«من تو او مرد او زن »

شعر، نیروی حال ، دائو دِ جینگ، سکون و... سکوت

«من تو او مرد او زن »

شعر، نیروی حال ، دائو دِ جینگ، سکون و... سکوت

دکتر فاطمی و تشخیص درست در ضرورت انحلال سلطنت




٧١ سال از شکست مرحله اول توطئه دولت‌های آمریکا و بریتانیا با مشارکت دربار پهلوی دوم، نظامیان جاه طلب، روحانیت قدرت‌طلب و طالب استبداد، رانت‌خوارها و اجامر و لمپن‌ها می‌گذرد.


دکتر حسین فاطمی، شهید جمهور، اولین هدف انتقام‌گیری کودتاگران بود که به خانه‌اش یورش آوردند و وقتی موفق به ضرب و شتم او نشدند، با همسرش برخورد کردند.
‏اگر به توصیه فاطمی در نطق معروفش توجه شده بود که باید اساس سلطنت برکنده شده و جمهوری در ایران مستقر شود و تدابیری اندیشیده می‌شد و نیروهای مردمی در خیابان‌ها می‌ماندند، شاید هیچگاه کودتا موفق نشده بود و الان ایران سرنوشت دیگری می‌داشت.

البته سقوط محمدرضا شاه پهلوی با آن فرار مذبوحانه و دست به دامان قدرت‌های بیگانه برای تصاحب تاج  و تخت از دست  رفته آغاز شد.

یاد و نام دکتر فاطمی که مورد بغض سلطنت‌طلبان و بنیادگرایان اسلامی بوده و هست، بلند است، بلندتر باد

نوشته بالا از علی افشاری ‏است.



وزیر خارجه فقید ایران " حسین فاطمی " که نویسنده و روزنامه‌نگار نیز بود. هنوز لحظه حال است ، زمانی که حسین فاطمیِ جوان میگفت دوسال در دولت ملی-دموکراتیک مصدق حکومت کردیم و هیچ مخالفی را نکُشتیم.  چون برای برادرکشی نیامده بودیم.  مقایسه همیشه رنج‌آور نیست.  مقایسه کنید با شارلاتانی مثلِ جواد ظریف که همیشه توجیه‌گرِ اَعمالِ جنایتکارانه بوده و هست.

رنگ عوض کردنِ دائم



چرخشگری در تمام فصول سیاست و تنازع بقا

نوشته‌ : علی افشاری

‏در عرصه سیاسی ایران آدم‌هایی داریم که به لحاظ چرخش سیاسی، رکورددار گینس هستند و از اعجوبه‌های روزگار که در قوطی هیچ عطاری پیدا نمی‌شود.


شروع سیاست‌ورزی‌شان با داعیه «لیبرالیسم» بود که البته نشانی از لیبرالیسم نداشت! از زاویه گسترش لیبرالیسم اصلاح‌طلب هم شدند و در سال ۸۴ دنبال ریاست‌جمهوری مصطفی معین! همزمان پای ثابت نویسندگان سایت ادوار دفتر تحکیم وحدت هم بودند که البته ارتباطی به دفتر تحکیم وحدت نداشت.
‏بعدا در انتخابات ۸۸ دنبال ریاست‌جمهوری مهدی کروبی افتادند. پس از وقوع جنبش سبز رادیکال شده، از کشور خارج شدند. چندی نگذشته یک دفعه در آلمان چپ دوآتیشه شدند که لیبرالیسم را بزرگترین شر تاریخ می‌دانست! ژست چپ‌شان هم برخاسته از میراث شوروی مارکسیست لنینستی بود!


در ۹۲ به ناگاه حامی حسن روحانی شدند و طرفدار پرشور رنگ بنفش با فراموشی رنگ قرمزی که خود پیشتر جایگزین رنگ سبز شده بود.
‏به مرحمت سربازان گمنام در بازگشت به ایران هم مشکلی پیدا نکردند! و مشغول زندگی شدند. در آن زمان «دانشجویان لیبرال وقت و فرشگردی‌های آینده» را به خاطر مخالفت با «برجام» خائن می‌نامیدند!

با افول رنگ بنفش دوباره موضع سیاسی عوض کردند. البته اول «فرشگردی‌ها» را فاشیست می‌نامیدند اما صلاح زمانه این شد که دوباره با دوستان قدیم بی‌اعتنا به حملات و دشنام‌های سیاسی داده شده قبلی، رفیق گرمابه شده و این بار در شیپور راست افراطی و ترامپیسم دمیده، جارچی جدید «خدمات شاهان پهلوی» و رهبری فردی رضا پهلوی شوند. هم در ظاهر و هم با اکانت مستعار، چونان فقیهان بنیادگرا، حکم ابدی و ازلی درهم‌تنیدگی ایران با نهاد پادشاهی راهم صادر کردند تا شاید در میانه عمر عاقبت به خیر شوند!


اکثر قریب به اتفاق نوپهلوی‌‌طلب‌ها از این قماش هستند! آنها را جدی نگیرید. بزودی تندترین واژه‌ها علیه رضا پهلوی از آنها صادر خواهد شد کمااینکه مدتی است که عده‌ای از آنها بازی همیشگی را شروع کردند تا زودتر خود را از ترکش‌های فاش شدن خانه عنکبوتی رهبری رضا پهلوی خلاص کرده و آماده چرخش دیگر شوند!

تا الان دلخوش به این بودند که با گفتن "کی بود کی بود من نبودم"،  گذشته در هیاهوی حال فراموش شده، بساط روز از نو و روزی از نو! پهن شود.

هوشیاری فعالان و کنشگران می‌تواند تابلوی ایست در برابر این چرخشگری تباه‌آور قرار دهد که البته منحصر در جریان کنونی پهلوی‌طلب نیست.