سریال دختر جدید( New Girl ) را برای خنده، تفریح و اوقات فراغت دیدم. و از دیدنش راضی هستم. کلی خندیم. آمریکاییها با تمامِ وجود خودشان را نفسانیتشان را ابراز میکنند. مثلِ آب خوردن رویدادهای زندگی را به تصویر در میآورند. جالبه! در سریال New Girl ، یک زنِ جوان، همخانه سه مرد جوان میشود. بدونِ اینکه خودشان را سانسور کنند؛ اخلاقیات هم مطرح است. این چهار کاراکترِ اصلی در New Girl ، از تمام جنبهها از جمله عاطفی و سکسی به هم کمک میکنند. این بازیگر دوست داشتنی بنام Zooey Deschanel را اول بار در فیلم عاشقانه " پانصد روز سامر " دیدم. تو این سریال، همون کاراکتر را با آزادیِ عمل بیشتر ادامه داده. هر قسمت سریال New Girl ، بین ۲۰ تا ۲۵ دقیقه است. انگار داری غذا میخوری و رویدادهای زندگی را دنبال میکنی. فقط موقع غذا خوردن خواهش میکنم سریال نبینید.
سریال New Girl ، مقادیرِ زیادی لوسبازیهای عاطفی و جنسی دارد که با ملاحتِ فراوان تصویر شده. یک شوی شبانه زیبا ، روان و جاری در متنِ زندگی. تمام لوسبازیهای سریال New Girl را دوست دارم. هر روز باید یک سریال خوب دید.
تو کشورهای به اصطلاح آزاد و لیبرال، سریالهایی مثلِ سریال سیلو(Silo) ساخته میشه. تو همین جوامع آزاد، طی آزادسازیِ دروغین دیکتاتورها و فاشیستهایی مثلِ دونالد ترامپ تاخت و تاز میکنند. کودتاچیهایی مثلِ ایلان ماسک و مارک زاکربرگ با پول هرکاری میکنند. هر جایی بتوانند کودتا میکنند. هر روز باید یک سریال خوب مثل همین Silo دید. تاکید خوبیه که مشکلِ بشر از اونجا ناشی میشه که انسان تو یک اتاق برای چند دقیقه هم نمیتونه در صلح و آرامش باشه. نجات دادنِ جهان پیشکش. اگر تو یک اتاق در آرامش باشیم و با خودمان به تعارض نرسیم مسالهای وجود ندارد.
سریال سیلو از بهترین آثارِ ضداستبدادی است. سریال Silo، طراحیِ فوقالعادهای دارد. از طراحی در ایدهپردازی تا طراحی صحنه این سریال را دوست دارم.
مشخصات سریال سیلو( Silo )
شبکه: Apple TV
وضعیت پخش: دو فصل
بازیگران: Graham Yost,Hugh Howey,Jessica Blaire
کارگردان: Rebecca Ferguson,Iain Glen,Will Patton
خلاصه سریال: مردان و زنان در یک سیلو غول پیکر زیرزمینی زندگی میکنند که دارای چندین مقررات است که به اعتقاد آنها برای محافظت از آنها در برابر دنیای سمی و ویران شده در سطح وجود دارد.
شخصیت و روحیه زیبای «ایزابل هوپر» در فیلم «نیازهای مسافر» ، اثر هونگ سانگ سو، فیلمساز اهل کرهجنوبی. در جایی از فیلم « نیازهای مسافر»، دوست ایزابل هوپر، روحیه این زن فرانسوی را اینطور توصیف میکند: «هر روز با این تفکر زندگی میکنه که روزی قراره بمیره ». یادِ یک بخش از اثر لائو زه یعنی« کتاب دائو دِ جینگ» افتادم:
فرزانه تسلیم آن چیزی است که لحظهی حال برای او به ارمغان میآورد.
او میداند که بالاخره خواهد مُرد
و به هیچ چیز وابستگی ندارد
توهمی در ذهنش نیست
و نیز مقاومتی در بدنش نیست.
او دربارهی عملش فکر نمیکند
اعمال او از مرکز وجودش صادر میشوند.
به گذشتهاش نچسبیده،
پس هرلحظه برای مرگ آماده است؛ همانطور که دیگران پس از یک روز کاری سخت،
برای خواب آمادهاند.
چیز عجیبی نیست که فیلم نیازهای مسافر ( A Traveler's Needs) با دائو دِ جینگ پیوند دارد. هونگ سانگ سو (Hong sang soo )؛ کسیست که فیلمسازی را تبدیل به زندگی روزمره کرده است. هونگ سانگ سو، دائو دِ جینگِ فیلمسازیاست. دائو چیزی جز تجربه روزمره زندگی نیست. وقتی گرسنهتان شد غذا میخورید وقتی تشنهتان شد آب و نوشیدنی مینوشید و به همین ترتیب زندگی را در لحظه حال میگذرانید. یک جا در فیلم نیازهای مسافر، فکر کردم ایزابل هوپر مُرده است. اما او به خواب رفته بود؛ بعد از یک روز کاری یعنی تدریس زبان فرانسه. پس هرلحظه برای مرگ آماده است؛ همانطور که دیگران پس از یک روز کاری سخت، برای خواب آمادهاند. آقای هونگ سانگ سو و خانم ایزابل هوپر، فیلم شما مرا به وجد و شادی آورد. و این چیز کمی نیست.
زمستان و سال نو
و هشت هایکوی ژاپنی
از شاعر ژاپنی: ماسائوکا شیکی
ترجمه: ع.پاشایی
۱
سال شروع میشود
در روزِ سالِ نو
زندگی ما حالاست
۲
ستارهها ناپدید شدند
و بعد ـــــ
مِهِ پنجرنگ سال نو
۳
در شکوفههای پراکنده
بودا و آیین بودا
ناشناخته
۴
آسمان نزدیک میشود
یک چنین غروب درخشان
نوروز
۵
نوروز
آمده است ـــــ
خیابانهای خلوت
۶
هیزم میشکند
خواهرم به تنهایی ـــــ
برای زمستان آماده میشود
۷
پشت محلِ
درختهای زمستان
غروبِ آتشین
۸
کاملیای زمستان
ای کاش میتوانستم پیشکش کنم آن را
به بودای دودگرفته
آیا این مسائل که هر جا که ویران شده، نیست شده، و از امروزمان دور شده است از نو مطرح نخواهد شد؟ آیا در عین حال زندگی با این پرسشها باز نمیایستد؟ اگر یادتان باشد گیاههایی که دیده میشد و تماشاگرانی که میآمدند تا دریابند و بارانی که میآمد و همه چیز را میشست، پرندهای که جستوخیز میکرد، همه اینها نشانههای نوعی ادامه پدیدههای زندگی است. همه آنها با ما چه پیوندی دارد؟
● فریدون رهنما
تصویر :حضور گردشگران در مجموعه جهانی تخت جمشید، همزمان با دومین باران پاییزی در فارس
از فیلسوفی پرسیدند: شگفتانگیزترین رفتار انسان چیست؟ پاسخ داد: از کودکى خسته میشود، براى بزرگ شدن عجله میکند و سپس دلتنگ دورانِ کودکى خود میشود. ابتدا براى کسب مالوثروت از سلامتى خود مایه میگذارد، سپس براى باز پس گرفتن سلامتى از دست رفته پول خود را خرج میکند. طورى زندگى میکند که انگار هرگز نخواهد مُرد، و بعد طورى میمیرد که انگار هرگز زندگى نکرده است. آنقدر به آینده فکر میکند که متوجه از دست رفتن امروز خود نیست، در حالى که زندگى گذشته یا آینده نیست، زندگى همین حالاست.
اصول خوبیه: نشاط روح داشتن، غم فردا نخوردن ، به جملهی زندگیها توجه کامل نمودن. شادکامی تعلق نپذیرفتن از هیچ چیز و شگفتی مانوس شدن با حضور همه چیز
حقِ حیات برای آمریکاییها آنقدر مهم است که در یک ماجرای واقعی، یک دخترِ تینایجر بنام میشل کارتر (Michelle carter) را بدلیل شیطنت و بیمسئولیتی در مسجها و SMSهایی که به دوستپسرش کنراد روی(Conrad Roy) فرستاده و منجر به خودکشیِ دوستپسر شده، دادگاهی کرده و دختر را پانزده ماه حکم به زندان دادند. در حالیکه دوستپسر، خود نیز سابقه خودکشی و افسردگیِ شدید داشته است. سریالی با نام دختری از پلینویل( The Girl From Planinville )با بازی " ال فانینگ" از رویِ این ماجرای واقعی ساختند. با این نگاه هر SMS و هر تشر و هر شیطنتی میتواند بالقوه باعث خودکشی و ویرانیِ یک نفر شود. میلیونها نفر را نمیتوان برای این مساله به زندان فرستاد. اما میتوان دقت کرد که هر تشر، هر القایِ نابجا، یک سلسله پیام مخرب و از این دست، میتواند باعث مرگ و خودکشی شود. پدر و مادرهایی که توی دلِ بچههایشان را خالی میکنند. از همه مهمتر چرا یک نظر، یک SMS باید آنقدر مهم باشد که کسی خودکشی کند. نباید نظرات نزدیکان و دیگران اینقدر اهمیت داشته باشد. نفی و اثباتِ نظرات دیگران بیاهمیت است. تشویق به خودکشی از سوی دوستدختر .
جالبه! آمریکاییها( از پلیس و مقامات قضایی) ، یک دخترِ تینایجرِ آمریکایی را برای شیطنت و بی مسئولیتی در smsهایی که برای دوست پسرش فرستاده و منجر به خودکشی پسر شده، حکم به زندان میدهند ، چرا در برابرِ نسلکشی در سرزمینهایِ اشغالی و حق حیاتِ میلیونها فلسطینی ، دولت ایالات متحده را مجبور نمیکنند، اسرائیل را تحریم کرده، و با فشارِ خود باعث توقف جنگ شوند. حقِ حیات برای میلیونها نفر نقض شده. تاکید: مقامات قضاییِ آمریکا یک دختر را برای smsهایش چندسال محاکمه کردند. پرینت چندهزار مسج دختر را خواندند. حقِ حیات در سایر موارد؟
یا این یا آن
۱.زندگیِ زیباییشناسانه یا استتیک: کسی که به هوایِ دلِ خود زندگی میکند. کسانی که برای خود و رضایت خود زندگی میکنند
۲. زندگیِ اخلاقی: کسانی که علاوه بر خود و رضایت خود، برای دیگران و انسانهای دیگر هم زندگی میکنند
۳. زندگیِ دینی: از نظرِ سورن کییر کگور ، دین را میتوان سنتزِ دیالکتیکیِ « زندگیِ زیباییشناسی» و «زندگیِ اخلاقی» دانست. دیانت درون و برون، یقین و عدم یقین را در خود دارد. کسی که فقط برای خود و انسانهای دیگر زندگی نمیکند. برای خدا زندگی میکند
فراتر از مطلب بالا : انسان قلبش برای همه انسانها ظرفیت ندارد. هر کدام از ما، چقدر برای همنوع و هموطن خود دلسوزی داریم؟ اما وقتی خبری مثلِ حمله چهار زنِ چادریِ گشت ارشاد به دو دختربچه ۱۴ ساله را میشنوی و متاثر میشی. کدام وجدان؟ کدام انسانیت؟ این وحشی گری ...جانهایِ زیبایِ دخترانِ ایرانی با گرایشها و پوششهای متنوع.
رقصِ کاغذ پارهها
قربانیِ دورههایِ هجوم
از هر طرف مجبور باشیم خالق باشیم
بیش از اینکه بمیریم
سنگین میشود سنگ
و من از همان موقع ترسیدم
"کاغذ پارهها رویِ سنگ"
نامِ زنده،نه مرگ
وقتی نه هنوز نه مرگ را دیده بود
دعا مثلِ سنگهایِ پاره
یکبار سوده نگینتاج ، شعر بالا را در دهه۸۰ برایم sms کرد. پرسیدم مال کیه؟ گفت: شعر خودت!
و خبر درگذشت برادر سوده نگینتاج را جدید دیدم . تسلیت به سوده دوست خوب تمام سالها و لحظه حال . با زبانِ اکهارت تول با زبانِ تاگور با چه زبانی از مرگ بگویم .
تاگور :
خواهم مُرد
بارها و بارها
تا بدانم که زندگی ابدی است.
خبرها و نکتهها : سپیده رشنو ( از مخالفان حجاب اجباری) باید خود را به زندان معرفی کند. سپیده رشنو ( شاعر و ویراستار) فقط نظارهگرِ خبرها نبود. در صحنه بود. بخاطرِ چند تار مو و زندان!
جالبه! در تلویزیون ج.ا میدیدم که دخترِ دانشجوی ایرانی بدونِ حجاب را در فرانسه نشان میداد که از فرهنگ فرانسویها انتقاد میکرد. ایران ملک مشاع است برای همه ایرانیان . فرانسه و ایران چه فرقی دارد. تظاهرات کنندگان مرد و زن که در کشورهای مختلف ، با پوشش اختیاری علیه آپارتاید ، اشغالگری و جنایتهای اسرائیل در کشورهای مختلف تظاهرات میکنند. میشه زنان و دخترانِ ایران هم علیه آپارتاید و اشغالگری اسرائیل بدون حجاب اجباری در ایران تظاهرات کنند .
بقولِ رنه گروسه ( شرق شناس) :
ایران آستانه غرب است
و آستانه شرق
و پُلیست میان این دو
آزادسازی و زندگی کردن در لحظه حال
بر علیه «خودِ خودمحور» و مَنیت
بدونِ «خود» مسالهای وجود ندارد
از تمامی ترسها و خواستههایی که را در رابطه با وضعیت دشوارِ زندگیات داری و هر روز توجه بیشتری صرف آن میکنی، چه باقی خواهد ماند؟ خط فاصلهای سه-چهار سانتیمتر، بین تاریخ تولد و تاریخ وفات بر سنگ مزارت.
برای «خودِ خودمحور» این فکر یاس آوریست اما برای تو رهایی بخش است.
بر علیه مَنیت
اکهارت تُله ( Eckhart Tolle)
فارسیی : فرناز فرود
یک روز بهاری من رفتم تو حیاط بنشینم.
دیگر حتمن نمیتواند یک نخلِ سوخته
ماه با پیراهنِ سفید خفتی
اما رنگ با شما هست
گوشه پاک میکنی دمِ درها.
حق با شما هست
از مکث باکیت نیست.
در دلِ هم به شیرِ مادران میخندی
«یک سال سرم را که نمیتوانیم»
از هوایِ پاک، باکیت نیست
مکث می ریزد بعد پوستِ استخوان
بیرون این نقطه از«ط» میمردم
«مکث نیستم»
می ریزد استخوان.
«مهلت از آمونیاک»
میبارد بالات
- تو می گذری -
یک،اما بعد رنگ تو را
بلوط را زنگ اول
چیزی را که انداخت
- - -
امیر قاضیپور
حامد مصطفوی ( نویسنده فیلم ساز ) : درود . نامو که لید گذاشتی چه افق شکستهای از زندگی باز کرد تو تداعی روزنامه...