«من تو او مرد او زن »

شعر، نیروی حال ، دائو دِ جینگ، سکون و... سکوت

«من تو او مرد او زن »

شعر، نیروی حال ، دائو دِ جینگ، سکون و... سکوت

آن‌ها اشک می‌ریزن به واسطه هشت زبان


یک شعر یک خوانش 


شعری از امیر قاضی‌پور ✔️


آن‌ها وقتی سرگرم آشپزی‌اَن
بر لب‌ها و چمن‌ها
با کلاه‌هایی به شکلِ بوق!
با کلاه‌هایی به شکلِ بوق!
داشتنِ هشت‌ زبان و قلب
آن‌ها شادی را لب می‌زنن
نوزادهای غیرترسناک
آن‌ها اشک می‌ریزن به واسطه هشت زبان
آن‌ها اشک می‌ریزن به واسطه هشت زبان
قلب‌ها و عاج‌های خوب
برگشت‌ناپذیر   / تب‌هایی که بدن‌ها
گربه‌های شاداب
چه دعاهایی داشتن اگر قلب داشتن
آدم‌ها  /    و از گشودنِ شبنم
لب‌ها  / یک روز  / از بینِ  / داشتن
باریک و مسخره
نوزادهایی که
لاستیک و گربه‌ها را نمی‌جَوَن






■ خوانش امیر وزین
بر شعر بالا :

امیر جانِ قاضی پور ، چیزی که شگفت زده‌ام می‌کنه اینه که طرفِ مونتاژ و اپیزود اپیزود کردنِ نوشتار نمی‌ری، اتفاقن احترام می‌ذاری به این که تمام اصوات با ذره ذره گسستی که از مونتاژ ایجاد کردن شنیده بشن آرایشی جمعی، ناتوان کننده و سرخوش کننده و بی کارکرد به ما بِدن




در تمامی ۲۴ ساعتِ به زنجیر کشیده یا از زنجیر رهیده



فریدون رهنما:
از بس زیسته‌اند تلاطم مردم مرا
در تمامی ۲۴ ساعتِ به زنجیر کشیده یا از زنجیر رهیده
مرده یا زنده



سطرهای بالا از‌ کتاب شعرِ منظومه برای ایران از رهنما است.
" امیر وزین " از بچه‌هایِ شاعر و منتقد، که با او کلی تبادلِ ادبی‌هنری داشتم زنگ زد و گفت:دشمنی با تو ندارم. اختلاف نظرهایی پیش آمده بود. هرچند در جلسات سینماشعر و تبادلاتی که با هم داشتیم، سرِ خیلی چیزها توافق داشتیم.  نقدها و تفاسیری که بر فیلم‌های محبوبمان مثل پسر ایران از مادرش بی اطلاع است، Strange Little Cat ،  چشمه‌ی آربی اُوانسیان و... In The City Of Sylvia با هم داشتیم.  خوشم اومد امیر وزین اصلن آدم کینه‌ای نیست و اهلِ گفتگو و تبادل است. از فیلم‌ها و کتاب‌هایی که جدید خوانده و دیده بودیم گفتیم و گفتیم.  اینکه دوباره گفتگو کنیم و احتمالن جلسه داشته باشیم. فضاهای گسترده بازهم . لحظه حال و حلقه‌یِ به هم پیوسته‌یِ اقامت‌ها و تکرارها.


دوست دارم جمله زیر از فریدون رهنما را که فردا ۱۷ امرداد سالروزِ جادوانه شدنِ اوست.
رهنما : فرهنگ نیاز به تبادل دارد ، به یک جریان بارور . اما تضادی همیشه هست و خواهد بود میان آن که می‌جوید و آن که نمی‌جوید


شعرِ زَن یا شعر خودش زَن است




1_تنانگی چیست؟
2_شعرِ زَن یا شعر خودش زَن است
3_دو آلیسم از کجا می‌آید
4_تفاوت خوانش وجود شناسانه و فاشیستی از  زن زندگی آزادی
5_سرعت مَتن و متن کُند
6_ شعر خوانی امیر قاضی پور به همراه خواندن اشعاری از سوده نگین تاج ، فرناز جعفرزادگان و الهام ملک پور
7_تجربه خوانش 
8_ تفاوت نیروی تاریخی مَتن با فاعلِ شناسا

جلسه هشتم سینماشعر، یک شنبه 1402/3/14
امیر وزین با امیر قاضی پور در پارک رازی
بخش اول گفتگو
بخش دوم و آخر

نقد و بررسی مجله وزن دنیا


به جای نابودیِ دولت‌ها دولتِ زبان را از بین ببرید


بررسی یک مجله بنام وزن دنیا
در گفتگوی انتقادی :
امیر وزین و امیر قاضی پور
جلسه سینماشعر




مجله "وزن دنیا " زمانی می‌تونه مستقل باشه که این جمله یِ جان کیجُ بنویسه روی مقاله ش بعد شعرها رو بیاره نه این شعرها رو . جان کیج میگه: به جای نابودیِ دولت‌ها دولتِ زبان را از بین ببرید