«من تو او مرد او زن »

شعر، نیروی حال ، دائو دِ جینگ، سکون و... سکوت

«من تو او مرد او زن »

شعر، نیروی حال ، دائو دِ جینگ، سکون و... سکوت

از بیگانگی تا یگانگی با کلِ هستی


زیباست. وقتی ویم وندرس در «فیلم پاریس تگزاس»، از بیگانگیِ انسانِ معاصر می‌رسه به یگانگی با کلِ هستی در فیلم « Perfect Days ». رستاخیزِ بزرگ به این میگن. من و ایگویی که محو می‌شه.

از رو رنج گران می‌بریم که ما را خودی است.
اگر ما را «خود» نباشد، رنج‌مان از چه باشد؟
اگر با جهان یگانه شویم
پس آن گاه جهان در ما باشد.
اگر جهان را دوست بداریم هم بدان‌گونه که خود را
پس آن گاه جهان فقط در خود ما باشد





این من باید محو شود



آنچه ما باید از خود سلب کنیم ، نیروی دم زدن از " من " است . این من باید محو شود ، باید "وا-آفریده " شود .‌ این که ما مرکز عالمیم و بود و نبود هر چیز دیگر وابسته به هدف‌های ما ، خوشی‌های ما و رنج ماست نگاه نادرستی است . کنار نهادن این نگاه خود نوعی مُردن است ، " بنیادی‌تر از مرگ جسم" ، اما مرگی که در پی‌اش قیامت می‌شود؛ ولی ما در حالت اعراض از دنیا این را تشخیص نمی‌دهیم که قیامت به پا شده است
سیمون وِی . شاعر و فیلسوف
فارسی‌ی هومن پناهنده

آن‌که بودن به ما می‌بخشد در ما این را می‌پسندد که پذیرای نبودن شویم : 《 و آن هستی‌ای را که به ما می‌دهد مدام از ما طلب می‌کند. 》

از شعرِ پاریس تگزاس تا شعرِ Perfect Days


از شعرِ پاریس تگزاس

تا مراقبه و سکون و سکوت فیلم-شعر Perfect Days
این من باید محو شود و خودی وجود ندارد
یکی شدن شخصیت اول فیلم Perfect Days با طبیعت
درست مثلِ نظرات اکهارت تُله
ممنون آقای ویم وندرس