زیباست. وقتی ویم وندرس در «فیلم پاریس تگزاس»، از بیگانگیِ انسانِ معاصر میرسه به یگانگی با کلِ هستی در فیلم « Perfect Days ». رستاخیزِ بزرگ به این میگن. من و ایگویی که محو میشه.
از رو رنج گران میبریم که ما را خودی است.
اگر ما را «خود» نباشد، رنجمان از چه باشد؟
اگر با جهان یگانه شویم
پس آن گاه جهان در ما باشد.
اگر جهان را دوست بداریم هم بدانگونه که خود را
پس آن گاه جهان فقط در خود ما باشد
بله، یک=همه.
یگانگی با تمامیتِ هستی یا فیلم روزهای عالی ( Perfect Days) ، شاهکارِ ویم وندرس .
دوست دارم در ملاقات چندباره با فیلم " روزهای عالی " تاکید کنم:
«نشاط روح داشتن، غم فردا نخوردن ، به جملهی زندگیها توجه کامل نمودن. شادکامی تعلق نپذیرفتن از هیچ چیز و شگفتی مانوس شدن با حضور همه چیز.»
شخصیت اول فیلم Perfect Days ، نمونه یک آدم مذهبی با سکون و سکوت است. کسی که با تمامیتِ هستی در ارتباط هست. متاسفانه در ایران و جهان، افراد خشمگین، متعصب و دمدمیمزاج را بنام مذهبی صدا میکنند. کسی که سکون، سکوت و آرامش ندارد، قطعا مذهبی نیست.
در جستجویِ اسبابی برای خردسندی باش، و بینهایت سبب برای خرسند بودن خواهی یافت. و تنها آن زمان که خرسند و سپاسگزار باشی مذهبی خواهی بود، زیرا خرسندی یعنی مراقبه، یعنی در سکوت و در لحظه حال بودن...