اکهارت تول، سکون سخن میگوید ( Stillness Speaks ).
- خشونت، خشونت عمیقترین ترس را به جا میگذارد. هتکِ حرمتِ خونریزی پاک نشدنی است. اعتقاد به جهانی که وحشت آنرا از بین میبرد دیگر بآسانی بدست نمیآید.
- هر کس برای دیگران خطرناکست. بدن سلاحی است بالقوه
- رویای فرد این است که "دو" تا باشد، رویای دولت این است که "یکی".
- انسان از میان جنگلهای نشانه هایی میگذرد که او را مینگرند، با نگاههایی آشنا.
- آنچه مرا شگفتزده میکند این است که هنوز بازماندگانی هستند.
از متنِ فیلم موسیقی ما ، اثر ژان لوک گدار
تو اسامیِ وطنفروشان و حامیان تجاوز اسرائیل به خاک ایران، از علیرضا نوریزاده کثافت تا مهدی نصیری مدیرِ سابق روزنامه کیهان، تا ربع پهلوی مزدور و مریم رجوی تروریست . بینِ اسمها امید شمس هم هست که او را شاعر میشناسم. شاعری با ادعای دفاع از حقوق بشر. امید شمس زمانی در یکی از شعرهایش نوشته بود: "دوست داشتم ژان لوک گدار بشم . ژان لوک گدارِ بیوطن ". البته بیوطنی گدار از اساس با امید شمس فرق داشت و دارد. گدار همیشه از مخالفان اسراییل بود. و در فیلمهایش مثل موسیقی ما و در ستایش عشق، با ابزارِ سینمایی به اسراییل واکنش هنری نشان میداد. تو فیلمش " موسیقی ما " صدا و تصویرِ " محمود درویش شاعر فلسطینی " را داشت.
یک نکته: صدا و سیما را ملی کنید.
تا دیر نشده این کار را بکنید.
حتا اصلاحطلبان حکومتی به صدا و سیمای بدون مخاطب شما انتقاد دارند در شرایط بحرانی و جنگی.
دست از رجز خوانی، نوحه خوانی و مسائل ایدئولوژیک بردارید. اینجا ایران و ایرانی مهم است. وقتی کانال تروریستی اینترنشنال فضا را به سمت اسرائیل جنایتکار و وحشی برده است.
مجریان بیسواد و ایدئولوژیک مثل مجریان شبکه خبر را کنار بگذارید. ملی و ایرانی فکر کنید.
میلیونها نفر ایرانی را میتوانید جذب کنید. کانالهای صداو سیمای شما یکی هستند. همهشان از صبح تا شب در حالِ نوحه خوانی و رجز خوانی هستند. با ملی کردن تلویزیون و تخصصی کردن برنامهها، به همبستگی ملی کمک کنیم. تا دیر نشده. جانهای ایرانی با هر گرایشی.
اسراییل تجسم شر است.
زیرا آنچه اسراییل میپرستید همانی بود که افلاطون آن را هیولا مینامید. برخلاف رُم ملحد، بتپرستیِ بنیاسراییل خدای قبیله یا خدای مقتدر یک ملت بود. این مفهوم سبب شد عبرانیان قوهی تمیز بینِ خیر و شر را از دست بدهند. اسراییل، همانند رومیان، تنها توانِ تشخیص ارزشهای جمعی را داشت: " بت عبرانیان از فلز یا چوب ساخته نشده بود، از نژاد و قوم ساخته شده بود... از آن رو خود را قوم برگزیده میدانستند، گوهر دینشان بتپرستی بود ".
سیمون وِی ( Simone Weil ) برخی پیامبران، کتاب ایوب، مزامیر، و به ویژه غزل غزلها، را ارج مینهد اما بر رای خود پا میفشارد.
اسرائیل آنچه آرزویش را داشتند قدرت بود و تنعم... شگفتی ندارد که چنین مردمی، به جهان خیر نرساندند.
اسرائیل سرتاسرِ کره خاکی را به تباهی کشانده است. اسرائیل: هیولایِ دین.
سیمون وِی: من خود را یهودی نمیدانم. زیرا هرگز در کنیسه حاضر نشدهام. پدر و مادرم که آزاداندیشند مرا برکنار از هرگونه عملِ دینی پرورش دادهاند. هیچ کششی به سوی دینِ یهود ندارم... و از کودکی با سنتهای هلنی، مسیحی و فرانسوی بار آمدهام.
فارسیی : هومن پناهنده
نویسنده کتاب جاودانه دائو دِ جینگ از آموزگارانِ اندیشه ضد خشونت در جهان است. با توجه به جنایات اسرائیل در ایران از حمله به خانههای مسکونی تا بیمارستانها و انواع ترور، آیا نژادپرستهای اسرائیلی ، انسان هستند؟
در دائو میخوانیم:
ابزار نظامی، ابزار خشونت است.
فرزانه از خشونت پرهیز میکند.
ابزار نظامی ابزار ترس است.
فرزانه هرگز آنرا بکار نمیبرد؛
مگر در زمان نیازهای اضطراری
و در صورت اجبار ، با کمال بیمیلی آن را بکار میگیرد.
صلح و دوستی والاترین ارزش است.
اگر در صلح و دوستی خللی پیدا شود
او چگونه میتواند خشنود باقی بماند؟
دشمنان او دیوها نیستند،
بلکه انسانهایی هستند مانند او.
او در آرزوی نابود شدن آنها نیست
و هنگام پیروزی جشن نمیگیرد.
چگونه میتواند هنگام پیروزی
و کشتن انسانها به جشن و شادی بپردازد؟
او با شجاعت به میدانِ نبرد وارد میشود؛
شجاعتی همراه با غم و شفقت؛
گویی در مراسم خاکسپاری شرکت میکند.
● لائو زه ( Lao Tsu )
چرا باید جدیتر از گذشته با تنشآفرینی در سیاست خارجی مخالفت کرد
خط تبلیغاتی جدید رضا پهلوی و مریم رجوی (نمادهای تاریخی بیوطنی و قدرتطلبی به هر قیمت)، مخالفت با دیپلماسی و هشدار به غرب در مورد «مماشات» است.
آنها بعد از شکست تغییر رژیم با جنگ و کودتای خارجی و برباد رفتن آرزوهای شرورانهشان ساز جدیدی کوک کردهاند.
آنها همیشه دنبال ویرانی کشور و فرسوده شدن زیرساختها و رنج و محنت بیشتر مردم بودهاند تا از این طریق فضا برای ظهور جنبشهای اجتماعی تمامیتخواهانه فراهم شده و آنها بر دوش تودههای خشمگین عاری از ارزشهای ملی و انسانی قدرت را در دست بگیرند.
نکوهش «مماشات» که شبه رسانه ضدوطن «اینترنشنال» سالها آن را ترویج کرد، اسم رمز جنگ، ویرانی کشور، تجاوز و مداخله خارجی است. جنگ ۱۲ روزه نشان داد تنش در سیاست خارجی تا چه میزان میتواند به ضرر ایران باشد و مردم ایران را در معرض خطرات جدی قرار دهد.
مردم ایران یک بار دیگر دیدند که تنها و تنها دلسوزشان خودشان هستند و چارهای جز اتکا به توان خود ندارند. خیری از بیگانه و تشدید تنش و جنگ به میهن و ملت نمیرسد. تشدید تنش رستنگاه خیانت و نفوذ کشورهای خارجی به درون جامعه برای اخلال در انسجام ملی و تضعیف بنیادهای امنیت کشور است. آنها دنبال منافع خود هستند.
اکنون نیاز است که با تشدید تنش در روابط بینالمللی که وجه مشترک پهلوی-مجاهدین و حامیان «جبهه مقاومت» از دوسوی متفاوت است، شدیدتر از گذشته مخالفت کرد.
● علی افشاری . استاد دانشگاه و تحلیلگر
روتین های کوچک را حفظ کنید؛ ورزش کردن، بازی کردن، کتاب خواندن و فیلم دیدن از جمله کارهایی است که میتوانید اگر امکانش را دارید انجام دهید. در زمانِ جنگ و بحران و در زمانِ صلح.
چقدر با توصیههای بالا احساس راحتی و آرامش میکنم. اول تیر ۱۴۰۴ رفتم شهرکتاب راهآهن، کتاب دستهای آزاد ( Les Mains Libres) که شعرهای پل اِلوار است را خریدم. پل اِلوار( Paul Eluard) در این کتاب ، برای نقاشیهای مَن رِی ( Man Ray) شعر نوشته است. یک کتاب مصورِ زیبا از نشر کارگاه اتفاق با ترجمه جواد فرید.
■ تو محله قدم میزنم. خلوت است. خلوتیِ تهران را دوست دارم.
■ سریال میبینم. از سر نشستم سریالهای سطح ( Surface) و ناتمام ( Undone) را ببینم. این دو سریال عالیه. سریال Undone بصورت انیمیشن ساخته شده. احساس زنده بودنِ شخصیتهای این انیمیشن. جاهایی که در سریال Undone به زمان، لحظه حال و شمنها اشاره میشه را دوست دارم. و اتفاقاتی که در خواب در سریال Undone میفته. ضمنِ سرگرمی از لحاظ اندیشه هم کار عالیه.
■ دوست دارم برای صلح شعر بنویسم. نه مکانیکی. شعر آمدنیست.
■ مشخصات سریال سطح( Surface) که جدید دیدم و دوستش داشتم:
ژانر: معمایی، درام ، هیجان انگیز
شبکه: Apple TV
بازیگران: Christin Park, Gugu Mbatha-Raw, Oliver Jackson-Cohen
کارگردان: Veronica West
خلاصه داستان: داستان تلاش یک زن برای بازسازی زندگی خود پس از اقدام به خودکشی
اعلام رسمی آتش بس از سوی ایران. جنگ تحمیلی اسرائیل جنایتکار ، نژادپرست و اشغالگر، با دفاعِ جانانه از ایران، به پایان رسید. به امید صلحِ جهانی برای اکراینیها، فلسطینیها و... مردم مظلوم افغانستان زیر ستمِ تروریستهای طالبان.
■ شعر صلح از ایرج کریمی
صلح را میبینم
علفیست و آهویی و آبی
کودکیست و سنگی و شوقی و پرتابی
صلح را میبینم
پدریست و توبیخی و عتابی و جوابی
صلح را میبینم
زنیست و رختی و بندی و آفتابی
صلح را میبینم
مردیست و کاری و خستگی و خوابی
در شرایط بحرانی مثل جنگ و حملات اخیر اسرائیل، داشتن ۱۵ مهارت بسیار اهمیت دارد. ترس طبیعی است؛ احساسات تان را انکار نکنید. در شرایط جنگی و بحرانی اینکه هر کسی بترسد امری طبیعی است پس آن را انکار نکنید و احساس ترس خود را بروز دهید.
داشتن مهارتهای فردی در شرایط بحران و جنگ باعث میشود بتوانیم از خود و دیگران محافظت کنیم.
هلال احمر این مهارتها را شامل ۱۵ مهارت اعلام کرده که به شرح زیر هستند:
۱_ ترس طبیعی است؛ احساسات تان را انکار نکنید. در شرایط جنگی و بحرانی اینکه هر کسی بترسد امری طبیعی است پس آن را انکار نکنید و احساس ترس خود را بروز دهید.
۲_ حرف بزنید؛ درد دل با یک دوست آرام بخش است. در شرایط دلهره آور، صحبت کردن با دیگران بسیار میتواند آرامش بخش باشد پس با دیگران صحبت کنیم و ساکت نمانید.
۳_ اخبار را محدود کنید؛ سلامت روان تان مهم تر است. در شرایط بحرانی، اطلاع داشتن از شرایط موجود خوب است؛ اما نباید در این کار افراط کنید و سلامت روان خود را به خطر بیاندازید.
۴_ بی خوابی طبیعی است؛ به بدنتان زمان دهید. بعضی از مردم در شرایط بحرانی، بی خواب میشوند که این امر نیز طبیعی است و به مرور زمان درست میشود.
۵_ نفس عمیق بکشید؛ سه بار، آرام و آگاهانه. نفس عمیق کشیدن باعث میشود بدن وارد فاز آرامش شده و فرد بتواند به اصطلاح خود را جمع و جور کند، بنابراین در شرایط حساس حتما نفس عمیق بکشید.
۶_ به دیگران کمک کنید؛ حتی کوچک. کمک کردن به دیگران مخصوصا زنان، کودکان و سالمندان هرچقدر که کوچک باشد نیز به شما احساس قدرتمند بودن میدهد که در شرایط جنگی برای ذهن مفید است.
۷_ کنار خانواده بمانید؛ این یعنی پناه. در شرایط بحرانی، ماندن در کنار خانواده بهترین اقدامی است که هر فرد باید انجام دهد.
۸_ با کودکان آرام، ساده و بدون ترس صحبت کنید؛ کودکان در شرایط بحرانی، بیشترین آسیبها را می بینند به همین دلیل با آنها به زبان بچگانه صحبت کنید و شرایط را توضیح دهید.
۹_ قضاوت نکنید؛ هر کسی راه خودش را دارد. در زمان جنگ هر کسی ممکن است دست به اقدامات و رفتارهای مختلف بزند. بنابراین شرایط افراد را درک کرده و آنها را قضاوت نکنید.
۱۰_ شنونده باشید نه مشاور؛ فقط گوش بدهید. همانطور که صحبت کردن بسیار مفید است، گوش کردن به حرف دیگران نیز میتواند مفید باشد و به شما دیدگاه متفاوتی ارائه میکند.
۱۱_ روی چیزهایی تمرکز کنید که کنترل دارید؛ دست از فکرکردن درباره مسائلی که توانایی تغییر در آنها را ندارید بردارید و به مسائلی فکر کنید که میتوانید آنها را تغییر دهید.
۱۲_ روتین های کوچک را حفظ کنید؛ ورزش کردن، بازی کردن، کتاب خواندن و فیلم دیدن از جمله کارهایی است که میتوانید اگر امکانش را دارید انجام دهید.
۱۳_ ذهنتان را مشغول نگه دارید؛ فکرکردن به جنگ میتواند آزاردهنده باشد. به همین دلیل با مسائل و کارهای دیگر سر خود را گرم کنید و اجازه ندهید ذهنتان همیشه به جنگ فکر کند.
۱۴_ با خودتان تکرار کنید: "این هم می گذرد." در زندگی هر یک از ما ممکن است اتفاقات خوب و بد زیادی رخ دهد که همه آنها گذرا هستند، پس بدانید که این روزهای سخت و بحرانی نیز می گذرد.
۱۵_ کمک خواستن، شجاعت است نه ضعف؛ اگر نیاز به کمک دارید اصلا با کسی تعارف نکنید و کمک بخواهید زیرا در شرایط بحرانی همه ما نیاز به کمک داریم و این امر نیز طبیعی است.
با به یاد داشتن این ۱۵ مهارت، میتوانید شرایط دشوار را راحت تر سپری کنید.
امنیت از نیازهای اساسی روح است. معنای امنیت این است که روح انسان زیر فشار ترس و وحشت نباشد، مگر در نتیجۀ تقارن اتفاقی اوضاع و احوال و برای مدتی کوتاه و استثنائی. ترس و وحشت، که از حالات آشنای روح هستند، کمابیش دو زهر قاتلند، خواه ترس از بیکاری آن دو را پدید آورَد، خواه آزارِ پلیس، یا ظهور فاتحی بیگانه، یا تهاجم قریبالوقوع دشمن، یا هر مصیبت دیگری که خارج از حد تحمل انسان باشد.
اربابان رومی به شیوۀ مرسوم آن زمان تازیانهای را در دالان عمارت در معرض دید بردگانشان قرار میدادند، چون میدانستند این منظره نوعی حالت دلمُردگی ایجاد میکند که لازمۀ بردگی است. درمقابل مصریان اعتقاد داشتند مرد دادگر کسی است که پس از مرگ بتواند بگوید: «هرگز هیچ انسانی را نترساندم.»
سیمون وِی (Simone Weil )
ترجمهٔ بهزاد حسینزاده
سی ان ان: بهنظر میرسد که زندگی بهآهستگی در تهران در حال بازگشت به حالت عادی است / حملات اخیر بهنظر میرسد محدود بودهاند، اما سامانه پدافند هوایی ایران همچنان در آسمان شهر فعال است / کمبودی از نظر غذا یا سوخت به چشم نمیخورد؛ سوپرمارکتها باز و کاملاً پر هستند و هیچ صفی برای سوختگیری وجود نداشت
به گزارش سرویس بین الملل سایت «انتخاب» ( Entekhab.ir)؛ در ادامه این مطلب آمده است: حملات اخیر بهنظر میرسد محدود بودهاند، اما سامانه پدافند هوایی ایران همچنان در آسمان شهر فعال است، بهویژه در شبها.
اگرچه خیابانها هنوز بسیار خلوتتر از حالت عادی هستند، اما تعداد بیشتری از مغازهها و حتی برخی رستورانها دوباره باز شدهاند. ترافیک در جادهها دوباره در حال شکلگیری است و ما روز جمعه ـ پس از ورودمان در میانه هفته ـ برای اولین بار در ترافیک گیر کردیم.
همچنین کمبودی از نظر غذا یا سوخت به چشم نمیخورد. سوپرمارکتها باز و کاملاً پر هستند، و از کنار چندین پمپ بنزین عبور کردیم که همگی سوخت داشتند و هیچ صفی برای سوختگیری وجود نداشت.
خاک ایران زمین
تو برای من چه عزیز هستی
و غمی که در تو هست
و حسرت آبی که در تو هست
و تنهایی که در تو هست
درختان این سرزمین
شما را چه دوست دارم
گرچه آفتاب سوزان و خاک خشک
برگهای شما را میسوزاند
و شما ای سبزههای بهاری
که هنوز تنهایتان از باران
شسته نشده
به گرمی تابستان سپرده میشوید
و تو ای آسمان بلند و آبی
این سرزمین
تو چه نورانی و چه روحانی هستی
در و شفقتی بیانتها هست
و امیدی بیپایان
و چون پدری
بر پیشانی ما بوسه میزنی
و آنگاه که به زیر خاک
خواهم خفت
ای سرزمین عزیز
آرزوی من در تو
خواهد رست
شعر بالا از شاعری به نام بیژن جلالی است.
آره ایران دوستت دارم.
از زمانِ تجاوز اسرائیل به خاک ایران، هر روز شعر خواندهام. کتابهای شعر را تورق کردهام. نبوغِ شاعر در به یادآوری است. از خواندنِ اشعار مانوی تا دائو دِ جینگ و مرورِ تصاویری که در ذهنم هست. فیلمها، سریالها، صداها، کلمات. خالی میشوم. نمیخواهم پُر بشم. سَبُکیِ هستی. بیوزنی که دوست دارم.
لحظات خوشی و لحظات ناخوشی در زندگی داریم. ما انسانها خودِ زندگی هستیم. تکتک لحظهها را بدونِ حسرت میشه زندگی کرد. از غذا خوردن تا مسواک زدن، تماشای طلوع و غروب آفتاب و تمام فعالیتهای روزمره. توجه کردن به کوچکترین چیزها. مسواک زدن و غذا خوردن یک عملِ مکانیکی نیست. زندگی یک روزه که مدام و مدام تکرار میشه. تکراری که با نشاط همراه باشه عالیه. مزه میوه و انواع خوراکی را حس کنیم. چرا حسرت. تو وسط جنگی که اسرائیلِ جنایتکار بر علیه ایرانِ عزیزِ ما تحمیل کرده. گاهی روحیه خودمو از دست میدم. گاهی گریه میکنم و گاهی از ته دل میخندم. حسرت نباید خورد.
هر روز با این تفکر زندگی میکنه که روزی قراره بمیره.
فرزانه تسلیم آن چیزی است که لحظهی حال برای او به ارمغان میآورد.
او میداند که بالاخره خواهد مُرد
و به هیچ چیز وابستگی ندارد
توهمی در ذهنش نیست
و نیز مقاومتی در بدنش نیست.
او دربارهی عملش فکر نمیکند
اعمال او از مرکز وجودش صادر میشوند.
به گذشتهاش نچسبیده،
پس هرلحظه برای مرگ آماده است؛ همانطور که دیگران پس از یک روز کاری سخت،
برای خواب آمادهاند.
● لائو زه . ترجمه : فرشید قهرمانی
استوری مجتبی جباری مربی سابق استقلال درباره شبکه ضد ایرانی اینترنشنال: شبکه تروریستی اینترنشنال رکن مهم اتاق جنگ دشمن صهیونستی است که بی پروا در حال عادی سازی تجاوز و کشتار مردم و غیر نظامیان، ترور و بمباران است.
مهدیه گلرو فعال سیاسی مخالف جمهوری اسلامی و مقیم خارج به مصاحبه ایران اینترنشنال با نتانیاهو انتقاد کرد و با انتشار تصویری از این مصاحبه نوشت: با کسی که داره وطن رو بمبارون میکنه حرف میزنه و ادعای وطن پرستی میکنه
تو این لحظات حساس در میانِ زندگی و مرگ در تهران و جای جایِ ایران، تصویر من از مرگ عینِ زندگیه. آره! منم میترسم. اضطرابِ به هم خوردنِ شیشهها. شادمانی هم هست از ترس و مرگ. تصویرِ من از مرگ، تصویرِ تقلاها، تمناها و خواهشهای دو زن در فیلم «من تو او مرد او زن » از شانتال آکرمنه. تو خواهش و تقلا، تو اتاقِ کاملن سفید، سکون و سکوت و آرامش نیز هست. بله! سکون سخن میگوید ( Stillness Speaks) از نوعی که اکهارت تول هم تاکید داره در گفتار و نوشتههاش. بینِ تقلاها و سکون و سکوت، هر دو را دارم. در لحظه حال که تنها زمانِ واقعی است. ایران دوستت دارم. تهران دوستت دارم.
- - -
امیر قاضی پور
خرداد ۱۴۰۴. تهران
■ دوستان بقول تحلیلگری اگر صورت مسئله را درست ترسیم کنیم، میتوانیم به خروجی درست برسیم: یک- حکومت اسرائیل جنایتکار است. دو- اسرائیل با تجاوز به خاک ایران همه کنوانسیونهای بینالمللی را زیر پا گذاشته. سه- قصد اسرائیل بر هم زدن مذاکرات است و چهارم، مهم تر از همه، این نزاع نتیجه سیاست خارجی چهار دههای ج.ا است.