«من تو او مرد او زن »

شعر، نیروی حال ، دائو دِ جینگ، سکون و... سکوت

«من تو او مرد او زن »

شعر، نیروی حال ، دائو دِ جینگ، سکون و... سکوت

زمانی که راه می‌روید فقط راه بروید و زمانی که غذا می‌خورید فقط غذا بخورید


راز آرامش در زندگی چیست؟

فرزانه پاسخ داد:
زندگی بسیار ساده است، به آن شرط که شما آن زمان که دراز‌ کشیده‌اید فقط دراز کشیده باشید،
و زمانی که راه می‌روید فقط راه بروید،
زمانی که غذا می‌خورید فقط غذا بخورید،
و به همین ترتیب نیز همۀ کارهایتان را انجام دهید.

زیرا آن زمان که شما دراز می‌کشید به این فکر می‌کنید که کی بلند شوید،
زمانی که بلند شدید فکر می‌کنید که بعد آن باید کجا بروید،
زمانی که دارید می‌روید به این فکر می‌کنید که چه بخورید و به همین ترتیب...

فکر و ذهن شما همیشه یک قدم جلوتر از آن لحظه‌‌‌ای است که خود شما هستید.
همین باعث می‌شود که نتوانید از اکنون لذت ببرید.
غافل از اینکه معجزۀ زندگی تنها وقتی اتفاق می‌افتد که درک کنید بهترین لحظه همین لحظه است.





با حقیقت / و آب / ‌پوشیدن

رود و رودخانه
منبعِ الهام در آثارِ ادبی و هنری



یک : رود همه چیز می‌داند
و انسان همه چیز را می‌تواند از رود بیاموزد

هر لحظه از رود چیزی می‌آموخت.  بیش از همه گوش دادن را از رود آموخت . گوش سپردن با دلی آرام و با روحی جویا  و گشوده ، بی‌شور و شتاب ، بی‌آرزو و یا داوری و بی‌عقیده‌ای از خود .
سیدارتها . اثر : هرمان هسه
فارسی‌ی : سروش حبیبی




دو : رهایی در آب
شعری از امیر قاضی پور


یک گام / " آبِ رودخانه از سد می‌گذرد "
قطره قطران
سدِ آب تمامِ رودخانه را تَه می‌گیرد
سُرسُره می‌خورم از آب
به رویِ سیروان رها می‌شود
گاه آب با پلک زدن به ستوه می‌آید
شُرشُره آب می‌ریزد تویِ دامنِ دخترِ کوه
آب ... جمع شدن
فریادهایی که در گرما چون آب - جمع شدن
ابری شونده
با حقیقت / و آب / ‌پوشیدن
از سودایِ طنین / و داد
قانون " آهسته " از زمان نما
ای جامِ تاریکِ انگشتانِ باز
سکونِ شب
سکونِ آب
ناخنِ کیست که می‌ریزد
رویاىِ آب
ای جام‌هایی که در فضا وجود دارد





سه : رودخانه فیلم ژان رنوار

«رودخانه در حرکت است مانند جهان اطراف ما،
رودخانه بزرگ و کل دنیا و هر چیزی که درون آن است،
خورشید در تعقیب روز، همانطور که شب در تعقیب ماه و ستارگان،
از غروب تا شامگاهان از سحرگاه تا ظهر،
روزها به پایان می‌رسند و ما به پایانمان نزدیک می‌شویم...».
رودخانه، ژان رنوار، 1951

درباره شوق فراوان رِنوار به آب روان بسیار سخن گفته شده است، اما این شوق نقطه مشترک همه فیلمسازان مکتب فرانسوی بود (هرچند رنوار به آن بُعد تازه‌ای بخشید). در مکتب فرانسوی، گاه این شوق به رود و مسیر آن است، گاه به آبراهه، بَلمَ ها و آب بندیهای آن، گاهی هم به دریا، مرز آن با خشکی، و در نهایت بندر و فانوس دریایی همچون چیزی نورانی که در شب میتابد. اگر ایده یک دوربین منفعل به ذهن این فیلمسازان میرسید حتماً آنرا کنار آب روان بر پا میکردند. - ژیل دلوز، سینما یک



اگر سکوت انتخابی باشه عالی نیست؟

مخلوقِ زیبا Audrey Hepburn در فیلم داستانِ راهبه. این سکوت راهبه‌ها زیباست. جایی که فقط به ضرورت حرف می‌زنند و خاموش هستند. تا جایی که بشه حرف نمی‌زنند با ایما و اشاره کار می‌کنند. اگر سکوت انتخابی باشه عالی نیست؟ تمام حرف‌های زائد تمام لفاظی‌ها از بین می‌رود. حتا در سروصدا هم سکوت و وقفه هست بین صداهای محیط و صدای انسانها. سکوتِ ساموئل بکت، وقتی ازش مصاحبه خواستند و او زمانی قبول کرد که هیچ نگه و تمام مصاحبه بدونِ هیچ گفته‌ای فقط تصویر بود. صفحات سفید. کدام جنبش؟

جنبشی که عینِ سکوت است.




بی‌آرزو



وقتی آرزویی نباشد، همه چیز در صلح و آرامش است





ریش هایِ پناهنده  /   : شماره می‌کنه
بی رفت و آمد   /   رها می‌کردی
: دنبال کسی می‌گردد
بر نمی‌گردد ماهی‌هایِ دروغگو
پیاده‌رو هوایِ ساز کرده
تنها دهان بازمانده هنگامِ خوردنِ چای
میانِ بی آرزویِ دستِ دیگری
" استخوان‌هایِ پادزهری "

سه جشنِ پیروزی
«لباسِ کوچکی بمیرد»
از دره‌یِ عمیقی که همیشه جشنواره است
راستِ خیابان  /   سفید
- - -
امیر قاضی‌پور


          

سکوت آوایی یگانه ست


شعری از فرامرز سلیمانی



for john cage



wild wide open


جهان از برابرم می‌گذرد و می‌گریزد از برابرم
نقش بی‌هودگی دارد این زمان
به بی‌خودی و بی‌معنایی
بی مقصود و خواهش
و التماس
بی‌حس‌های فراهم و درهم و گم
اگر آواهاش همسان‌اند اینسان
پس سکوت آوایی یگانه ست
وحشی و گشوده و برپا
به دعوتی و نه پذیرشی
در اتفاق و فضای خاکستریِ
مهره
و تاس
می‌آمدم مدام و مبارک باشد جهان
( پس هجده دقیقه سکوت ... )







شعر بالا از  کتاب شعر " در مدح‌ لیوان آب پرتقالی‌ تنها " استخراج شده است. با خواندن شعرِ فرامرز سلیمانی یاد این عبارت "دائو دِ جینگ" افتادم: چون خواهشی نباشد، [ آدمیان] سکون می‌یابند. 


اگر می‌خواهید پُر باشید، خالی شوید


چقدر «فضایِ خالی» خوبه.‌‌‌ تاکید خوبیه: «اگر می‌خواهید پُر باشید، خالی شوید».
قفسه کتاب‌ها را در اتاقم تمیز می‌کنم. همین گرفتنِ گرد‌ و خاک از کتاب‌ها، فضایی را باز کرد. کتاب‌هایی را که دیگر نمی‌خوانم، کنار گذاشتم و فضای باز و گسترده. تنفس کردن و‌گام زدن بدونِ بار اضافه.

رفتم سراغِ  کتاب داستانِ « این سوی رودخانه اُدر» ، نوشته نویسنده آلمانی «یودیت هرمان». داستانِ اولِ این کتاب با عنوانِ «هیچ چیز جز ارواح» را الان خواندم . فضایِ خالیِ این داستان را دوست دارم. بقولِ شعرم: هیچ کس به هیچ کس فشار نمی‌یاره.

سکون، سکوت و فضای خالی.
چرا بارِ اضافه حمل می‌کنیم.
خالیِ خالی، بی‌هیچ تقدس.
اصول خوبیه: نشاط روح داشتن، غم فردا نخوردن ، به جمله‌ی زندگی‌ها توجه کامل نمودن. شادکامی تعلق نپذیرفتن از هیچ چیز و شگفتی مانوس شدن با حضور همه چیز‌ .




سکوت و سکون در آثارِ سینمایی



از وقتی با نظرات اکهارت تُله ( نویسنده کتاب‌های تاثیرگذارِ زمینی نو، نیروی حال و سکون سخن می‌گوید)  آشنا شدم، ردپایِ سکون و سکوت در آثارِ ادبی و هنری برای من مهم بوده و هست‌. چیزِ غریبی نیست. فقط نوعِ نگاه هر اثر فرق دارد. 


حتا می‌توان یک Top10 سینمایی از سکوت و سکون داشت. فیلم‌هایی که با سکوت و سکون دوست دارم :

۱. در صدر فیلم‌ها ، فیلم شانتال آکرمن فیلم «من تو او مرد او زن» قرار دارد. خلاقیت فیلمساز در سکون و سکون ، مثال زدنی‌ست.

۲. از فیلم‌های سینمای ایران، فیلم «چشمه» اثر آربی اُوانسیان را هیچ جور نمیشه نادیده گرفت. سازمان دادنِ سکوت با صفحات سفید در سینماتوگرافی که در تمام اجزای فیلم هست

۳. فیلم ماشین مرا بران ( Drive My Car) از هاماگوچی فیلمساز ژاپنی.  بله! نشسته‌‌ای بر معبرِ سکوت

۴. فیلم در شهر سیلویا ( In The City Of Sylvia) دیالوگ اندکی دارد. در جلسه سینماشعر گفتم که این فیلم را حتا میشه فیلم صامت نامید.  سکوت و سکون هم ضمن سروصداهای فیلم که کاملن موسیقی می‌شوند، وجود دارد. یک سینماگرافِ زیبا و مدرن

۵. تو فیلم پُردیالوگ «دختران چلسی» از اندی وارهول، بیست دقیقه سکوت هست

۶. از «هاماگوچی» یک فیلم دیگر بنام «شیطان وجود ندارد» را میشه مثال زد

۷. از سینمای ایران ، فیلم کمتر دیده شده‌ی «تابور» ساخته وحید وکیلی‌فر که در جشنواره‌های جهانی تحسین شده و در گروه هنر و تجربه اکران شده را میشه به لیست افزود

۸. از فیلمسازِ خلاقِ فلسطینی «الیا سلیمان» فیلم این جا می‌توانست بهشت باشد ( It Must Be Heaven) که سکون و سکوت را خوب تصویر کرده است

۹. فیلم سکوت و فریاد ساخته میکلوش یانچو 


۱۰. فیلم روزهای عالی ( Perfect Days) ساخته ویم وندرس . سکوت و سکونِ تصویر شده در این فیلم با نظرات اکهارت تُله کاملن همسو است


۱۱.‌ با اغماض فیلم Daddio ساخته کریستی هال ( Christy Hall) . هرچند یک فیلم متوسط است



تو می‌توانی تا بی‌نهایت از هیچ سخن بگویی. باقی همه سکوت است




گفتگوهای طولانی و دونفره مثلِ همین فیلم Daddio به کارگردانی کریستی هال ( Christy Hall )، وقتی با سکوت، سکون و وقفه بینِ مکالمه همراه میشه زیباست.  بدونِ Silence و Stillness و وقفه‌هایِ بینِ گفتگو، اصلن انسانیت وجود نداره‌‌.  بقولِ معروف: سکون و سکوت اصلن شکلی نداره و پدیده این‌جهانی نیست. تک-مضمونی بودنِ فیلم‌ Daddio ، یک نقطه ضعف بزرگ این فیلمه. حتا فیلم‌هایی محبوب مثلِ سه‌گانه لینکلیتر از نوعِ Before Midnight ، هم ایده‌های تک-مضمونی در گفتگوهایِ بی‌پایانِ خود دارند.  Talk و Talk و Talk! ، آنسویِ پیکرِ طبیعی ، دریا و دریا و دریا؟ تو می‌توانی تا بی‌نهایت از هیچ سخن بگویی. باقی همه سکوت است.  بعد از مدتها ، یک بازیِ قابلِ قبول از داکوتا جانسون ( Dakota Johnson) در فیلم Daddio دیدم‌. یک بار ، گفتم یک ویژگی فیلم‌های خوب اذیت کننده بودنِ آنهاست. اما همیشه اینطور نیست . مثلِ زمانی که فیلم Daddio را با سکون ، سکوت و آرامش می‌دیدم‌. هرچند فیلم Daddio ، یک اثرِ متوسط و قابلِ اعتناست .

یکی شدنِ انسان با طبیعت




" صدای شنیدنِ طبیعت
صدای شنیدنِ آب
صدای شنیدنِ سکوت و سکون "
همه اینها در فیلم شیطان وجود ندارد( Evil Does not Exist) ، ساخته‌ی " ریوسوکه هاماگوچی " هست. بعد از فیلم روزهای عالی( Perfect Days) از ویم وندرس، این جدیدترین فیلمی‌ست که به طبیعت، سکون و سکوت ، توامان احترام می‌گذارد. احترام گذاشتن و قدردانی از سکوت و طبیعتِ خالص و ناب در فیلم شیطان وجود ندارد، تحسین‌برانگیز است. تصویری از یکی شدنِ انسان با طبیعت و تمامیتِ هستی .

دوست دارم نوشته اکهارت تُله را با ترجمه فرناز فرود در پیوند با فیلم Evil Does not Exist بیاورم:

ما فقط برای بقای جسمانی به طبیعت متکی نیستیم. ما به طبیعت نیاز داریم تا راه خانه، راه خروج از زندان‌ ذهن‌هایمان را نشان دهد. ما در انجام دادن، فکر کردن، به یاد آوردن و پیش‌بینی کردن گم شده‌ایم.  ما در هزارتوی پیچیدگی و جهانی از مشکلات گم شده‌ایم.


آنچه را سنگ‌ها، گیاهان و حیوانات هنوز نمی‌دانند، فراموش کرده‌ایم.  فراموش کرده‌ایم که چگونه باشیم؛ آرام باشیم، آنجا که زندگی هست باشیم: اینجا و اکنون!



پی‌نوشت : وسط این همه خشونت، از اقدامات ضدانسانی و ضدوطنیِ آزارگرانِ حجاب اجباری تا مقاومت مردم در برابر آنان، از سکون و سکوت می‌گی و فیلم می‌بینی؟
بله. حتا در سروصدا و شلوغی هم سکوت هست. بدونِ سکوت و سکون هیچ خلاقیتی شکل نمی‌گیره. خشم و خروش در برابرِ ظلم و ستم سرِ جایِ خودش،  و سکوت و مراقبه هم بجایِ خودش .

سیزده بدر خوش



سیزده بدر خوش
یا : طبیعت در سکون و سکوت معصومانه

فکر کردن ، مرحله‌ای از تکامل زندگی‌ست. طبیعت ، در سکون معصومانه‌ای که از پیدایش فکر قدیم‌تر است، وجود دارد . درخت ، گُل ، پرنده و صخره ، متوجه زیبایی و تقدس خود نیستند. هنگامی که انسان‌ها ساکن می‌شوند، به ورای فکر می‌روند . بُعد دیگری از دانستن و هوشیاری در سکوتی که ورای فکر است وجود دارد.
طبیعت می‌تواند تو را به سکون بیاورد . این هدیۀ طبیعت به توست. هنگامی که حوزۀ سکون را در می‌یابی و در آن به طبیعت می‌پیوندی، آگاهی تو در آن حوزه پخش می‌شود . این هدیۀ تو به طبیعت است .
طبیعت از طریق تو متوجه خود می‌شود ؛ گویی که میلیون‌ها سال در انتظار تو بوده است. ● از کتاب مهم و تاثیرگذار " سکون سخن می‌گوید " اثر : اکهارت تُله . فارسی ی : فرناز فرود

سکوت


امروزه زیادی حرف می‌زنیم. همین‌طور حرف می‌زنیم و به هم قول می‌دهیم اما قول و قرارهایی که نقض می‌شوند و به هم می‌خورند زیبایی باطن ما را نابود می‌کنند. سکوت است که آن زیبایی را پاس می‌دارد، آن را از هر شائبه‌ای در امان می‌دارد، نمی‌گذارد هیچ کلامی آلوده‌اش کند.

کیم کی دوک . فیلمساز