ترانه چهارشنبه سوری
غروبِ یکرنگی ما سرک کشید تو کوچهها
روزایِ دل مُرده و سرد رفت و به جاش گرمی اومد
اون همه شب سرمه کشید یه بار به جاش سرخ و سفید
از اون همه شب یه رنگ یخ زده حتا دلِ سنگ
آتیشو از تویِ خونه بیار تو کوچه بمونه
سرخی رو از اون بگیرن زردا بسوزن بمیرن
آتیش بیوفته تو دل هرچی پلید و باطله
گُر گُر خنده سر بده غم دلا رو پَر بده
غروبِ یکرنگی ما سرک کشید تو کوچهها
روزایِ دل مُرده و سرد رفت و به جاش گرمی اومد
اون همه شب سرمه کشید یه بار به جاش سرخ و سفید
از اون همه شب یه رنگ یخ زده حتا دلِ سنگ
آتیشو از تویِ خونه بیار تو کوچه بمونه
سرخی رو از اون بگیرن زردا بسوزن بمیرن
آتیش بیوفته تو دل هرچی پلید و باطله
گُر گُر خنده سر بده غم دلا رو پَر بده
♪♪♪
- - -
ترانه: مزدا شاهانی
شعر-ترانه بالا را با یک سرچ ساده با صدای کاوه یغمایی میتوانید گوش کنید