سه دفتر شعرِ امیر قاضی پور
الیت
جانِ پرندهای از حشرههایِ بلند
واسازیِ هوایِ بیرون از خانه
زیباییِ نقص . نقدی بر شیوه شعر نوشتنِ امیر قاضی پور
و کانال شعر و شعرخو انی در تلگرام:
T.me/ghazipooramir
اگر قرار به حل بحران است تمام سیاستهای داخلی و خارجی که منجر به این وضعیت شده است، باید از اساس تغییر کند و حرکت کشور در مدار تازهای قرار گیرد.
احمد زیدآبادی روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی در کانال تلگرامی خود با اشاره به جلسهای با معاون سیاسی رئیس جمهور در روزهای بعد از جنگ ۱۲ روزه، نوشت: پس از جنگ ۱۲ روزه دکتر سنایی معاون سیاسی رئیس جمهور از شماری افراد برای رایزنی در بارۀ شرایط پس از جنگ و راههای حل بحران دعوت به عمل آورد. مدعوین از جناحهای مختلف و دارای دیدگاههای متفاوت و متضاد بودند. چون نوبت صحبت به من رسید، چنین گفتم: جنگ ۱۲ روزه فقط پیش درآمدی از یک برنامۀ عظیم برای مقابله با جمهوری اسلامی است. حرکتهای بعدی پیچیدهتر و خسارتبارتر خواهد بود. اگر قرار به حل بحران است تمام سیاستهای داخلی و خارجی که منجر به این وضعیت شده است، باید از اساس تغییر کند و حرکت کشور در مدار تازهای قرار گیرد. اگر این اتفاق نیفتد همان کابوسی که سالها پیش همسر و بچههایم را به آمادگی برای رویارو شدن با آن فراخواندهام به وقوع خواهد پیوست و آن کابوس این است که بر اثر فرسایش فزایندۀ توان و کارآمدی دولت و طغیان بحرانها، ظهور و جولان انواع و اقسام دستههای گنگستر و گروههای شبهنظامی مسلح چنان وسعتی از ناامنی در جامعه پدید آورد که چارهای جز فرار به عمق کویر و درخواست از سازمان ملل و صلیب سرخ برای اعطای چند چادر و مقداری آرد و استقرار تعدادی کلاهآبی برای حفظ جان و امنیتمان نداشته باشیم!"
حاضران خندیدند و بعضاً به تمسخر گرفتند، اما من در دلم به تلخی تمام گریستم!شعرهایی که طی سالها نوشتم. از سر میخوانم. چه کسی چه کسی را برپا میکند/؟
شبکههای اجتماعی باعث دوری ما شاعرها و نویسندهها از هم شد. در همین ده پانزده سالِ اخیر، وقتی Facebook و شبکههای اجتماعی ، در ایران راه افتاد، کاریکاتوری دیدم که فردی صبح پا میشد، بجایِ دیدنِ صورتِ خودش، نشانهای صفحات اینترنتی مثل Instagram و Telegram را در آینه میدید!
کدام تبادل؟ فراتر از گلایه، وقتی من و امیر وزین در ارتباط با شعر و سینما ، نقد و نظر و جلسه داشتیم، کدام شاعر و نویسنده به ما اضافه شد؟ کجا اهلِ بحث و گفتگو بودید؟ کجای گفتگوهایی مثلِ: تنانگی چیست؟ شعرِ زَن یا شعر خودش زَن است ، وارد شدید/؟
نیما صفار چند ساله فقط مرتب مطالبِ مستعملِ دوستانش را برای من میفرسته. یا برای nاُمین بار! یک مطلب از صفحه خودشو میفرسته. تفکرِ زائد از نوعِ نیما صفار. وقتی مجتبا حدیدی از بچههای شاعر و منتقد به نیما صفار از طریقِ اینترنت، نامه مینویسه و نیما صفار بیاعتنا مشغولِ گرگان بازی است!... سالها از نیما صفار تعریف و تمجید کردم. در اینجا انتقاد دارم. کدام تبادل؟
روزنامه «جهانصنعت» از خسارات اقتصادی طولانیترین دورانِ انسداد اینترنتی در تاریخ ایران گزارش میدهد
تاریکترین روزهای عمر سانسور مجازی
شنبه ۴ بهمن ۱۴۰۴
قطعی سراسری اینترنت وارد سومین هفته شد؛ هرچند در روزهای گذشته شاهد تغییراتی جزئی در وضعیت دسترسی برخی کاربران بودهایم اما روند قطعی اینترنت تقریبا و کماکان ادامه دارد.
جهان صنعت – قطعی سراسری اینترنت وارد سومین هفته شد؛ هرچند در روزهای گذشته شاهد تغییراتی جزئی در وضعیت دسترسی برخی کاربران بودهایم و بهویژه درحدود ۴۸ تا ۲۴ساعت گذشته نیز این روند تاحدودی افزایش یافته اما آنچه کماکان به روال روزهای گذشته ادامه دارد و به امری غیرقابلانکار تبدیل شده، این است که اولا هنوز بالغبر ۹۰درصد شهروندان ایرانی از حق دسترسی آزاد به اینترنت محرومند و ثانیا در این بیش از ۳۵۰ساعتی که شاهد انسداد ارتباطات اینترنتی در سراسر کشور بودیم، خسارات مالی و اقتصادی هنگفتی به کسبوکارهای اینترنتی و فراتر از آن، به عموم شهروندان این سرزمین وارد شده است.
نکتهای که بهویژه آنگاه به اهمیت آن پی خواهیم برد که به یاد بیاوریم اولا آنچه اساسا منجر به انسداد تمامی ارتباطات اینترنتی، تلفنی و پیامکی بهویژه روزهای نخست شد، اعتراضاتی بود که دستکم در بدو امر با انگیزههای اقتصادی-معیشتی و مشخصاً از سوی بازاریان پایتخت انجام شد؛ اعتراضاتی که البته در ادامه بهدلیل دههها بیتوجهی مسوولان به دیگر شئون نارضایتی عمومی و تشدید روزافزون شکاف دولت- ملت، بهسرعت به دیگر حوزهها و مطالبات غیراقتصادی نیز تسری یافت و البته اینبار هم همچون نوبتهای پیشین، نه درنهایت روشن شد تکلیف آن مطالبات اقتصادی آغازین چه خواهد شد و منظور مسوولان از بهرسمیت شناختن اعتراضات در روزهای آغازین و تاکید آنان بر حق بودن آن اعتراضات چیست و نه البته به این طریق آشکار شد که جامعه ایرانی تا چه زمانی باید مطالبهگر مطالبات و خواستههای سیاسی- مدنی خود باشد؟!
بازار کساد فروشندگان فیلترشکن در تاریکی مجازی
فارغ از تمامی این مسائل و مطالبات اما نکتهای که دستکم بهلحاظ زمانی در اولویت است، چیزی نیست مگر وضعیت اینترنت بهعنوان یکی از عوامل اساسی در تشدید وخامت اوضاع معیشتی مردم بهویژه آنکه باوجود تاکید مسوولان بر بازگشت آرامش و عادی شدن شرایط کشور نهتنها شاهد تغییر چندانی در وضعیت انسداد اینترنت نیستیم بلکه حتی زمان دقیقی نیز برای پایان این روزهای «آفلاین» نیز اعلام نشده و همین بیاطلاعی و ناروشن بودن آینده، بر ضرروزیان هنگفتی که به کسبوکارها وارد شده، افزوده است.
در این میان البته خود دولت هم مدعی است که نهتنها موافق ادامه این وضعیت نیست و مخالف ادامه انسداد اینترنت سراسری است بلکه همچون صاحبان کسبوکارها که نسبتبه ضرر و زیان هنگفتی که در این وانفسای اقتصادی متحمل شدهاند، ابراز نارضایتی میکنند، میگویند که این دولت است که متضرر اصلی این اوضاع است؛ ادعایی که البته تردیدی در صحت آن نیست؛ هرچه نباشد ما امروز در قرن بیستویک و دهکده جهانی زندگی میکنیم و طبیعی است که نه دولت کنونی در ایران و نه هیچ دولت دیگری در هیچ کجای جهان قادر به ادامه فعالیتهای خود بدون دسترسی به اینترنت نباشد.
بماند که مخالفان دولت ظاهرا حتی این امر ساده را هم درک نمیکنند. چنانکه روز گذشته محمد کرباسی، دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر قم در یادداشتی که از طریق شبکه ویراستی منتشر کرد، به اظهارات محمدجعفرقائمپناه واکنش نشان داد و نوشت: «چه اعتراف قشنگی!»
این فعال ارزشی با استناد به این سخنان قائمپناه مدعی شد که علت «مخالفت دولت با فیلترینگ» نیز ناشی از این است که «دولت بزرگترین واردکننده بلکه واردکننده انحصاری پهنای باند است لذا هرچه ترافیک بینالملل افزایش پیدا کند، درآمد دولت هم زیاد میشود و هرچه ترافیک بینالملل کاهش پیدا کند، درآمد دولت هم کم میشود.»
آخرین گزارش نتبلاکس از اینترنت ایران
در شرایطی که اما طی روزهای گذشته همزمان با انسداد تمامی ارتباطات اینترنتی، بار دیگر وبسایت نتبلاکس(NetBlocks) به یکی از مراجع اصلی رسانههای داخلی تبدیل شده، این رسانه روز گذشته آخرین گزارش خود درباره وضعیت اینترنت در ایران را نیز منتشر کرد؛ گزارشی که بهویژه به این دلیل حائز اهمیت بود که در روزهای گذشته برخی منابع ادعاهایی را درخصوص تغییر شرایط انسداد اینترنت در کشور مطرح کرده بودند.
حال آنکه این وبسایت تخصصی که بهعنوان «دیدهبان جهانی اینترنت» فعالیت میکند، در آخرین گزارش خود نیز تاکید کرده که باوجود گذشت دقیقا دو هفته از شروع قطع سراسری اینترنت در ایران، وضعیت شبکه بهبود نیافته است.
بنابر آنچه وبسایت داخلی گجتنیوز با استناد به گزارش تازه دیدهبان جهانی اینترنت منتشر کرده «در حالی که مقامات داخلی وعده داده بودند اینترنت «تا آخر هفته» یا «تا سهشنبه» (واپسین روز دیماه) وصل میشود، دیدهبان جهانی اینترنت (NetBlocks) در جدیدترین بهروزرسانی خود که انتهای هفته گذشته (۲ بهمنماه) منتشر شد، تصویری متفاوت از واقعیت ارائه داده است.»
این گزارش در حالی از ورود ایران به چهاردهمین روز از قطع دسترسی به شبکه جهانی خبر داده و تاکید کرده سطح اتصال عمومی همچنان در محدوده بحرانی قرار دارد که روز گذشته در واپسین روز هفته و نخستین روز هفته سوم انسداد اینترنتی نیز شاهد تغییر چندانی نبودیم.
شرایطی که باعث شده رسانههای داخلی نیز از این دوره تاریکی که تا زمان نگارش این گزارش در واپسین ساعات غروب جمعه، دستکم ۱۵روز بهطول انجامیده، از آن بهعنوان «طولانیترین دوره قطع مداوم اینترنت در تاریخ ایران» نام برده و با تاکید بر اینکه انسداد ارتباطات اینترنتی در ایران از مرز ۳۵۰ ساعت نیز عبور کرده، تاکید کنند که حتی در آبانماه۹۸ نیز شاهد انسدادی تا این حد طولانی نبودیم.
همزمان با انتشار این گزارش، رادارهای ترافیک (مانندCloudflare Radar ) نیز نشان میدهند که سهم ترافیک موبایل(که ابزار اصلی مردم برای اتصال است) همچنان ناچیز و زیر ۱۰درصد بوده و عمده ترافیک مربوط به خطوط ثابت و سازمانی است.
قریب به ۶۰ همت زیان مستقیم انسداد اینترنتی
در شرایطی که چنانکه اشاره شد، یکی از مهمترین مسائل در ارتباط با انسداد طولانیمدت اینترنت، خسارات مالی و ضرر و زیان هنگفتی است که نهتنها صاحبان کسبوکارهای دیجیتال بلکه عموم کسبوکارها را تحتالشعاع قرار داده، بحث درباره میزان خسارات وارده در این مدت نیز از مباحث داغ این روزهاست بهویژه آنکه در این میان انتشار آمار متناقض ازسوی مقامهای دولتی و فعالان بخشخصوصی، پرسشهای جدی را درباره واقعیتِ خسارتهای وارده به اقتصاد ایران ایجاد کرده است.
این درحالی است که بنابر بررسیهای کارشناسی، میان روایت دولت و بخش خصوصی، روزانه ۳هزار و ۲۰۰میلیارد تومان اختلاف رقم وجود دارد چنانکه رضا الفتنسب، رئیس اتحادیه کسبوکارهای مجازی با تکیه بر دادههای میدانی اعلام کرد که هرروز قطعی اینترنت، حدود ۳هزار و ۸۰۰میلیارد تومان(۳/۸همت) به کسبوکارهای مجازی آسیب میزند و بر این اساس مجموع خسارت وارده به این کسبوکارها، در این ۱۵روز گذشته چیزی در حدود ۶۰همت(۵۷همت) تخمین زده میشود؛ نکتهای که ازقضا بنابر گزارش وبسایت داخلی پیوست با بررسی خروجی پرداختیارها نیز قابلتایید است چنانکه بررسی خروجی پرداختیارها از سقوط ۸۰درصدی تعداد تراکنشهای اینترنتی خبر میدهند.
همزمان با این اظهارات رئیس اتحادیه کسبوکارهای مجازی اما احسان چیتساز، معاون وزیر ارتباطات، برآوردهای میلیاردی بخش خصوصی را رد و سقف خسارت روزانه را تنها ۶۰۰ میلیارد تومان اعلام کرده است. پیش از این نیز معاون علمی رئیسجمهور، آمارهای چندهمتی را «نادرست» خوانده بود. با این همه تنها کافی است نگاهی به گزارشهای رسمی سالهای گذشته بیندازیم تا دریابیم که ازقضا آنچه مسوولان دولتی مطرح میکنند، دور از واقعیت است.
چه آنکه حجم تجارت الکترونیک در سال۹۸ سالانه ۲۰۸همت بوده و این یعنی حجم این تجارت بهطور روزانه ۵۷۰ میلیارد تومان است و حجم این بازار در سال۱۴۰۳ با رشد برابری نسبتبه سال۹۸، از مرز ۵ هزار و ۵۰۰ همت عبور کرده است.
آماری که بنابر آن کارشناسان معتقدند واقعیت به آنچه فعالان بخش خصوصی میگویند، نزدیکتر است. کارشناسانی که معتقدند در صورت خاموشی کامل، خسارت روزانه میتواند به ۱۵همت هم برسد. این در حالی است که به نظر میرسد دولت تنها بخشی از این خسارت را که مربوط به زیرساختهای متصل به شبکه ملی است، محاسبه میکند.
این درحالی است که مرور تجربههای قبلی نشان میدهد که آسیبها تنها مالی نیستند. ستار هاشمی، وزیر ارتباطات پیشتر در گزارشی اعلام کرده بود که درپی اختلالات مشابه(جنگ ۱۲روزه)، ۳۰ درصد از اشتغال در حوزه اقتصاد دیجیتال از بین رفته است.
همچنین آمار بانک مرکزی نشان میدهد که سهم فناوری اطلاعات از تولید ناخالص داخلی(GDP) حدود ۳/۳ درصد است که با هر ساعت قطعی، بخشی از این سهم بهطور جبرانناپذیری حذف میشود.
بر این اساس درحالیکه نهادهای بینالمللی نظیر «نتبلاکس» خسارت هر ساعت قطعی اینترنت در ایران را ۱/۵ میلیون دلار برآورد میکنند، شکاف عمیق میان آمارهای داخلی نشان میدهد که دولت و بخش خصوصی حتی در تعریف «خسارت» نیز به توافق نرسیدهاند. این عدم شفافیت، پیشبینیپذیری اقتصاد ایران را برای سرمایهگذاران به حداقل رسانده است.
انسداد اینترنتی در سالهای پایانی عمر سانسور مجازی
واقعیت اما هرگز پشت آمار دولت و مسوولان دولتی پنهان نمیماند بهویژه وقتی این واقعیت به مسائل اقتصادی آنهم در دنیای امروز مرتبط باشد. علاوهبر اینها باید بحث اینترنتهای ماهوارهای را نیز به این معادله چندمجهولی اضافه کرد؛ نکتهای که روز گذشته سید ابوالحسن فیروزآبادی، دبیر پیشین شورایعالی فضای مجازی با اشاره به آن، از گسترش منظومه اینترنت ماهوارهای خبر داده و گفته «قطع ارتباطات صرفا یک ابزار است که به نظر میرسد بیشتر از دو یا سه سال آینده در اختیار حکومتها نباشد.»
فیروزآبادی که معتقد است «محروم کردن جامعه از فضای مجازی، در حقیقت مشابه محروم کردن مردم از آب، برق و گاز است»، میگوید: «چنین محرومیتی شاید برای مدت کوتاه و در شرایط خاص قابل تحمل باشد اما در بلندمدت و طولانی غیرقابل تحمل است.»
او گفته است: «این تصور که بتوان جامعه را برای مدت طولانی از این امکان محروم کرد، نباید حتی از ذهن هیچ انسان سلیمالفکری عبور کند. به نظر میرسد حوزه ارتباطات و اطلاعات و فضای مجازی در آینده نزدیک قابل کنترل کامل توسط حاکمیت به تنهایی هم نباشد. ظرف دو تا سه سال آینده و حتی همین حالا، امکاناتی وجود دارد که از آن با عنوان استارلینک یاد میشود در حالی که مشابه آن حداقل پنج یا شش پروژه بزرگ دیگر در دنیا توسط چین، اروپا و آمریکا در حال انجام و اجراست
جهان از برابرم میگذرد و میگریزد از برابرم
نقش بیهودگی دارد این زمانتهرانِ برفی و سرد و یخبندان. همه چیز رحمت است. اگر این را بفهمیم.
وبلاگ عزیزم. دیوارِ تنهاییام.
با پدر و مادرم البته تنها نیستم.
دزدی تو روزِ روشن:
اپراتورها با وجود استفاده کاربران از محتوای داخلی، هزینه اینترنت «بینالملل» را حساب میکنند. این اسمش دزدی نیست/؟ در شرایط قطعی اینترنت بینالملل.سیلویا پلات : از آبیِ ستارهها ، آن گونه که وعده میدادی ، نشانی نبود . به خواب ابد رفتهام ، جایی تاریک در میانِ سنگهای سیاه ، پوشیده در برف زمستان ، برف بیصداست ، برف بی صداست ، من صدای بی صدای برف را دوست دارم
تد هیوز : آقا ، به نظر شما برف صدا داره ؟
از نمایشنامه " یک شب دیگر هم بمان سیلویا " ، نوشته چیستا یثربی . این نمایشنامه ، شعر-نمایشی درباره زندگی سیلویا پلات( Sylvia Plath ) شاعر است.
نمیدانم این نمایشنامه به انگلیسی یا زبانهای دیگر هم ترجمه شده یا نه. جا داره در کشورهای اروپایی، آمریکایی و جاهای دیگر دنیا اجرا بشه. سیلویا پلات کسی است که غیرممکن را در شعر ممکن کرده است. در ایران در یک فضای آزاد، جا داره این اثر در شهرهای مختلف ایران اجرا بشه. چقدر تنبلیم من و توی شاعر. که تو جلسات شعرخوانی خودمان طی سالها، این اثر چیستا یثربی را بصورت شعر-نمایش در جلسه اجرا نکردیم. حتا یک روخوانی ساده.
از چیستا یثربی چند اثر دیدم و خواندم. از جمله ترجمه شاهکار لورکا ( Federico Garcia Lorca)، شعر-نمایشِ " رومئو پرنده است و ژولیت سنگ " .
تو این قطعی اینترنت و تبعیض و نابرابری. دو هفته بدون اینترنت. اینترنت بینالملل. نه اینترنت داخلی! چقدر خسارت به مردم مظلوم ایران. اول اینترنت رسانههای حکومتی و بازرگانها!
آنقدر تو این ۵۰-۴۰ سال بحران داشتیم، که بیتوجه به بحرانها شعر خواندم سریال دیدم فیلم دیدم. زندگی کردیم در بحران. از بحرانی به بحران دیگر. کدام رویه غلط در ایران از طرف مسئولان درست شد؟
لحظه حال که تنها زمانِ واقعی است را داریم.
فلاکتِ انسان تنها از یک چیز ناشی میشود و آن اینکه نمیتواند با آرامش در یک اتاق بماند.
فلاکتِ انسان تنها از یک چیز ناشی میشود و آن اینکه نمیتواند با آرامش در یک اتاق بماند.
فلاکتِ انسان تنها از یک چیز ناشی میشود و آن اینکه نمیتواند با آرامش در یک اتاق بماند.
فلاکتِ انسان تنها از یک چیز ناشی میشود و آن اینکه نمیتواند با آرامش در یک اتاق بماند.
فلاکتِ انسان تنها از یک چیز ناشی میشود و آن اینکه نمیتواند با آرامش در یک اتاق بماند.
فلاکتِ انسان تنها از یک چیز ناشی میشود و آن اینکه نمیتواند با آرامش در یک اتاق بماند.
فلاکتِ انسان تنها از یک چیز ناشی میشود و آن اینکه نمیتواند با آرامش در یک اتاق بماند.
فلاکتِ انسان تنها از یک چیز ناشی میشود و آن اینکه نمیتواند با آرامش در یک اتاق بماند.
فلاکتِ انسان تنها از یک چیز ناشی میشود و آن اینکه نمیتواند با آرامش در یک اتاق بماند.
فلاکتِ انسان تنها از یک چیز ناشی میشود و آن اینکه نمیتواند با آرامش در یک اتاق بماند.
فلاکتِ انسان تنها از یک چیز ناشی میشود و آن اینکه نمیتواند با آرامش در یک اتاق بماند.
فلاکتِ انسان تنها از یک چیز ناشی میشود و آن اینکه نمیتواند با آرامش در یک اتاق بماند.
فلاکتِ انسان تنها از یک چیز ناشی میشود و آن اینکه نمیتواند با آرامش در یک اتاق بماند.
الف- خشونت، خشونت عمیقترین ترس را به جا میگذارد. هتکِ حرمتِ خونریزی پاک نشدنی است. اعتقاد به جهانی که وحشت آنرا از بین میبرد دیگر بآسانی بدست نمیآید.
هر کس برای دیگران خطرناکست. بدن سلاحی است بالقوه
آنچه مرا شگفتزده میکند این است که هنوز بازماندگانی هستند.
انسان از میان جنگلهای نشانههایی میگذرد که او را مینگرند، با نگاههایی آشنا.
الف- کسب و کار من
شغلِ من نگاه نکردن به خونریزی است
َشغلِ من این است که روزنامه نمیخوانم
شغلِ من
خاموش کردن رادیو
بستنِ تلویزیون
در تمام ساعات پخش خبر
چند سطر بالا از شعر زندهیاد بیژن نجدی شاعر نازنین است.
ب- مانیِ شاعر: گفتار من خونی جاری نمیکند،
دستان من هیچ شمشیری را لمس[ تبرک] نخواهد کرد نه حتا ...کارد قربانی کنندگان، و نه هیزم هیزم شکنان را
ت - این بیشتر یک افسوس است تا تلخی.
افسوس برای آنچه زندگی تواند شد و نیست.
به گمانم آنگاه که این افسوس را از دست بدهیم جانوری شکمباره بیش نخواهیم بود.
میکُشیم
و میکُشند
و خواهند کُشت
و خواهیم کُشت. تا کی؟
- فریدون رهنما
خسته بودم، از زن بودن،
خسته از قاشقها و دیگها
خسته از دهانام و پستانهام،
خسته از آرایش و کاربلدیها.
کماکان بودند مردانی که سر میزم مینشستند،
به گِردِ پیالهای که پیشکش میکردم
پیالهای سرشار از انگورهای بنفش
و مگسانی که پَر میزنند در پیِ عطرِ آن
و حتا پدرم که با استخوانِ سفیدش سر رسید.
ولی خسته بودم از جنسیتِ چیزها
شعر بالا از شاعری به نام آن سکستون ( Anne Sexton) با ترجمه علی ثُباتی است.
در پیوند با شعرِ بالا، نوشته زیر را یادآور میشوم. در برابرِ خسته بودنِ شاعر از جنسیتِ چیزها، بیجنسیت بودن را یادآوری میکنم.
عزیزم! اصلن نمیشود گفت
امام نقطههایی که از ترس میرسد...
این بیجنسیت موها
صدایِ قوها
گردنِ وقتی نمیبینمت
- - -
امیر قاضیپور
تقلاها و خواهشهایِ سردِ دو زن در فیلم " من تو او مرد او زن " از شانتال آکرمن ، کاملن بی جنسیت است . با اینکه فیلم آکرمن ، فیلم فمینیستیست. اما دوازده دقیقه معاشقه یِ دو زن دقیقن بیجنسیته . بدن و خواهشهایِ سرد که انگار امتناع رو هم در خودش داره. اونم در فضاسازیِ یک اتاقِ سفید ، یکهگی و وحدت فیلم و بیجنسیت بودن رو عالی تصویر کرده. معنی برابری و بی جنسیت بودن همین تمنایِ دو زن در این فیلمه . ضمایری که ابتدا تکه تکه نمایش داده میشود و در سکانسِ آخر ، به وحدت میرسد. بی جنسیت میشود. رسیدن به این کار واقعن دشوار و شاهکاره . کدام فیلم و اثر را بدونِ جنسیت دیدید؟
بقولِ شعرم :
این بی جنسیت موها
صدایِ قوهاگردنِ وقتی نمیبینمت
فریدون رهنما : که تو را توانگر ساخته است؟ هان؟
بیاندیش! اینها از کجاست؟ از کجا؟ از همین سرزمین. من به راستی در نمییابم. آخر باید سرزمینی در کار باشد تا تو نیز داد و ستد کنی؟
- از فیلم پسر ایران از مادرش بیاطلاع است. جایی که فریدون رهنما ( کارگردان فیلم) بجای بازیگر در فیلم حرف میزند؛ و هشدار میدهد که ایران دارد نابود میشود.
پروانه اسکندری: موضوعِ ایران، این میهنِ شوربخت در فرجام جای دارد. ایرانِ ما، در تاریخ بشری، آن اندازه تاثیرِ سودبخش داشته که دنیایِ بیایران برای آدمیان قابلِ تصور بلکه قابلِ تحمل نیست. اما دنیایی که فرهنگ ایران در آن مجالِ رشد و حرکت نیابد، دنیایی که در آن تمدنِ پر بار ایران، در کشمکشِ جاذبههای انیران مورد تهدید باشد با دنیایی که دیگر حضورِ ایران در آن احساس نشود، چه تفاوت دارد؟

دعوا بر سر زرنگیها و بند و بستهایِ
پشت پرده نیست.
داستان بر سر آنست
که این جهان هر چه بیشتر تنفس پذیر گردد.دَست نِویس فِریدون رَهنَما
و از همه مُهم تر ، ایران چگونه خواهد شُد؟
ایران چیست؟
چگونه است؟ و از همه مهمتر چگونه خواهد شد؟
پیری است. گذشته است.
زمان است.
خود زمان است.
کدام ایران؟ ایران کیست؟
ایران چیست؟
من پیوسته این را میجویم
اینترنت در ایران پُر از اختلال. فیلترشکن کار نمی کنه. در خانه در آرامش منتظر آمدنِ پدر و مادر از سفر هستم. دورانِ گُذار.
وسط این همه اعتراض، التهاب، گرانی و... هوای آلوده، نشستم فیلم میبینم. بله! گاهِ سنگینیِ ناپیدایِ زندگی یا شاید هم سَبُکی. چه کسی چه کسی را برپا میکند.
سکوتها و نگاهها
سکوت اوجِ خلاقیت در هنر به خصوص در سینماست. از سکوت در شاهکارِ من تو او مرد او زن از شانتال آکرمن تا فیلم عاشق برای یک روز ( Lover for a Day) شاهکارِ فیلیپ گرل ( Philippe Garrel) فیلمساز فرانسوی.
بیانصافی است که فقط گدار را به عنوان مبدا موج نو در فرانسه بدانیم. فیلیپ گرل ، فیلمسازی است که هنوز بعد از چند دهه، فیلمهای سیاه و سفید به سبک موج نو میسازد. فیلمهایی که هنوز تازگی دارند. دیدنِ فیلمهای فیلیپ گرل بر هر سینمادوستی واجب است.
بهرام بیضائی: شاهنامه را باید بخوانید. به ایرانیان میگم. شاهنامه بزرگترین کتاب سیاسی است که در این مملکت نوشته شده و نشان میدهد که چگونه هر بار کسانی میآیند و وعدهای میدهند برای بهبود جهان ، عدالت ، نور و ... روشنایی. کمکم این قدرت فاسد میشه و تبدیل میشه به چه گندی. و این تکرار میشه و تکرار میشه و... تکرار میشه. و تا الان و اکنون هم تکرار شده. و میشه. به هر اسمی. به اسم پادشاهی! به اسم جمهوریت! به اسم دین. هر دینی. هر شکلی از دین اینجا فاسد شده و نابود شده.

در تجمعات اعتراضی ۵۰ تا ۱۰۰ نفری در ایران، انگشت شمار کسانی هستند که شعار در دفاع از ارتجاعِ خاندانِ وطنفروش پهلوی سر میدهند. چرا رسانههای فارسی مثل اینترنشنال و حتا بیبیسی روی این مساله زوم کردند؟ کدام فراخوانِ رضا پهلوی از طرف مردم پاسخ میلیونی گرفت؟! فراخوانِ آبان ۱۴۰۴ رضا پهلوی که نظامیان را به میدان فراخواند یا فراخوان من وکالت میدهم رضا پهلوی که اکثریت مطلق ایرانیان به پهلوی نه گفتند! رضا پهلوی که در جنگ۱۲روزه پشت سرِ اسرائیل، از تجاوز دشمن به ایران دفاع کرد. ایرانیان علیرغم مخالفت با وضع موجود، وطنفروشی نکردند و پایِ ایران فراتر از حکومت ایستادند.
شعارِ رضا شاه روحت شاد! را چند نفر در اجتماعات اعتراضی سر دادند؟ به غیر از انگشت شمار سلطنتطلبها. به فیلمها نگاه کنید. شعار رضا شاه روحت شاد! را جماعتی در حد ۱۰ تا ۵۰ نفر در ایران سر دادند. و این شد دفاع مردم از پهلوی؟!
خاندان کثیف و وطن فروش رضا پهلوی در کدام اجتماع حتا هزارنفری حمایت شدند؟ فیلمها نشان میدهند که خاندان پهلوی در حد ۵۰ تا ۱۰۰ نفر و حتا کمتر طرفدار پا به میدان دارند. در خارج از ایران که تظاهرات آزاد است، کدام اجتماع بزرگ را در دفاع از پهلوی دیدید؟! پهلویها حتا نتوانستند یک جماعت ۱۰۰۰ نفره جمع کنند. دروغ بزرگ رسانههای فارسی طی چند سال اخیر. فیلمها را دوباره و چندباره نگاه کنید.
همه ما ایرانیان، معترض به وضعِ موجود و شیوه حکمرانی در کشور هستیم. اما وطنفروش مثلِ خاندان پهلوی نیستیم. خاندانی که حتا اسم پهلوی را جعل کردند. نام واقعیِ رضاشاه، رضا پالانی است؛ نه پهلوی.
هنوز لحظه حال است، وقتی فریدون رهنما در فیلم پسر ایران از مادرش بیاطلاع است، آورده است: آیین این سرزمین همیشه خودکامگی بوده و هست. همین بود که کشورت را به نابودی کشاند.
پیوست: آزادی بیان به این کاریکاتور توکا نیستانیِ کاریکاتوریست میگن
پا... کوتاه
سر... انبوه
کم اندر یک فنجان
لب... آواز دو نفر نیست
وقتی پژمرده - آغوش- صدا
روشنفکری... مرمر
از جایگاه بازه خزر- کتابی
خشک و خالی
قدرت... پایین
آوازِ باها
والا یکی خواهر
عکسی یالا مگر بخواب
بسته چَشماش
زاغانِ سبزی گُلها تقدیم میکند
زاغه جیک
مورچههای قتلهای این خودی
ماهیچه! بیخودی خوشم میآمد
کله گنجشک دَمینه
هله هوله مورمورِ داخلِ پوست
سرِ قبرِ طاهر -فرشته- آینهها
دستمش بر جلو بگیری
یاسمن بعد ناسوری
گاندی اگر هم
از جلو افراز بردارد
روپوشِ چهاردهم
لایِ اسی توپ ساق بگیرد
- - -
امیر قاضیپور
شعر بالا را در کانال تلگرام شعر بی پایان، شعرخوانی کردم
معجزه است!
هوای پاک در تهران. اونم تو روز سهشنبه و چهارشنبه. تهران سهشنبه در رده سوم پاکترین کشور در جهان قرار گرفت. و چارشنبه در رده هشتم جهان.
همین تهرانی که آلودهترین شهر، شناخته میشد، با برودت هوا در حد یخبندان، به کل پاک شد. وضوحِ تصاویرِ تهران. قدم زدن در تهران برای من لذت بخش بود. هوای مطبوع و پاک. ماهها بود که در تهران قدم نزده بودم.
Tehran I love You
وقتی نزدیکانت مثل پدر و مادر ازت دور باشن، حتا اگر باهاشون اختلاف داشته باشی، دلت براشون تنگ میشه. و این یعنی خانواده، علایق و دلبستگی، فراتر از هر چیزی. اونا تو رو بزرگ کردن. وجودت از اوناست. قدر پدر و مادر و دوستانتونو بدانید. اول به خودم میگم.
تملق یک حربهیِ ایرانی است. ما ملت زادهیِ شرایطیم؛ از یک طرف تملق میگوییم و از یک طرف فحش میدهیم . ریاکارتر از ما کیست؟
جمله بالا از بهرام بیضائی است. رضا براهنی بدرستی میگفت: زمانِ فلان شاه و بهمان حاکم نداریم. عصرِ سعدی و حافظ را داریم. حالا در لحظه حال که تنها زمانِ واقعی است ، بهرام بیضائی، نماد فرهنگ و هنرِ ایران است.
بهرام بیضائی: یک روز تئاتر به شکل تعزیهای بر من ظاهر شد و مرا افسون کرد. دریافتم که با بزک دیگران جراحات تاریخی من زیبا نمیشود. من تاریخ خواندم و خود را وارث وحشتی عظیم یافتم. اما توانستم آرام آرام صدای مردمی را بشنوم که در تاریخ گفته نشدهاند.
بهرام بیضائی : ما چیزی هستیم که تولید میکنیم . ایرانی بودن فقط کافی نیست . ما با آن چیزی که میسازیم ، ایرانی هستیم . نه با آن چیزی که فقط از دست میدیم .
زندگی یا جنگ؟
بهرام بیضائی پاسخِ سینمایی میدهد
عمیقا احساس میکنم چریکه تارا ساخته بهرام بیضائی میتونه بهترین فیلم سینمای ایران محسوب بشه. خصوصا با توجه به سالِ ساختش. از این بهتر نمیتوان ملتی را که بینِ تقدس، زندگی و التذاذ و سلحشوری و جنگاوری سرگشته است نشون داد. باید وجودتو طلا گرفت بهرام بیضائی. چریکه تارا هیچ گاه در ایران اکران عمومی نشد. دلیلش را تمسخرِ حجاب در فیلم گفتند.
البته کمکم دارم محو میشم.
تو دائو هست:
همه چیز از هستی زاده میشود
و هستی از نیستی.
جریانِ زندگی . نفس کشیدن.
گاهی فکر میکنم ادامه ندم. بینِ امید و ناامیدی. نگریستن به درونِ خویش نجات دهندست. بدونِ خود مسالهای وجود ندارد. وقتی خواهش و تمنایی نباشد آرامش هست.
شجاعت ، آزادگی و زیباییِ توامانِ ترانه علیدوستی در مستند " ترانه " به کارگردانی پگاه آهنگرانی. دیدنِ ترانه علیدوستی در خانه و هنگام رانندگی در ایران بدونِ حجاب اجباری. ترانه علیدوستی تاکیدها و یادآوریهای خوبی داره. ترانه میگه دیگه بعد از جریانِ زنزندگیآزادی هرگز با حجاب اجباری بازی نخواهد کرد. دیگه برای ترانه قابل قبول نیست که فیلمها با سانسور و حجاب اجباری ساخته بشه. ترانه علیدوستی از ایرانیها میپرسه، آیا فیلمی بوده که در این سه سال، ساخته شده باشه و منو دوست داشته باشید تو اون فیلم ببینید/؟ منظور فیلمهایی که با حجاب اجباری ساخته شده. جواب قطعن خیر است.
آخر سالِ میلادیه. دهها لیست از منتقدان سینما، سایتها و مجلات سینمایی منتشر شده، که بهترین فیلمها را انتخاب کردند. برخی فیلمهای برگزیده سال ۲۰۲۵ را دیدم. فیلمهای موج نو از ریچارد لینکلیتر ، مادران جوان ( Young Mothers) از برادران داردن ،... مغز متفکر ( Mastermind) ساخته کلی رایکارد و فیلم «رویاها» (Dreams ) ، اثر داگ یوهان هاوگرود ( Dag Johan Haugerud) را تا اینجا دوست داشتم.
شعری از امیلی دیکنسون ✔️
بهایِ هر لحظه وجد را
باید با رنجِ درون پرداخت ➖
به نسبتی سخت و لرزآور
به میزانِ آن وجد.
بهایِ هر ساعت دلپذیر را
با سختی دلگزای سالها ➖
پشیزهای تلخ و پُر رشک
و خزانههای سرشارِ اشک!
ترجمه شعر بالا از Emily Dickinson از سعید سعیدپور است.
خانم امیلی دیکنسون عزیز
شما چه شاعر محشری بودید و هنوز هم هستید. جریان دارید. هنوز و هنوز هستید. شعرهای شما را بارها و بارها میخوانم. شعر در به یادآوری است. چه کسی چه کسی را برپا میکند. برخی اوقات، از خواندنِ شعرهایت، اشک میریزم. تو نمردهای. زنده مثل سیلویا پلات جریان داری.
در زمرهترین روزمرگیها ، زندگیِ مدام و بیهمتا در جریان است. اکنون، رویدادیست که هیچ را بیهوده و همه چیز را یکتا میکند. Emily Dickinson عزیزم.
«ایران اینترنشنال»، پیوند پروپاگاندا و سانسور
نوشته: علی افشاری
«ایران اینترنشنال» از بدو تاسیس یک شبه رسانه و یا ضدرسانه و ماشین پروپاگاندا در راستای سیاستهای معطوف به ایران دولت اسرائیل و جریان راست آمریکا از یک سو و ایفای نقش ارگان رسانهای رضا پهلوی از سوی دیگر بوده است. این شبهرسانه در شروع به کار در یک فعالیت تبلیغاتی گسترده برنامه «میدان» را با حضور رضا پهلوی برگزار کرد و دیگر هیچوقت این برنامه با میهمانان دیگر تکرار نشد.
«ایراناینترنشنال» هیچگاه یک رسانه آزاد، مستقل و حرفهای نبوده است. البته سیری را طی کرده و به مرور زمان وجهه عبری-پهلوی آن برجستهتر شده و از رویکرد غیرایرانی به ضد ایرانی در جنگ شناختی تغییر موضع داده است. البته تا زمانی امکان استفاده از ظرفیت آن در صحبت و انتقال پیام به افکار عمومی ایران وجود داشت اما در گذر زمان موازنه تاثیرات، به سمت منفی گرایش پیدا کرد.
«ایران اینترنشنال» مشابه «من و تو» از لحاظ کیفی و فنی نیز یک نارسانه است. آنها بخشی از نیروهایی را به کار گرفتند که هیچگونه سابقه و تخصص فعالیت رسانهای نداشتند. برونداد زرد رسانهای و ایجاد اخلال در آگاهی عمومی با پوشش اطلاعات غلط، برخوردهای جهتدار و بولتننویسی بخش پررنگی از عملکرد این شبه رسانه بوده است.
برای مطالعه متن کامل در اینجا کلیک کنید.
خیلی وقتها شکرگزاری نمیکنم. ناسپاس میشم. همین نفس کشیدن، غذا خوردن، داشتنِ خانه و سرپناه و پدر مادر موهبتیست. خدایا! ممنون. امثالِ داعشیها، طالبان و دکاندارانِ دین، از اسم خدا سواستفاده میکنند. اما خدا بخشی از وجودِ ماست.
طی روزهای اخیر، تو سرما تو آلودگی هوای تهران ، کلی شکایت و ناله کردم. در لحظه حال که تنها زمانِ واقعی است، آرامش دارم. هرچند ملال سراغم میاد. بیکاری ، بیپولی و تنهایی. قدردانِ تمام چیزهایی که داریم. خودمان را در حد شی و مالکیتِ اشیاء پایین نیاوریم. هزاران بار به دائو خیانت میکنم و بر میگردم به دائو.
شب طولانی یلدای ما ایرانیها مبارک!