ساعتت مدتهاست پنج و ربع را نشان میدهد. در سکوتِ اتاقت زمان دیگر نفوذ نمیکند، در اطراف است، یک میانجی همیشگی، عذاب آور، تحریف شده، کمی مشکوک.
زمان میگذرد اما تو هیچوقت ساعت را نمیدانی. ساعت ده است، یا شاید یازده. دیر است، زود است. روز فرا میرسد، شب فرو میافتد. سر و صداها هیچگاه تمامن قطع نمیشوند، زمان هیچگاه کاملن متوقف نمیشود حتا اگر تنها نقش رخنهی کوچک را در دیوار سکوت بازی کند، نقش یک همهمهیِ آهسته و به تدریج فراموش شده که از ضربانِ قلبت هم قابل تمایز نیست.
باید همه چیز را یاد بگیری، همهیِ آن چیزهایی که یادگرفتنی نیست. انزوا، بیتفاوتی، صبر، سکوت.
تو تنهایی و چون تنهایی دیگر نباید به ساعت نگاه کنی. خود را رها میکنی و به راحتی با این وضعیت خو میگیری. میگذاری گذشت زمان خاطرهیِ چهرهها را از ذهنت پاک کند، آدرسها را، تلفنها را، لبخندها را، صداها را.
فراموش میکنی که فراموشی را یاد گرفتهای، که روزی خود را ملزم به فراموشی کردی.
از متنِ فیلم-شعرِ the man who sleeps ، اثر ژرژ پرک ( Georges Perec).

دایان کیتون ( Dian Keaton ): وقتی زن باشی و به میانسالگی میرسی، انگار از کره خاک حذف میشوی. گو این که این موضوع مزیتهایی هم دارد. تمامی عمر صبر کردهای که دیده شوی، که انتخاب شوی، که به کار گرفته شوی، وقتی به سن و سالی میرسی که میبینی دیگر از این خبرها نیست، به مسائل دیگری در زندگی توجه میکنی که تا آن زمان یا بهشان بیاعتنا بودهای و یا فرصت توجه به آنها را نداشتهای.
دایان کیتون ، بازیگری که جدیدن درگذشت، را در سریال پاپ جوان( The Young Pope) شاهکارِ پائولو سورنتینو به یاد میآورم. دایان کیتون فقط در هشت فیلم از وودی آلن ( Woody Allen) حضور نداشت. شعرِ رهایی بخش پاپ جوان را فراموش نمیکنم.
«پاپ جوان» به معنای واقعی کلمه دربارهی «همهچیز» است. از زندگی و ایمان و دوستی و عشق و کودکی و زیبایی گرفته تا خشونت و فلسفه و خدا و مرگ و ماوراطبیعه و زشتی
شوریدن بر علیه طبیعت(زایش)
یا طبیعتِ زنانه قبض و بسط پیدا میکند/؟
"درود بر مریم" از ژان لوک گُدار ؛ وقتی کلام ناتوان است
تن .تن . تنانه یِ گُدار. زن کاملن روی لبه
- - -
امیر قاضیپور
شعری از امیر قاضیپور
تکان میدهد و تو را در خود عوض میکند
وزنهایِ آبهایِ آزاد
روشنیِ آب ، مثالِ تُفی سفید
وَق زده به عطرش
تیغها که بر بستر ماسههای این بدن مینشیند
یک دلفین نفس میزند، میبوسد
به نشانه استمنا،خودش را درونِ خودش
با حسِ لَزِج از آبیِ خلیج
مثلِ گوشت ولو شده
لَخ در آبهایِ آزاد
صابون،آبی مینوشد
از شعرِ پاریس تگزاس
تا مراقبه و سکون و سکوت فیلم-شعر Perfect Days