شهرکتاب همیشه یک محیط آرام ، دنج و فرهنگی بوده و هست. طی دو دهه که از فروشگاههای شهرکتاب، خرید کردم و با کارکنان آن دوستی دارم. کتابفروشهایی که خودشان نیز اهلِ شعر ، هنر و ادبیات و حتا نویسنده هستند. فقط یک نکته آزاردهنده. وقتی میبینم بچههای شهرکتاب، به بیرون از فروشگاه آمدند و در حالِ سیگار کشیدن در معبرِ عمومی و پیادهرو هستند. تصویر زیبایی نیست. کدام فرهنگ؟ به یک عنوان یک شهروند ایرانی دوست دارم به فضای عمومی احترام بزاریم. کلِ شهر شده ته سیگار. ضرر سیگار فقط برای سیگاریها نیست. میلیونها نفر غیرسیگاری. خطرات مرگ و امراض را میدانیم.
شهرکتاب بدونِ سیگار کشیدن. محیط زیست برای همه است. فراتر از شهرکتاب. جای جایِ ایران. دنیای بدونِ سیگار سخت نیست. غرور و خودخواهی را میتوان کنار گذاشت.
بیرون میروی در خیابانهای روشنِ روشن پرسه میزنی. بالا میروی به اتاقت، لُخت میشوی، به درونِ ملافهها میسُری، چراغ را خاموش میکنی، چشم هم میگذاری. ساعتی است که زنانِ زود رَخت کندۀ رویا دورت جمع میشوند، ساعتی است که منگِ کتابهایی هستی که صد بار خواندهای، ساعتی که صد بار چرخواچرخ میزنی بییافتنِ خواب.
مردی که خواب است ( The Man Who Sleeps)
ژرژ پرک ( Georges Perec)
فارسی یِ: ناصر نبوی
خوابم نمیبره. از این تصاویرِ آدمهای سیگاری بدم میآد. بعد از درگذشت دیوید لینچِ فیلمساز- که علتش چند دهه سیگار کشیدن اوست، باز هم اینترنت پُر شد از تصاویرِ David Lynch با سیگار! ... بابا جان! لینچ بر اثر چند دهه سیگار کشیدن جانش را از دست داد. بازم تصویر سیگار کشیدن او را به اشتراک میگذاری!
چطور آدم باید بفهمه مصرف الکل و مشروبات الکلی و سیگار مضره. به خودت فقط آسیب نمیزنی به میلیونها نفر هم آسیب میزنی.
تجزیه هر فیلتر سیگار، بیش از ۱۰ سال زمان میبرد
بیتفاوت نباشیم
فیلتر سیگار را در طبیعت و معابر رها نکنیم
جملات بالا در بیلبوردِ تبلیغاتی در شهر تهران در اتوبان همت قرار گرفته است. شهرداریها در سراسر ایران، بجای کارهای ایدئولوژیک و بیهوده میتوانند با کمک گروههای مردمی، معضل بزرگی مثل " ته سیگار " را در کشور حل کنند. کل شهر شده ته سیگار. مشکل با تاکید پوشش اختیاری زنان و دختران ایران نیست. عدم رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی و ته سیگارها، را باید دریافت. اطلاعرسانی کرد و آموزش داد.
بله، نه به ته سیگار. ایران را با ته سیگار نابود نکنیم.
کودکی فضایی خالیست
مثلِ آغازِ جهان
- در انتهای فیلم Anselm ساخته ویم وندرس
تو محله ما ، ابتدای خیابان ولیعصر در محله مختاری، چهار پنج باری مردی را میبینم که دو کودک را سوار دو کالسکه چسبیده بهم کرده است و هر بار با وجودِ بچهها، سیگار میکشد. حتا وقتی کاملن نزدیک دو کودک میشود هم سیگار را رها نمیکند. خواستم برم طرف مرد، که احتمالن پدربزرگ این دو کودک است، ازش با احترام بخوام جلوی این دو کودک سیگار نکشد. نتونستم برم جلو. گفتم شاید دعوا بشه من سراپا اشتباه. سیگاریها به چی چیزی رحم میکنند؟ خودشون؟ خانواده؟ محیطزیست؟ اینجا دیگه قضاوتم مطرح نیست. وقتی صدمه زدن با دود سیگار، معادل خود سیگار کشیدن برای افراد غیرسیگاری است. انسان بودن زیادم سخت نیست. بابا! این سیگار را رها کن. سیگار اسمش رهایی و آزادی نیست. دیگران را اگر ببینند.
والت دیزنی که کلی کارتون و انیمیشن ساخته، از سیگاریهای قهار بوده. اما والتدیزنی هیچ وقت جلوی بچهها سیگار نکشید. و کسی هم ندید بکشه.
لعنت واژه خوبی نیست. اما نمیتونم لعنت نفرستم به جماعت سیگاری که در هر کجا بخصوص در اماکنِ عمومی و جلویِ بچهها سیگار میکشند. تویِ پارک هم جایِ تنفس نمیزارن و تو پارک هم دود میخورند! و به همه مردم ضربه میزنند. به چه حقی به دیگران آسیب میزنید؟
در جایی خواندم والت دیزنیِ معروف که کلی انیمیشن خوب تهیه کرده ، با اینکه اهلِ سیگار کشیدن بوده ، هیچ وقت کسی سیگار کشیدن والت دیزنی ( Walt Disney ) را در ملاعام ندیده و او هیچ وقت جلوی بچهها سیگار نمیکشیده. همین دو نکته را اگر سیگاریها رعایت کنند.
رنجِ منی که سیگار نمیکشم و کل شهر شده جولانگاه سیگاریهای لعنتی. شما حق ندارید در اماکن عمومی و جلوی بچهها سیگار بکشید.
تهران خلوته. شهرِ خالی شده از سکنه در نوروز. اما تهسیگارها هنوز هستند. در همه جا . کف کوچه و خیابان و پل هوایی. این چه حقی هست که سیگاریها به خودشون حق میدهند کل شهر را حتا در روزهای خلوت کثیف کنند. این چه زورگویی از جانب سیگاریها هست که در مکانهای عمومی سیگار میکشند. و به همه مردم ضربه و آسیب میزنند. ممنوعیت سیگار کشیدن در مکانهای عمومی چرا اجرا نمیشه. فقط هم کافه و رستوران نیست. مکانهای عمومی، کوچه و بازار و خیابان هم هستند. بدونِ طعنه، چرا سیگاریها به خودشون اجازه میدهند به ما میلیونها نفر غیرسیگاری آسیب بزنند. شهر را با ته سیگار و دود آلوده کنند. حتا تو پارک هم انبوه ته سیگار میبینیم. انصافا فکر کنیم. وجدان داشته باشیم. بجای حجاب اجباری، باید قوانین راهنمایی و رانندگی را بدونِ چونوچرا رعایت کنیم تا مرگومیرِ رانندگی و حوادث جاده در ایران در سال، برابر با ۲۷ کشور اروپایی نباشه. قوانین زوریِ حجاب اجباری باید وباید لغو بشه. قانونی که مردم هم بعد از زنزندگیآزادی دیگر به آن پایبند نیستند. قوانینی مثلِ نکشیدن سیگار در اماکن عمومی و رعایت قانون راهنمایی و رانندگی را باید آموزش داد تذکر داد . قانونهای ایدئولوژیک و هزینهزا مثلِ حجاب اجباری و انواع محدودیتها کارکرد ندارند. قوانین درست و اصولی مثلِ رعایت قانونِ راهنمایی و رانندگی را باید از مهدکودک وخردسالی ترویج کرد . بایدِ ایجابی و نه زوری.