وقتی آرزویی نباشد، همه چیز در صلح و آرامش است
ریش هایِ پناهنده / : شماره میکنه
بی رفت و آمد / رها میکردی
: دنبال کسی میگردد
بر نمیگردد ماهیهایِ دروغگو
پیادهرو هوایِ ساز کرده
تنها دهان بازمانده هنگامِ خوردنِ چای
میانِ بی آرزویِ دستِ دیگری
" استخوانهایِ پادزهری "
سه جشنِ پیروزی
«لباسِ کوچکی بمیرد»
از درهیِ عمیقی که همیشه جشنواره است
راستِ خیابان / سفید
- - -
امیر قاضیپور
ابزار نظامی، ابزار خشونت است.
فرزانه از خشونت پرهیز میکند.
ابزار نظامی ابزار ترس است.
فرزانه هرگز آنرا بکار نمیبرد؛
مگر در زمانِ اضطراری
و در صورت اجبار، با کمال بیمیلی آن را بکار میگیرد.
صلح و دوستی والاترین ارزش است.
اگر در صلح و دوستی خللی پیدا شود
او چگونه میتواند خشنود بماند؟
دشمنان او دیوها نیستند بلکه انسانهایی هستند همانند او.
او در آرزویِ نابود شدنِ آنها نیست
و هنگام پیروزی جشن نمیگیرد.
او چگونه میتواند هنگام پیروزی
و کشتن انسانها به جشن و شادی بپردازد؟
با شجاعت به میدانِ نبرد وارد میشود؛
شجاعتی همراه با غم و شفقت
گویی در مراسم تشییع جنازه شرکت میکند.
دائو دِ جینگ