«من تو او مرد او زن »

شعر، نیروی حال ، دائو دِ جینگ، سکون و... سکوت

«من تو او مرد او زن »

شعر، نیروی حال ، دائو دِ جینگ، سکون و... سکوت

روزایِ دل مُرده و سرد رفت و به جاش گرمی اومد


ترانه چهارشنبه سوری


غروبِ یکرنگی ما سرک کشید تو کوچه‌ها

روزایِ دل مُرده و سرد رفت و به جاش گرمی اومد

اون همه شب سرمه کشید یه بار به جاش سرخ و سفید

از اون همه شب یه رنگ یخ زده حتا دلِ سنگ


آتیشو از تویِ خونه بیار تو کوچه بمونه

سرخی رو از اون بگیرن زردا بسوزن بمیرن

آتیش بیوفته تو دل هرچی پلید و باطله

گُر گُر خنده سر بده غم دلا رو پَر بده




غروبِ یکرنگی ما سرک کشید تو کوچه‌ها

روزایِ دل مُرده و سرد رفت و به جاش گرمی اومد

اون همه شب سرمه کشید یه بار به جاش سرخ و سفید

از اون همه شب یه رنگ یخ زده حتا دلِ سنگ


آتیشو از تویِ خونه بیار تو کوچه بمونه

سرخی رو از اون بگیرن زردا بسوزن بمیرن

آتیش بیوفته تو دل هرچی پلید و باطله

گُر گُر خنده سر بده غم دلا رو پَر بده

♪♪♪

- - -
ترانه: مزدا شاهانی

شعر-ترانه بالا را با یک سرچ ساده با صدای کاوه یغمایی می‌توانید گوش کنید



تخت‌جمشید در یک روز بارانی


آیا این مسائل که هر جا که ویران شده، نیست شده، و از امروزمان دور شده است از نو مطرح نخواهد شد؟ آیا در عین حال زندگی با این پرسش‌ها باز نمی‌ایستد؟ اگر یادتان باشد گیاه‌هایی که دیده می‌شد و تماشاگرانی که می‌آمدند تا دریابند و بارانی که می‌آمد و همه چیز را می‌شست، پرنده‌ای که جست‌و‌خیز می‌کرد، همه اینها نشانه‌های نوعی ادامه پدیده‌های زندگی است. همه آنها با ما چه پیوندی دارد؟
فریدون رهنما

تصویر :حضور گردشگران در مجموعه جهانی تخت جمشید، همزمان با دومین باران پاییزی در فارس



نه به ته سیگار


تجزیه هر فیلتر سیگار، بیش از ۱۰ سال زمان می‌برد
بی‌تفاوت نباشیم
فیلتر سیگار را در طبیعت و معابر رها نکنیم

جملات بالا در بیلبوردِ تبلیغاتی در شهر تهران در اتوبان همت قرار گرفته است. شهرداری‌ها در سراسر ایران، بجای کارهای ایدئولوژیک و بیهوده می‌توانند با کمک گروه‌های مردمی، معضل بزرگی مثل " ته سیگار " را در کشور حل کنند. کل شهر شده ته سیگار. مشکل با تاکید پوشش اختیاری زنان و دختران ایران نیست. عدم رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی و ته سیگارها، را باید دریافت. اطلاع‌رسانی کرد و آموزش داد.
بله، نه به ته سیگار. ایران را با ته سیگار نابود نکنیم.







ایران در آستانه


ایران آستانه شرق است
و نیز آستانه غرب 
و پُلی میانِ این دو

جملات بالا از "رنه گروسه" شرق‌شناس است.

غرق در حیرتِ دائو
غرق در حیرتِ تصاویری که از آهو دریایی
منتشر شد.
زن-آزادی‌خواهانه؛ وقتی تمام لفاظی‌ها و مفهوم‌سازی‌ها در میدانِ عمل تصویر میشه.
اینقدر حیرت زده نشو.  یک جریان کاملن طبیعی از زندگی.
ما مردها دانگ خود را کامل پرداخت نکردیم.  حتا یک شلوارک به پا نکردیم.  از جمله خودم.


هیچ کس به هیچ کس فشار نمی‌یاره
تنه‌یِ درخت یا شاخه‌های بُریده
آن که کس را / به تجلیل وا می‌دارد


زنِ معترض کوبایی " آنا مندیتا " با تنِ عریان خود، می‌خواست توجه مردمی را جلب کند، که بی‌تفاوت هستند.آنجا آنا مندیتا کارش پرفورمنس بود. آهو دریایی، حرکتش کاملن طبیعی و بداهه بود.





آزادی همه جا آزادی است


دیگر هیچ چیز صدای جویبارهامان را نخواهد پوشاند
و ما از هر سو روان هستیم.
از هر سو به هم می‌پیوندیم
پرومته پهلوانتان آتش را از ایزدانتان رُبود . و ما آتش را از شما و هر ایزد دیگر می‌رباییم و سرزمین‌‌مان را رها می‌سازیم

آزادی همه جا آزادی است.
این ابری است همیشه به راه و همیشه آبستن.

ما شوریدیم همان‌گونه که شما شوریدید
اما درفش چرمین شورش ما به زیور بدل شد .
آنگاه شورش شما بود که ما را به خود آورد.
بشود که شورش ما نیز شما را به خود آورد.

از متنِ فیلم بی‌همتای " پسر ایران از مادرش بی‌اطلاع است " اثر زنده جاودان فریدون رهنما




بقول هنریک ایبسن : روحِ حق روحِ آزادی، اینها ستون‌های اجتماع هستند 




دکتر فاطمی و تشخیص درست در ضرورت انحلال سلطنت




٧١ سال از شکست مرحله اول توطئه دولت‌های آمریکا و بریتانیا با مشارکت دربار پهلوی دوم، نظامیان جاه طلب، روحانیت قدرت‌طلب و طالب استبداد، رانت‌خوارها و اجامر و لمپن‌ها می‌گذرد.


دکتر حسین فاطمی، شهید جمهور، اولین هدف انتقام‌گیری کودتاگران بود که به خانه‌اش یورش آوردند و وقتی موفق به ضرب و شتم او نشدند، با همسرش برخورد کردند.
‏اگر به توصیه فاطمی در نطق معروفش توجه شده بود که باید اساس سلطنت برکنده شده و جمهوری در ایران مستقر شود و تدابیری اندیشیده می‌شد و نیروهای مردمی در خیابان‌ها می‌ماندند، شاید هیچگاه کودتا موفق نشده بود و الان ایران سرنوشت دیگری می‌داشت.

البته سقوط محمدرضا شاه پهلوی با آن فرار مذبوحانه و دست به دامان قدرت‌های بیگانه برای تصاحب تاج  و تخت از دست  رفته آغاز شد.

یاد و نام دکتر فاطمی که مورد بغض سلطنت‌طلبان و بنیادگرایان اسلامی بوده و هست، بلند است، بلندتر باد

نوشته بالا از علی افشاری ‏است.



وزیر خارجه فقید ایران " حسین فاطمی " که نویسنده و روزنامه‌نگار نیز بود. هنوز لحظه حال است ، زمانی که حسین فاطمیِ جوان میگفت دوسال در دولت ملی-دموکراتیک مصدق حکومت کردیم و هیچ مخالفی را نکُشتیم.  چون برای برادرکشی نیامده بودیم.  مقایسه همیشه رنج‌آور نیست.  مقایسه کنید با شارلاتانی مثلِ جواد ظریف که همیشه توجیه‌گرِ اَعمالِ جنایتکارانه بوده و هست.

در تمامی ۲۴ ساعتِ به زنجیر کشیده یا از زنجیر رهیده



فریدون رهنما:
از بس زیسته‌اند تلاطم مردم مرا
در تمامی ۲۴ ساعتِ به زنجیر کشیده یا از زنجیر رهیده
مرده یا زنده



سطرهای بالا از‌ کتاب شعرِ منظومه برای ایران از رهنما است.
" امیر وزین " از بچه‌هایِ شاعر و منتقد، که با او کلی تبادلِ ادبی‌هنری داشتم زنگ زد و گفت:دشمنی با تو ندارم. اختلاف نظرهایی پیش آمده بود. هرچند در جلسات سینماشعر و تبادلاتی که با هم داشتیم، سرِ خیلی چیزها توافق داشتیم.  نقدها و تفاسیری که بر فیلم‌های محبوبمان مثل پسر ایران از مادرش بی اطلاع است، Strange Little Cat ،  چشمه‌ی آربی اُوانسیان و... In The City Of Sylvia با هم داشتیم.  خوشم اومد امیر وزین اصلن آدم کینه‌ای نیست و اهلِ گفتگو و تبادل است. از فیلم‌ها و کتاب‌هایی که جدید خوانده و دیده بودیم گفتیم و گفتیم.  اینکه دوباره گفتگو کنیم و احتمالن جلسه داشته باشیم. فضاهای گسترده بازهم . لحظه حال و حلقه‌یِ به هم پیوسته‌یِ اقامت‌ها و تکرارها.


دوست دارم جمله زیر از فریدون رهنما را که فردا ۱۷ امرداد سالروزِ جادوانه شدنِ اوست.
رهنما : فرهنگ نیاز به تبادل دارد ، به یک جریان بارور . اما تضادی همیشه هست و خواهد بود میان آن که می‌جوید و آن که نمی‌جوید


رنگ عوض کردنِ دائم



چرخشگری در تمام فصول سیاست و تنازع بقا

نوشته‌ : علی افشاری

‏در عرصه سیاسی ایران آدم‌هایی داریم که به لحاظ چرخش سیاسی، رکورددار گینس هستند و از اعجوبه‌های روزگار که در قوطی هیچ عطاری پیدا نمی‌شود.


شروع سیاست‌ورزی‌شان با داعیه «لیبرالیسم» بود که البته نشانی از لیبرالیسم نداشت! از زاویه گسترش لیبرالیسم اصلاح‌طلب هم شدند و در سال ۸۴ دنبال ریاست‌جمهوری مصطفی معین! همزمان پای ثابت نویسندگان سایت ادوار دفتر تحکیم وحدت هم بودند که البته ارتباطی به دفتر تحکیم وحدت نداشت.
‏بعدا در انتخابات ۸۸ دنبال ریاست‌جمهوری مهدی کروبی افتادند. پس از وقوع جنبش سبز رادیکال شده، از کشور خارج شدند. چندی نگذشته یک دفعه در آلمان چپ دوآتیشه شدند که لیبرالیسم را بزرگترین شر تاریخ می‌دانست! ژست چپ‌شان هم برخاسته از میراث شوروی مارکسیست لنینستی بود!


در ۹۲ به ناگاه حامی حسن روحانی شدند و طرفدار پرشور رنگ بنفش با فراموشی رنگ قرمزی که خود پیشتر جایگزین رنگ سبز شده بود.
‏به مرحمت سربازان گمنام در بازگشت به ایران هم مشکلی پیدا نکردند! و مشغول زندگی شدند. در آن زمان «دانشجویان لیبرال وقت و فرشگردی‌های آینده» را به خاطر مخالفت با «برجام» خائن می‌نامیدند!

با افول رنگ بنفش دوباره موضع سیاسی عوض کردند. البته اول «فرشگردی‌ها» را فاشیست می‌نامیدند اما صلاح زمانه این شد که دوباره با دوستان قدیم بی‌اعتنا به حملات و دشنام‌های سیاسی داده شده قبلی، رفیق گرمابه شده و این بار در شیپور راست افراطی و ترامپیسم دمیده، جارچی جدید «خدمات شاهان پهلوی» و رهبری فردی رضا پهلوی شوند. هم در ظاهر و هم با اکانت مستعار، چونان فقیهان بنیادگرا، حکم ابدی و ازلی درهم‌تنیدگی ایران با نهاد پادشاهی راهم صادر کردند تا شاید در میانه عمر عاقبت به خیر شوند!


اکثر قریب به اتفاق نوپهلوی‌‌طلب‌ها از این قماش هستند! آنها را جدی نگیرید. بزودی تندترین واژه‌ها علیه رضا پهلوی از آنها صادر خواهد شد کمااینکه مدتی است که عده‌ای از آنها بازی همیشگی را شروع کردند تا زودتر خود را از ترکش‌های فاش شدن خانه عنکبوتی رهبری رضا پهلوی خلاص کرده و آماده چرخش دیگر شوند!

تا الان دلخوش به این بودند که با گفتن "کی بود کی بود من نبودم"،  گذشته در هیاهوی حال فراموش شده، بساط روز از نو و روزی از نو! پهن شود.

هوشیاری فعالان و کنشگران می‌تواند تابلوی ایست در برابر این چرخشگری تباه‌آور قرار دهد که البته منحصر در جریان کنونی پهلوی‌طلب نیست.