«من تو او مرد او زن »

شعر، نیروی حال ، دائو دِ جینگ، سکون و... سکوت

«من تو او مرد او زن »

شعر، نیروی حال ، دائو دِ جینگ، سکون و... سکوت

شاعری به نام امیلی دیکنسون


خانم امیلی دیکنسون عزیز
شما چه شاعر محشری بودید و هنوز هم هستید. جریان دارید. هنوز و هنوز هستید. شعرهای شما را بارها و بارها می‌خوانم. شعر در به یادآوری است. چه کسی چه کسی را برپا می‌کند. برخی اوقات، از خواندنِ شعرهایت، اشک می‌ریزم. تو نمرده‌ای. زنده مثل سیلویا پلات جریان داری.
در زمره‌ترین روزمرگی‌ها ، زندگیِ مدام و بی‌همتا در جریان است. اکنون، رویدادی‌ست که هیچ را بیهوده و همه چیز را یکتا می‌‌کند. Emily Dickinson عزیزم.






اسرائیلی‌ها یک شاعر جوان را در تهران کشتند


این تصویرِ شاعری به نام‌‌ پرنیا عباسی است که در حمله اسرائیلِ جنایتکار، تروریست و نژادپرست، به همراه خانواده‌اش در تهران کشته شد.
خبر زیر از کانال تلگرام مجله وزن دنیاست.

کشته‌شدن پرنیا عباسی شاعر جوان در حملات اسراییل

با صدهزار افسوس و درد مطلع شدیم «پرنیا عباسی» شاعر جوانی که پیشتر آثاری از او در مجله‌ی وزن‌دنیا منتشر شده بود و در میزگردی که مجله در شماره‌ی ۲۴ خود در دی‌ماه ۱۴۰۱ برگزار کرده بود (با عنوان تحلیل جهان شعری شاعران متولد دهه‌ی هشتاد) شرکت داشت در حملات دیشب اسراییل به تهران، همراه با خانواده‌اش که همه غیرنظامی بودند کشته شده و ناباورانه از میان ما پرکشیده... ضمن ابراز خشم و اندوه‌مان از فنا‌ شدن جان‌های عزیزی چون پرنیا که سراسر شعر و شور زندگی بود، همدرد دوستانش، معلم شعرش روجا چمنکار و جامعه‌ی شعری ایران در فقدان این استعداد از دست شده هستیم.



■ شعری از پرنیا عباسی که در حملات اسرائیل به تهران جان باخت.

«ستاره‌ی خاموش»

برای هر دو گریستم
برای تو
و خودم

ستاره‌های اشکم را
در آسمانت فوت می‌کنی
در دنیای تو
رهایی نور
در دنیای من
بازی سایه‌ها
در جایی
من و تو تمام می‌شویم
زیباترین شعر جهان
لال می‌شود
در جایی
تو شروع می‌شوی
نجوای زندگی را
فریاد می‌کنی
در هزار جا
من به پایان می‌رسم
می‌سوزم
می‌شوم ستاره‌ای خاموش
که در آسمانت
دود می‌شود.




اول نوروز روز جهانی شعر




بچه بودم دوست داشتم شاعر بشم. به یک دلیل ساده. به مادرم می‌گفتم : این شعرها و داستان‌ها و کتاب‌‌ها تمام نمی‌شوند. واقعا فکر میکردم شعرها به پایان می‌رسند. عالَمِ کودکی بود.
امروز ۲۱ مارس برابر با اول فروردین روزِ جهانی شعر مبارک!



بقول زنده‌یاد بیژن جلالی:
کارِ شعر را
نه پایانی است
و نه ابتدایی
و شاعر چون باغبانی است
که دسته گُلی می‌سازد
بی‌آنکه بداند
آن را به دست که خواهد سپرد
یا بر پای که خواهد نهاد



ترجمه یک شعر از فارسی به انگلیسی




شعری از امیر قاضی‌پور :

مس    «خطوطِ قرمز»
ایستاده همچو فاصلی
از لبی که بسته است
عکاسِ روزنامه /بیرون ، ایستاده
یک لکه زمین
روشن‌ ، به تماسِ دست
آهو ، آب می‌کِشد به خواب
صدات زد که می‌مانَد،
یکهو رویِ دیوار
قدم‌هایِ شیشه خاک گرفت
پاشنه، بی صدا
بلند می‌شوند بر شاخه 




ترجمه شعر امیر قاضی پور به انگلیسی
از پدرام‌ محمدزاده 

copper "red lines"
Standing like  seperating 
From the closed lip
Photographer / Outdoor, Standing
 spot of  earth 
Bright,from hand touches
Gazelle drags the water to dream 
Call s  you Who stays
Suddenly on the wall
Steps of glass were sanded up from dust 
Heel, silent
Rise up on the branch
- - -
Amir Ghazipoor