سریال دختر جدید( New Girl ) را برای خنده، تفریح و اوقات فراغت دیدم. و از دیدنش راضی هستم. کلی خندیم. آمریکاییها با تمامِ وجود خودشان را نفسانیتشان را ابراز میکنند. مثلِ آب خوردن رویدادهای زندگی را به تصویر در میآورند. جالبه! در سریال New Girl ، یک زنِ جوان، همخانه سه مرد جوان میشود. بدونِ اینکه خودشان را سانسور کنند؛ اخلاقیات هم مطرح است. این چهار کاراکترِ اصلی در New Girl ، از تمام جنبهها از جمله عاطفی و سکسی به هم کمک میکنند. این بازیگر دوست داشتنی بنام Zooey Deschanel را اول بار در فیلم عاشقانه " پانصد روز سامر " دیدم. تو این سریال، همون کاراکتر را با آزادیِ عمل بیشتر ادامه داده. هر قسمت سریال New Girl ، بین ۲۰ تا ۲۵ دقیقه است. انگار داری غذا میخوری و رویدادهای زندگی را دنبال میکنی. فقط موقع غذا خوردن خواهش میکنم سریال نبینید.
سریال New Girl ، مقادیرِ زیادی لوسبازیهای عاطفی و جنسی دارد که با ملاحتِ فراوان تصویر شده. یک شوی شبانه زیبا ، روان و جاری در متنِ زندگی. تمام لوسبازیهای سریال New Girl را دوست دارم. هر روز باید یک سریال خوب دید.
این که بتوان دیگران را قادر به وانمود کردن دانست، خود بخشی از وانمود کردن است.
وقتی تو دو جلسه دو فصل از یک سریال دوازده قسمته بنام فلیبگ ( Fleabag) را دیدم. سریال Fleabag هر قسمتش کمتر از نیمساعته. آدمها مدام خودشونو ابزار میکنند. وجودشونو، نوع زندگیشونو و... تمایلات سکسیشونو تو یک سریال کمدی که کلی خندیدم. بازهم همه چیز به دائو برمیگردد. خودتان را با تمام وجود ابراز کنید.
بازیهایی که دوست دارم:
بازیِ فیبی والر-بریج (Phoebe Waller-Bridge) که علاوه بر بازی در سریال فلیبگ، نویسنده این سریال هم هست. یک بازیگر با جسارت که خودش را سانسور نمیکنه. تجربه زندگی روزمره و سبکِ زندگی در این سریال. هر روز باید سریال خوب دید.
برای بیش از دو دهه، با هدفون فیلم میبینم و موسیقی گوش میکنم. گاهی که امکانش هست موسیقی را بدون هدفون گوش میدم، فضای گستردهای به رویم باز میشه. مثلِ الان که دارم آلبومهای فرانسوی زبان سلن دیون ( Celine Dion) را گوش میدم. هدفون خوبیهایی داره. باعث میشه صداهای فیلم را با جزئیات شنوا باشی. سر و صدای اطرفتُ نمیشنوی و تمرکز داری. اما همیشه هدفون زدن خوب نیست. واقعن گاهی گوش درد میگیرم.
فیلم دیدن:
زیبایی برخی از بازیگرها مثلِ همین خانم " بلیک لایولی" باعث میشه ۱۳۰دقیقه یک فیلم هدر رفته که نتونسته خوب از کلیشهها استفاده کنه را تا آخر ببینیم. یک سینمایینویس بدرستی اشاره کرده بود که Blake lively با کاریزما و جذبه ذاتیاش مخاطب را برای تماشای فیلم درگیر میکند. برخی از منتقدان سختگیر هم یواشکی فیلمهای این بازیگر را میبینند. اینجا منظور فقط زیباییِ جسمانی نیست. همان کاریزما و آنِ بازیگری در کنارِ زیبایی و جذبه ذاتیست. الیزابت تیلور در جایی میگفت در چند تا از فیلمهایش باهاش مثلِ " گوشت" رفتار شده. دوست داشت بیش از ستاره سکسی بودن یک بازیگر خوب باشه.
بازیهایی که دوست دارم. بازیِ Blake lively در فیلم با ما تمام میشود ( IT ENDS WITH US).مشکل بشر از اونجا ناشی میشه که حتا یک نفر هم نمیتونه در آسایش و آرامش در یک اتاق زندگی کنه؛ چه برسه به سه خواهر. اما وقتی "دائو دِ جینگ" درست کار کنه، خانه پُر از نور و آرامش میشه. سه تا بازیِ عالی از سه زن بازیگرِ فیلم سه دختر او (His Three Daughter )، ساختهی Azazel Jacobs. فیلم " سه دختر او " چقدر زنده و واقعیست. نفس به نفسِ بازیگرها ، انگار در ردیف اول تئاتر در حال دیدن هستم. جا داره فیلم سه دختر او بخاطر موضوعش در جمع خانواده و دوستان دیده بشه. روی این فیلم، جمع یک خانواده و دوستان، گفتگو کنند. زندگی تکرار است. تو این نمایشی که از تکرارها داریم، تجدید نظر اتفاق میفته. و این فهمیدنِ مفهومِ تکرار و تجدید نظر، مهمه.