«من تو او مرد او زن »

شعر، نیروی حال ، دائو دِ جینگ، سکون و... سکوت

«من تو او مرد او زن »

شعر، نیروی حال ، دائو دِ جینگ، سکون و... سکوت

شب یلدا و قدردانی


خیلی وقت‌ها شکرگزاری نمی‌کنم. ناسپاس میشم. همین نفس کشیدن، غذا خوردن، داشتنِ خانه و سرپناه و پدر مادر موهبتی‌ست. خدایا! ممنون. امثالِ داعشی‌ها، طالبان و دکاندارانِ دین، از اسم خدا سواستفاده می‌کنند. اما خدا بخشی از وجودِ ماست.
طی روزهای اخیر، تو سرما تو آلودگی هوای تهران ، کلی شکایت و ناله کردم.  در لحظه حال که تنها زمانِ واقعی است، آرامش دارم. هرچند ملال سراغم میاد. بی‌کاری ، بی‌پولی و تنهایی. قدردانِ تمام چیزهایی که داریم. خودمان را در حد شی و مالکیتِ اشیاء پایین نیاوریم. هزاران بار به دائو خیانت می‌کنم و بر می‌گردم به دائو.
شب طولانی یلدای ما ایرانی‌ها مبارک!


همه چیز در فضایِ اسم‌ها و اطاق‌ها نیست


آهن‌ها / و چشمانِ اسب‌ها
اطاق‌ها و تنها پلک زدن
همه چیز در فضایِ اسم‌ها و اطاق‌ها نیست
در این میان بشکه‌ای که در نزاع رویِ بدن نمی‌افتد
ضمایر، همیشه در گلبرگ‌ها هستن
تا از خود بیرون بیاییم.
در دیگران بیایم
در لثه های آدم ها؛ماهی‌ها
ماهی‌ها لثه‌های آدم
ادامه دادن در حالتِ ساکن
برپا، برجا
- - -
امیر قاضی‌پور


تو شعرِ بالا، سکون و سکوت وجود داره . بدونِ خود مساله‌ای وجود ندارد . بر علیه ایگو و تفکرِ شرطی شده . اگر از درونِ خود آرامش داشته باشیم ، جادویِ زندگی را توامان در بیرون هم احساس و لمس می‌کنیم . ورایِ اسم‌ها و شکل‌ها و تفکرِ شرطی شده .





سریالی درباره‌ی «همه‌چیز»


برخی آثار درباره‌ی «همه‌چیز» هستند. مثلِ کتاب جاودانه دائو دِ جینگ که بی‌زمان و بی‌مکان برای همه انسانهاست. دائو منشا همه چیز است.
سریال بازی تاج و تخت ( Game Of Thrones) نیز درباره همه چیز است. آیینِ کشورداری، زندگی، خانواده، کودکی و پیری، ماوراطبیعه، مذهب و... دوستی و دشمنی. درباره هر چیزی که فکر کنید، در سریال بازی تاج و تخت، داستان و تصویر هست. در حالِ دیدنِ فصل پنجم سریال بازی تاج و تخت هستم. جایی که ملکه مادر با تمامِ توطئه‌چینی‌هایش اشتباه بزرگی مرتکب می‌شود. ملکه مادر، برای قدرت گرفتن، « سپاهِ دین» درست می‌کند و دستِ افراطی‌های مذهبی را بازمی‌گذارد. تا جایی که « سپاهِ دین» همسر پادشاه و برادر همسر پادشاه را زندانی می‌کند. در همین حین، ملکه مادر هم زندانی می‌شود. او را مجبور می‌کنند به فسادهای جنسی‌اش اعتراف کند. ملکه مادری که قدرت به افراطی‌های مذهبی داده است، خودش قربانیِ همین افراطی‌ها می‌شود. تاریخ میلیون‌ها بار تکرار می‌شود. صحنه وحشتناکی است، جایی که بعد از اعتراف ملکه مادر، او را لُخت و عریان در شهر می‌گردانند تا پیاده به قصر برسد. انواع توهین‌ها، تُف و لعنت‌ها و دست‌اندازی‌‌ها را به جسم و روحِ او در این مسیر روا می‌دارند.
نکته: در کنار سریال بازی تاج و تخت ، که سریالی درباره « همه چیز» است، دو سریال پاپ جوان ( The Young Pope) و سریال پاپ جدید ( The New Pope) ، به کارگردانی پائولو سورنینتو ، نیز به معنای واقعی کلمه درباره‌ی «همه‌چیز» است. از زندگی و ایمان و دوستی و عشق و کودکی و زیبایی گرفته تا خشونت و فلسفه و خدا و مرگ و ماوراطبیعه و زشتی.



شعر و خوانش شعر


با شاه پری داخلِ قصر
صندلی به درد می‌آید
گردنه‌ها      لرزه یِ مرگ
سکوت         حذف / سکوت
اجرایِ اسب ، در فضایِ خشک
لب رویِ سنگ
جلد - یک پا دوپا
کلوخ و سنگ ریزه‌ها
می‌برم دائم ، گوش می‌کنم
دائم سنگ ریزه‌ها
این جا / «سربازش»
کتاب با خود
- - -
امیر قاضی‌پور



خوانشِ شعرِ بالا :
حضور آدم‌ها ، اشیاء ، اتفاقات و خلاء در شعرهای شما درست مثلِ نمایش نهنگ در میدان اصلی شهر ، در فیلم هارمونی‌های ورکمایسترِ بلا تار غیر منتظره است. در اتاقِ خالیِ سفید / مرد دارد می‌میرد / و زن / رها شده از عادت های ماهانه‌اش / روی ترک‌های پوستِ شکمش / سنگ ریزه می‌ریزد.
امیر قنبری ( منتقد شعر )


شعرخوانی


دیگر                                                                       
 من
باور نخواهم کرد                                           
  خرطو
     مفیل
و پا
   ندو
       ل ساعت را
چون
 آن
آبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــروی
                                        آبنبات ساعتی های قناد
                                                               ریخته
و این
هنوز
دنبا
 له ی تیک تک تیک تک تیک تک تیک تک تیک تک تیک تک تیک تک
                                             تیک تک تیک تک تیک تک تیک تک
                                                             تیک تک تیک تک ....
                                                         
                                                    
                                                                      
      تهران -۱۳۴۵


شعر بالا از اسماعیل شاهرودی است





می‌گذاری گذشت زمان خاطره‌یِ چهره‌ها را از ذهنت پاک کند، آدرس‌ها را، تلفن‌ها را، لبخند‌ها را، صداها را


ساعتت مدتهاست پنج و ربع را نشان می‌دهد. در سکوتِ اتاقت زمان دیگر نفوذ نمی‌کند، در اطراف است، یک میانجی همیشگی، عذاب‌ آور، تحریف شده، کمی مشکوک.
زمان می‌گذرد اما تو هیچوقت ساعت را نمی‌دانی. ساعت ده است، یا شاید یازده. دیر است، زود است. روز فرا می‌رسد، شب فرو می‌افتد. سر و صداها هیچگاه تمامن قطع نمی‌شوند، زمان هیچگاه کاملن متوقف نمی‌شود حتا اگر تنها نقش رخنه‌ی کوچک را در دیوار سکوت بازی کند، نقش یک همهمه‌یِ آهسته و به تدریج فراموش شده که از ضربانِ قلبت هم قابل تمایز نیست.
باید همه چیز را یاد بگیری، همه‌یِ آن چیزهایی که یادگرفتنی نیست. انزوا، بی‌تفاوتی، صبر، سکوت.
تو تنهایی و چون تنهایی دیگر نباید به ساعت نگاه کنی. خود را رها می‌کنی و به راحتی با این وضعیت خو می‌گیری. می‌گذاری گذشت زمان خاطره‌یِ چهره‌ها را از ذهنت پاک کند، آدرس‌ها را، تلفن‌ها را، لبخند‌ها را، صداها را.
فراموش می‌کنی که فراموشی را یاد گرفته‌ای، که روزی خود را ملزم به فراموشی کردی.

از متنِ فیلم-شعرِ the man who sleeps ، اثر ژرژ پرک ( Georges Perec).



داکوتا جانسون و سینماگران غربی بی‌توجه به جنایات عربستان


زنان عربستانی در کشور قبیله‌گرای عربستان، بخاطر یک توئیت مورد اذیت و آزار قرار می‌گیرند.‌ حتا زنان عربستانی، برای ادب شدن! به زندان فرستاده می‌شوند. کشوری که حاکمانش( بن سلمانِ جنایتکار) یک روزنامه‌نگار را قطعه قطعه کرده است. سینماگران و بازیگران غربی بدونِ توجه به جنایت‌های عربستان سعودی از جمله اعدام‌های دسته‌جمعی، به جشنواره‌های رنگارنگ عربستان سعودی می‌روند. حتا چند خواننده ایرانی در ازای پول به عربستان رفتند و خواندند. حاکمان عربستان، برای چند دقیقه آوازِ کسانی مثلِ سلن دیون و جنیفر لوپز میلیون‌ها دلار پول خرج می‌کنند. بازیگری مثل اسکارلت جوهانسون، بعد از قطعه قطعه کردن خاشقچی ( روزنامه نگار منتقد حاکمان عربستان) ، گفته بود در هیچ پروژه سینمایی که عربستان مشارکت داشته باشد، بازی نمی‌کند. اما عربستانی‌ها با خرج کردنِ صدها میلیون‌ها دلار، قصد نشان دادنِ تغییرات ظاهری در عربستان را دارند. ادعای کسانی مثل داکوتا جانسون ( از زیباترین بازیگرهای جهان) که مدافع حقوق زنان است! چطور باور می‌شود؟! آیا داکوتا جانسون ( Dakota Johnson) با زنان منتقد سیاست‌های عربستان دیدار کرده است/؟ مناطق به ظاهر آزاد کشورهای عربی مثل قطر ، امارات و عربستان؛ در حالیکه حاکمان ارتجاعی با قوانین ارتجاعی و قرون وسطایی حکومت می‌کنند.

داکوتا جانسون در مراسم گالا «زنان در سینما» در چارچوب جشنواره بین‌المللی فیلم دریای سرخ در جده، عربستان، ۵ دسامبر 2025.



آلودگی هوا می‌تواند حتی در افراد سالم نیز مشکلات تنفسی ایجاد کند


فوق‌تخصص ریه: آلودگی هوا عملکرد ریه را کاهش می‌دهد

رضاییان، فوق‌تخصص ریه: ذرات معلق موجود در هوای آلوده، به‌خصوص ذرات کوچک‌تر از ۲.۵ میکرون، به‌راحتی وارد عمق ریه‌ها می‌شوند.

آلودگی هوا می‌تواند حتی در افراد سالم نیز مشکلات تنفسی ایجاد کند.

این خطر برای سالمندان، بیماران قلبی و تنفسی چندین برابر بیشتر است.

قرار گرفتن مکرر در معرض هوای آلوده می‌تواند به کاهش عملکرد ریه منجر شود.


تنفسم مختل شده. در خانه ورزش می‌کنم. پیاده‌روی هم درونِ خانه است. چه نفس کشیدنی بود این هوا!

بهترین‌ کار است که از خانه خارج نشویم. مگر برای کارهای ۱۰۰درصد ضروری. 

درون خانه فیلم و سریال می بینم‌، و کتاب می‌خوانم‌. مدت‌هاست شعر ننوشتم. تهران جای زیست نیست. سخت است نوشتن در تهران.






قدرت آشتی‌جویانه‌ی هنر


خیلی حرف دارم که می‌خواهم بگویم
این همه داستان ، تصاویر ، ضرب‌المثل‌ها و غیره.
اما کلمات به اندازه کافی خوب نیستند ،
اشتباه‌ها مرا می‌بوسند.
● آن سکستونِ شاعر ( Anne Sexton).


همین امروز جمعه نشستم فیلم «ارزش عاطفی» (Sentimental Value 2025) اثر یوآخیم تری‌یر را دیدم. از کارگردانی نروژی که اول بار او را با فیلم «بدترین آدم دنیا» شناختم. شاید مسخره باشه، راستش بعد از دیدن فیلم «ارزش عاطفی» (Sentimental Value، دوست دارم بروم با چند نفر از دوستان و اطرافیان که قهرم آشتی کنم. نفرت و کینه و عصبانیت را برای هیچ کس نمی‌خواهم. دقایقِ آخرِ فیلم «ارزش عاطفی» معلوم نبود، بازیه یا واقعی است؛ و این عالیه. این [داستان/اثر]، بررسی‌ای صمیمی و تاثیرگذار است درباره‌ی خانواده، خاطرات و قدرت آشتی‌جویانه‌ی هنر.
فیلم «ارزش عاطفی» در هفتاد و هشتمین دوره‌ی جشنواره «کن» حضور داشته و موفق به دریافت «جایزه‌ی بزرگ» شد. همچنین فیلم نماینده‌ی کشور «نروژ» در نود و هشتمین دوره‌ی مراسم «اسکار» خواهد بود. با تشکر از کانال Cinema Dreaming که این فیلم را زیرنویس فارسی کرد.


مشخصات فیلم ارزش عاطفی» (Sentimental Value 2025)
کارگردان | Joachim Trier
نویسنده | Eskil Vogt . Joachim Trier
بازیگران | Renate Reinsve . Stellan Skarsgård . Inga Ibsdotter
زمان: ۱۳۳ دقیقه
ژانر | درام
کشور | نروژ
زبان اصلی | نروژی و انگلیسی
زیرنویس چسبیده فارسی دارد
کارگردان | Joachim Trier
نویسنده | Eskil Vogt . Joachim Trier
بازیگران | Renate Reinsve . Stellan Skarsgård . Inga Ibsdotter Lilleaas





عاشقانه‌ای از نروژ


نروژی‌ها آنقدر در کشورشان از انواعِ آزادی بهره‌مند هستند، که اعتراف می‌کنند در مقابلِ مردمانِ کشورهای غیرآزاد، شرمنده هستند‌. از آزادیِ فردی تا آزادیِ جنسی. در هنر ، نمونه شاهکارهای هنریک ایبسنِ نروژی که همیشه به آزادیِ فردی اهمیت می‌داد ، جاودان شده است. و امروز فیلم‌های نروژی مثلِ «بدترین آدم دنیا» و فیلم «رویاها» (Dreams) اثر داگ یوهان هاوگرود، از همان آزادی فردی و آزادی جنسی ، دفاع می‌کنند و در سینما، تصویر دارند. تن‌ تن تنانه‌یِ تنهاییِ  یک دخترِ نوجوان در فیلم «رویاها». قدرتِ تخیلِِ عاشقانه دخترِ نوجوان در این فیلم، امدادگر است یا مخرب/؟

هر روز باید یک فیلم خوب دید.
دیدن فیلم «رویاها» (Dreams )
نویسنده‌ و کارگردان | Dag Johan Haugerud
زمان : ۱۱۱ دقیقه
ژانر | کمدی . درام . عاشقانه
کشور | نروژ
زبان اصلی | نروژی
زیرنویس چسبیده فارسی دارد
بازی‌گران | Ella Øverbye . Selome Emnetu . Ane Dahl Torp
خلاصه داستان: یوهان خاطرات خود را از عشقی عمیق به معلم فرانسه‌اش می‌نویسد. مادر و مادربزرگش با خواندن این نوشته‌های خصوصی، ابتدا وحشت می‌کنند اما در نهایت تحت تأثیر قدرت قلم و داستان‌پردازی او قرار می‌گیرند





ایران در آستانه


آستانه‌نشین محبوب شما؟
آستانه‌نشین بودن فوق‌العادست. مثلِ سیمون وِی که مسیحی ، شاعر و عارف بود اما هرگز وارد کلیسا نشد. مثلِ کاری که دایا جینیس الن در کتاب سه آستانه‌نشین انجام داد و سه آستانه‌نشین فیلسوف و شاعر به نام‌های سورن کی‌یر کگور ، پاسکال و سیمون وِی را به نحو احسن معرفی کرد. در ایران خودمان، آستانه نشین بودنِ فریدون رهنما در فیلم پسر ایران از مادرش بی‌اطلاع است . رهنما عمیقا به دورانِ گذار آگاه بود.

ایران آستانه مشرق زمین است
و نیز آستانه مغرب زمین
و پلی میان این دو.



هرآنچه اندیشیده مى‌شود، زیادى‌ست


آنچه ما فکر مى‌کنیم، اگر درباره‌اش تأمل کنیم،
اگر براى این کار خویشتن دارى ذهنى و تیزهوشى لازم را داشته باشیم، در هر حال همیشه چیزى شرارت بار، پست و بیهوده مى‌شود.
چیزى که ما را تمام عمر به طرز تکان دهنده‌اى مأیوس مى‌سازد.
چون هرآنچه اندیشیده مى‌شود، زیادى‌ست.
طبیعت نیازى به فکر ندارد. تنها تکبر انسانى است که فکرهایش را تا اندرون طبیعت بسط مى‌دهد.
قدم زدن / توماس برنهارد
فارسی‌ی : شهروز رشید





وبلاگ عزیزم  ساعت ۷ صبح
در پیوند با نوشته بالا از دائو:

فکر کردن را متوقف کن ، مشکلاتت پایان می‌یابد.
چه تفاوتی میان بله و نه وجود دارد؟
چه تفاوتی میان شکست و پیروزی است؟
آیا تو هم باید آنچه را دیگران مهم می‌دانند مهم بدانی؟
و آنچه را دوست ندارند دوست نداشته باشی؟
چه مسخره

دیگران بسیار هیجان زده‌اند،
گویی در حال رژه رفتند.
تنها من اهمیتی نمی‌دهم
تنها من نظری ندارم؛
همچون نوزادی که هنوز نمی‌تواند لبخند بزند
دیگران آنچه را نیاز دارند مالکند،
تنها منم که چیزی ندارم
تنها منم که آواره‌ام؛
همچون کسی که خانه‌ای ندارد،
به یک احمقی می‌مانم که ذهنش به تمامی خالی است
دیگران می درخشند،
تنها من نوری ندارم.
دیگران با هوشند،
فقط من گنگ هستم.
دیگران هدفی دارند
تنها من نمی‌دانم

من همچون موجودی در اقیانوس سرگردانم
و در بی‌هدفی به باد می‌مانم‌
من با مردم عادی تفاوت دارم
من از سینه‌ی مادربزرگ شیر می‌نوشم




آنچه مخالف با دائو رود، به زودی به پایان می‌رسد



آن کس را که در خود وفور فضیلت دربر دارد، می‌توان با یک طفل مقایسه کرد.
مارهای سمی او را نمی‌گزند.
حیوانات وحشی به او یورش نمی‌برند.
پرندگان شکار بر او حمله‌ور نمی‌شوند.
استخوان‌های او ظریف است و رگ و پی ا‌و لطیف، ولی چنگ او محکم می‌گیرد.
هنوز از اتحاد بین مذکر و مونث خبردار نیست، لکن تمام بدن او پر از نیروست.
این امر بدین‌روست که نیروی حیاتی او در اوج خود است.
او تمام روز فریاد و داد می‌زند و می‌گرید، ولی صدایش نمی‌گیرد.
این امر بدین‌روست که هماهنگی طبیعی در او در مرتبه اعلی است.
دانستن حقیقت سرمدی اشراق است.


کوشش در فزونی بخشیدن به نیروی حیات، فعلی شوم است.
تلف کردن ذهن سلامتی حیاتی خود را، جز یک فعل خشونت‌بار چیزی نیست.
آنچه زیاد از حد فعال و با تحرک است، به‌زودی فرتوت و ناتوان می‌شود.
این آن چیزی است که آن را مخالفت با دائو می‌نامم.
آنچه مخالف با دائو رود، به زودی به پایان می‌رسد.




لائو تزو ( Lao Tsu)
فارسی‌ی : حسین نصر


دیدنِ فیلم ماجراجویی (L’Aventura) ساخته سوفی لتورنو

در زمره‌ترین روزمرگی‌ها ، زندگیِ مدام و بی‌همتا در جریان است. اکنون، رویدادی‌ست که هیچ را بیهوده و همه چیز را یکتا می‌کند. کلی لذت بردم از دیدنِ فیلم ماجراجویی (L’Aventura) ساخته سوفی لتورنور (Sophie Letourneur) . برخی آثار مثل همین فیلم L’Aventura ، حالِ آدمو خوب می‌کنند. ساختن فیلم از زندگی روزمره، در تعطیلات کنار دریا و ساحل. فقط هم‌ اریک رومر این کار را نکرد. چقدر عالی: ترجمه‌ی اختصاصی فیلم «آونتورا (ماجراجویی)» (L’Aventura 2025) اثر سوفی لتورنور توسط تیم‌‌‌‌‌های سینما دریمینگ و فرانکو فیلم منتشر شد. هر روز باید یک فیلم خوب دید. از بهترین فیلم‌های سال ۲۰۲۵.


□ مشخصات فیلم ماجراجویی ( L’Aventura )
کارگردان | Sophie Letourneur
نویسنده | Sophie Letourneur . Laetitia Goffi . Claudine Poulet Letourneur
بازیگران | Bérénice Vernet . Esteban Melero . Philippe Katerine
سال ساخت : ۲۰۲۵
مدت زمان: ۱۰۸ دقیقه
ژانر | کمدی . درام
کشور | فرانسه
زبان اصلی | فرانسوی
زیرنویس چسبیده فارسی دارد
خلاصه داستان: تعطیلات تابستان در ساردینیای ایتالیا و یک سفر جاده‌ای خانوادگی. کلودین که در آستانهٔ ۱۱ سالگی قرار دارد، تصمیم می‌گیرد در حین سفر، داستان ماجراهایشان را روایت کند، مشروط بر اینکه رائول، برادر ۳ ساله‌اش، او را آزار ندهد




تهران آلوده‌ترین شهر جهان

شرکت کنترل کیفیت هوا:
تهرانی‌ها از ابتدای سال جاری تاکنون ۱۲۲ روز هوای ناسالم تا خطرناک داشته‌اند

شاخص‌های جهانی هم خبر از آلوده بودن هوای تهران می‌دهند، خبری که در صدر اخبار بسیاری از رسانه‌ها قرار گرفته که تهران آلوده‌ترین شهر جهان شد، درست است این روزها حتا نمی‌توانیم نفس بکشیم. نفس‌ها به شماره افتاده و به محض خروج از منزل سردرد و سرگیجه نصیب شهروندان تهرانی می‌شود. چه بهتر که ماسک بزنیم و اگر کار ضروری نداریم از منزل خارج نشویم. خطر آلودگی هوا در تهران در حد مرگ است.




چرا قانون هوای پاک اجرا نمی‌شود؟
تهران سال‌هاست از آلودگی هوا رنج می‌برد. رنجی که قرار بود با تصویب قانون هوای پاک در سال ۱۳۹۶ بهبود یابد. اما از آن روز تا به الان، روزهایی که هوای تهران پاک و قابل‌تنفس بوده؛ کمتر شده و حتا در ۵ آذر ۱۴۰۴ آلوده‌ترین شهر جهان شناخته شده است. در تمام این مدت راه‌حل این مشکل از سوی مسئولان، تعطیلی مداوم مدرسه‌ها، اداره‌ها و دعا برای باد و باران بوده است؛ راهی که هیچ فایده‌ پایداری برای بهبود اوضاع ندارد. کنشگران محیط‌زیست تأکید می‌کنند هفت سال از تصویب قانون هوای پاک گذشته، اما تنها ۱۲ درصد از این قانون اجرایی شده است.

عکس‌های هوایی چند روز اخیر، تهران و بسیاری از شهرهای دیگر را در زیر لایه‌ای از آلودگی و گردوغبار نشان می‌دهد. گویی پتویی سیاه و کثیف روی شهر کشیده‌ و مردم زیر آن دفن شده‌اند. در شهر، نفس مردم به شماره افتاده؛ هر نفس به‌جای آنکه «ممد حیات باشد و مفرح ذات» باشد، بوی مرگ و تعفن می‌دهد. در چند روز گذشته شاخص آلودگی هوا در بعضی مناطق از ۲۰۰ هم عبور کرده. اما این آلودگی منحصر به امسال و پارسال نیست و پدیده‌ای تکراری است. در این میان به‌نظر می‌رسد آنچه بیش از هر راه‌حلی در میان نهادها و سازمان‌های مربوطه نادیده گرفته شده، یک چیز است: «قانون هوای پاک».
گزارش نگین شریفی را در سایت روزنامه «پیام ما» بخوانید:
https://payamema.ir/payam/143217



بی‌اعتنایی به همه‌یِ فرم‌های جامعه


آلودگی هوای تهران در حد مرگ. از سر دیدنِ فیلم شاید شیطان( The Devil Probably) . روبر برسون ( کارگردان فیلم) آن را فیلمی درباره‌یِ پول که ماورای شیطانِ بزرگ در دنیاست، چه در تولید تسلیحات غیر‌ضروری، و چه در آلودگی ابلهانه‌ محیط می‌داند. این شیطان‌ها در فیلم‌های خبری به خوبی جفت و جور شده و تصاویرِ منقطع از زباله و آلودگی ماهرانه نشان داده می‌شوند.
فیلم درباره چهار روشنفکر جوان ناراضی است، دو مرد و دو زنی که کاملن از دنیای ساخته‌یِ بزرگترها سر خورده‌اند. آن‌ها درخیابان‌های پاریس قدم می‌زنند و دنیایی را تماشا می‌کنند که به شکلی دیوانه‌وار مادی و غیرانسانی است و به شکلی مهارناپذیر در حالِ استثمارِ منابع طبیعی است.
عنوان فیلم پاسخی است به پرسش یکی از چهار تن که می‌پرسد: «چه کسی مسئولِ این استهزایِ بشر است؟»
سر دسته این ۴نفر ، چارلز باهوش ، خوش‌مشرب و دوجنسی در توضیح مشکل خود می‌گوید: «از زندگی بیزارم .از مرگ بیزارم... بیماری من این است که همه چیز را واضح می‌بینم».
" یان دواسون " این فیلم را «شجاعانه‌ترین و سرسختانه‌ترین فیلم برسون » می‌نامد. چون تا حدودی چارلز به نظر ما و نه به نظرِ دوست‌دخترهایش، نفرت‌انگیزترین پروتوتاگونیستِ فیلم‌های برسون است. او با بی‌اعتنایی به همه‌یِ فرم‌های جامعه ، در واقع به مشارکت در آن جامعه، بی‌اعتنایی می‌کند. رفتارش ، مثلِ مرگش در پایان فیلم ، نوعی هتاکی است به بقای ما.



ایدئولوژی، حکومت‌های سرکوبگر و معنویت

معنویت فقط از منبعِ روح می‌تواند بتراود، یعنی همان چیزی که رودلف اتو می‌گوید: " قداست عالم معنا"‌ . قداست عالم معنا ربطی با شریعت یهودی و مسیحی و غیرذلک ندارد. برای اینکه فرد بتواند شخصیت خود را شکفته بسازد، باید برخلاف نظر رایج ، در محیطی مبری از عناصرِ عقیدتی و تحت یک حکومت متکی بر قانون، که او را در مقابل دو آفت روزگار ما محفوظ بدارد بتواند زندگی بکند. این دو آفت عبارت است از خشونت رژیم‌های سرکوبگر و خشونت دیگری که دست کمی از اولی ندارد ، خشونت ایدئولوژیکی نام دارد که از ژرفنای اعصار بیرون می‌جهد.
یادآوری از : مقاله ارزش‌های فراگیر، نوشته داریوش شایگان 



این وحشت شیرین که می‌خواهد برای هر روز و هر ساعتِ هستیِ بی‌مقدارت تعیین تکلیف کند!


نه اینکه از آدم‌ها بیزار باشی؛ چرا باید از آنها بیزار باشی؟ چرا از خودت بیزار باشی؟ فقط کاش انتساب به نوع بشر با این قشقرقِ تحمل‌ناپذیر همراه نبود، فقط کاش این چند گامِ ناچیزِ درنوردیده در مُلکِ حیوانی به بهای سوءهاضمۀ مزمنی در کلمات و برنامه‌ها و عزیمت‌های عظیم تمام نمی‌شد! اما این انتساب زیادی گران تمام شده برای شستِ دو دست، برای کارِ مداومِ سرپا، برای گردشِ ناقصِ سر به روی شانه‌ها: این دیگ، این کوره، این گریل که نامش زندگی است، این میلیاردها اعلان و تحریک و اخطار و شور و نومیدی، این حمامِ الزامات که تمامی ندارد، این ماشین ابدیِ تولید و سایش و بلع و غلبه بر دامچاله‌ها و شروع مجدد و بی‌وقفه، این وحشت شیرین که می‌خواهد برای هر روز و هر ساعتِ هستیِ بی‌مقدارت تعیین تکلیف کند!


چندان نزیسته‌ای و با این حال همه چیز گفته شده و سرآمده. بیست و پنج سال بیشتر نداری، اما مسیر زندگی‌ات به تمامی مشخص است. نقش‌ها، آماده‌اند و برچسب‌ها: از لگن عنفوان کودکی تا ویلچر روزگار پیری، همۀ نشستگاه‌ها، اینجایند و نوبت خود را انتظار می‌کشند.




مردی که خواب است ( The Man Who Sleeps) | اثر ژرژ پرک ( Georges Perec) | فارسی‌ی : ناصر نبوی



سینما خاطره می‌آفریند و تلویزیون فراموشی


کسانى که هر روز چهار ساعت تلویزیون نگاه مى‌کنند، قربانى استبداد هستند.
تلویزیون براى ارتباط برقرار کردن نیست، فقط براى دستور دادن است!
سینما خاطره می‌آفریند
و تلویزیون فراموشی.


جمله بالا از ژان لوک گدار ( Jean luc Godard) است. در لحظه حال که تنها زمانِ واقعی است، در کنار تلویزیون، شبکه‌های اجتماعی مثل Instagram ، Facebook  و ... تلگرام هم خسارت‌بار هستند. وقتی ده‌ها میلیون نفر در جهان، بیش از چندساعت در شبکه‌های اجتماعی هستند. تصور اینکه کسی ده ساعت و بلکه بیشتر در فضای Telegram و Instagram زندگی می‌کند! و تسلیمِ این فضاست. منکرِ فوایدِ شبکه‌های اجتماعی نیستم. در حد یکی دوساعت حضورِ روزانه.
نکته: یکی از زشت‌ترین تصاویری که از ایران دیده‌ام، تصویرِ کسی است که قابلمه به دست جلوی تلویزیون ، مشغولِ غذا خوردن است. غذا خوردن بخشی از آیینِ زندگیه. غذا خوردن مهمه. موقع غذا خوردن آرامش ما در اینه فقط غذا بخوریم. 




اول آذر


نفس کشیدن در تهران سخت شده. سرماخوردگی و آلودگی هوا. از تهران باید فرار کنم. برای همین آلودگی هوا و همه چیز. چی شد می‌گفتی Eckhart Tolle از آلمان فرار کرد رفت کانادا. تو چی؟ خودمو می‌گم.



و یک شعر برای اول آذر این جا حجمی

 سفیدیِ اندام

پرده‌ای از گوشَت
-بره های تکرار-
 

اُریب
      نامت
             از بالا

- - -
امیر قاضی پور


انگار یه نیروی مرموز همه چیز رو کنار هم نگه داشته


از وقتی روی این کشتی‌ام
احساس سرگیجه دارم
مدام بالا و پایین میره
تلوتلو می‌خورم و تعجب می‌کنم که نمی‌افتم
تعجب می‌کنم هیچ کس نمی‌افته
و از خودم می‌پرسم ...
چطوره که شمع توی سالن نمی‌افته
چرا گلدونا از روی میز نمی‌افتن
لامپا تو دیوار خورد نمی‌شن
انگار همه چیز مغناطیسیه
انگار یه نیروی مرموز همه چیز رو کنار هم نگه داشته
نیرویِ خودِ کشتی
مثل یک قلعه جادویی
روی موج‌ها سُر می‌خوره
به آرومی توی یک رویا شناوره
رویای من
رویایی که مدام ازش بیدار می‌شدم
چون خورشید با روشنایی چشمام رو سوراخ می‌کنه
چنگ زدن به اقیانوس
من می‌ایستم
بی‌حرکت
هم‌زمان که کشتی روی آب درخشان شناور می‌مونه
فقط توی شبه که اجازه میده چشمام را ببندم
و من رو به آرومی تکون بده تا خوابم ببره
بعدش نهنگ‌ها را تصور می‌کنم
ستاره‌های دریایی ، شقایق‌های دریایی
همه اون موجودات شگفت‌انگیزی که من روشون شناورم
روزی رو تصور می‌کنم که توشون غرق میشم
توی این سلطه‌ی تاریک سکوت
که من رو صدا می‌زنه
من فعلن توی راهروها تلوتلو می‌خورم
توی‌ سالن‌ها توی اتاق‌ها
و با خودم فکر می‌کنم بقیه متوجه شدن همه چیز می‌لغزه؟
شاید اون مسافرایی که میان و میرن
و مثلِ یک اثرِ مبهم تویِ ذهنِ من می‌مونن
مثلِ مرغ‌هایِ دریایی همیشه اون‌جا هستن
همیشه
دوستام، اون بیرون
به طرزِ وحشتناکی جیغ می‌زنن
به پیانوم فکر می‌کنم
تصور می‌کنم یکی داره باهاش می‌نوازه
همراه با آوازِ مرغان دریایی
و من به دریا نگاه می‌کنم
با لبخندی روی چهره‌ام
چون تصور می‌کنم کسی کنارم ایستاده
و همزمان که مهتاب دورمون رو گرفته
و ما ایستادیم
به جیغِ مرغان دریایی گوش می‌کنیم
انگار آوازی رو می‌خونن
یک آهنگ غیرعادی
یک آهنگ فقط برای ما
□ فیلم دختر و عنکبوت . یک شعر سینمایی


■ جادو در زندگی عادی
امیر قاضی پور :
اصلن بعدن تکنیک می‌رسید
بعد از صبح بخیر
هم‌ چنان خالی روبروی هم
مغناطیس از تحسینِ نخستین



گُدار:‌ فیلم ساختن بهترین نقد فیلم است


تصویرِ ژان لوک گدار در سینما
در پشت صحنه فیلم از نفس افتاده


بعد از تلاشِ ناموفق و مضحکِ لویی گرل ( Louie Garrel ) در نقش ژان لوک گدار ( Jean Luc Godard )، بارها از طرف منتقدان و دوستدارانِ گدار گفته شد که گدار غیرقابلِ تصویر در سینماست. اما یک فیلم‌ساز بنام ریچارد لینکلیتر ، موفق شد از گدارِ عاشقِ سینما و گروهش در پشت صحنه فیلم از نفس‌ افتاده، یک تصویرِ قابل قبول و نوستالژیک بسازد. همان گداری که با نقل‌قول‌ها ، نوع فیلمبرداریش و انواع فکرهایش می‌شناسیم.


لئوناردو‌ گوی در موج نوی لینکلیتر:
باید اعتراف کنم در ابتدا کمی نسبت به این اثر - که از بسیاری جهات شبیه تمرینی در نوستالژی سینمایی به نظر می‌رسید - تردید داشتم. اما موج نوی لینکلیتر، با این جنبش سینمایی را همچون شیئی موزه‌ای برخورد نمی‌کند، بلکه آن را به عنوان روشی برای بودن در جهان بازمی‌آفریند. انرژی فیلم آنچنان مسری است که اغلب بیننده را با خود همراه می‌سازد.

فیلیپ رویر، سردبیر پوزیتیف:
فیلم موج نوی لینکلیتر بازسازی ایده‌آلِ پشت صحنه‌ای است که می‌توانست در زمان فیلمبرداری «از نفس افتاده» ژان-لوک گدار تصویربرداری شود. همه چیز با جزئیاتی خارق‌العاده مستند شده است. و چه لذتبخش! ریچارد لینکلیتر، شور و اشتیاق گروهی از جوانان را به تصویر می‌کشد که با عشق سینما می‌سازند. 

مانو یونز . منتقد فیلم :
موج نو، اثر جدید استادانه ریچارد لینکلیتر، خود را به عنوان پروژه‌ای هم منحصربه‌فرد و هم غیرمنتظره معرفی می‌کند. چه کسی تصور می‌کرد که کارگردان «مدرسه راک» روزی ساخت یک فیلم داستانی درباره پشت صحنه «از نفس افتاده» را بر عهده بگیرد؟ و اینطور هم نیست که لینکلیتر پیش از این دِین خود به سینه‌فیلیا را نشان نداده باشد. او در آثار خود بارها به مکس افولس (در «اسلکر»)، آندره بازن (در «زندگی بیدار») و اورسن ولز ادای احترام کرده است. 



مشخصات فیلم Nouvelle Vague
ژانر | زندگی‌نامه. درام
کشور | فرانسه
زبان | فرانسوی و انگلیسی
کارگردان | Richard Linklater
نویسنده | Holly Gent . Vincent Palmo Jr. . Michèle Pétin
بازیگران | Guillaume Marbeck . Zoey Deutch . Aubry Dullin
گدار جوان پس از نوشتن برای کایه دو سینما، تصمیم می‌گیرد که فیلم ساختن بهترین نقد فیلم است. او بورگارد را برای تأمین مالی یک فیلم بلند کم‌بودجه متقاعد می‌کند و با تروفو فیلمی درباره یک زوج گانگستر می‌سازد



کدام تولید؟


ساختن
تو تولید کردن را نداشتی
مگر فرزانه نبود که میگفت: ما با چیزی که تولید می‌کنیم ایرانی هستیم ؛ نه با از دست دادن.
البته تولید، حیوانات را پرورش دادن و استثمار کردن، خوردن و پوشیدنِ حیوانات نیست. من یک گیاهخوارم. حیوانات نباید برای ما انسانها محصول باشند.

حتا وقتی داری به دائو و دائو دِ جینگ خیانت می‌کنی هنوز دائو با تو است.

ملامت‌هایی که فایده‌ای ندارد.

طلبکاری را رها کن. ما انسانها باید طلبکار بودن را از زندگی‌مان حذف کنیم.




فیلم عاشقانه شعر عاشقانه


یک شعرِ عاشقانه را باید تصویر کرد؛ مثلِ همین فیلم Beloved Sisters که از آزمونِ دشوارِ تصویر کردنِ عشق در سینما، سربلند است.

 فیلم Beloved Sisters ساخته‌یِ Dominik Graf را از سر دیدم. بازیگرِ نقش شارلوت که عاشقِ  شیلر نویسنده مشهور است را در فیلم-شعرِ محبوبم دختر و عنکبوت ( The Girl And The Spider) در نقش "مارا" هم دیده بودم. بازی‌هایی که دوست دارم. نبوغِ شاعر در به یادآوری است: بازیِ Hannah Herzsprung در دو فیلم Beloved Sisters و The Girl And The Spider.



وسط سرماخوردگی شدید من و دیدن یک فیلم با تایم ۲ ساعت و ۵۰ دقیقه که اصلن خستم نکرد‌‌. صبح جمعه هم آخرین فیلم Paul Tomas Anderson را با بازیِ دی کاپریو دیدم. اونم در دو ساعت و ۴۲ دقیقه. چه کسی چه کسی را برپا می‌کند. 




ممنوعیت خفه کردن زنان


تو زندگیِ روزمره، شاهدِ انواعِ خشونت، شکنجه، رفتارِ تحقیرآمیز و غیرانسانی هستیم.‌ حتا برای دیدنِ شکنجه و تحقیر زنان و دختران در فیلم‌های مستهجن و پورن پول می‌دهیم!
تو انگلیس ، جدیدن قانونی تصویب شده که سازندگانِ فیلم‌های پورن حقِ خفه کردنِ زنان را در این نوع فیلم‌ها ندارند. قانون خوبیه‌. اما چرا همه جانبه اجرا نمیشه. در جریانِ ساختنِ فیلم‌های پورن و مستهجن، انواع تحقیرها، کتک زدن، شکنجه دادن، آب دهان و منی مردان را  پرتاب و پاشیدن... و انواع کثافت‌کاری‌ها با مخاطب میلیونی در سایت‌های اینترنتی، رواج پیدا کرده است. دیدنِ شکنجه، کتک زدن زنان و انواع تحقیرهای جسمی و کلامیِ زنان بنام فیلم‌های بزرگسالان( Adult Film)، صدها میلیون دلار را نصیب سازندگان این فیلم‌ها کرده است. فقط خفه کردن اونم تو انگلیس شامل ممنوعیت می‌شود؟ برای مثال، آب دهان انداختن و انواعِ تحقیر و شکنجه را باید شاملِ ممنوعیت در فیلم‌های پورن کرد. زنانی که برای تحقیر شدن و انواع رفتارهای غیرانسانی پول می‌گیرند! و از آن دفاع می‌کنند! و بعد پشیمان می‌شوند.
فعالان ضدپورن در جهان بدرستی می‌گویند: در فیلم‌های پورن ، هر کارِ کثیف و غیرانسانی را برای فروش بیشتر انجام می‌دهند، فقط تنها کاری که نمی‌کنند این زنانِ بازیگرِ پورن را نمی‌کشند!
از خودمان سوال کنیم، خشونت چه معنایی دارد؟ دیدنِ زنان کتک خورده و تحقیر شده در فیلم‌های پورن همراهی با خشونت نیست؟
نکته: در حقِ کلمه پورنوگرافی، ظلم شده است. اگر پورنوگرافی را به معنای رابطه زن و مرد بدون هیچ پرده‌پوشی در زندگیِ روزمره، تلقی کنیم، کثافت‌کاری‌های فیلم‌های مستهجن چه ربطی به بی‌پروایی روابط دارد/؟ پورنوگرافی در فیلم در ماورای ابرها ( Beyond The Clouds) اثر آنتونیونی، جایی که سوفی مارسلو با جان مالکوویچ ، عشقبازی می‌کند، اینجا پورنوگرافیِ واقعی بدون تحقیر و شکنجه است. نه فیلم‌های مستهجن.  ممنوعیت شکنجه ، کتک زدن، رفتارِ وحشیانه و غیرانسانی و تحقیر به معنای سانسور و محدودیت نیست. خودمان را گول نزنیم.



بدنِ هرکس خانه اوست


هیچ کس را نباید تحت شکنجه یا رفتار یا کیفر ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز قرار داد.
ماده‌ی ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر
بدن هر کس خانه‌ی اوست




سرما خورده‌ام. کرخت و ضعیف شدم. سریال و فیلم می‌بینم. هوای افتضاح تهران. اکهارت تُله‌ای باید از شهری که جای زیست نیست فرار کرد. به دائو دِ جینگ نباید خیانت کرد. گاهی بداخلاقی می‌کنم. کم ظرفیتیِ من. خدای آسمان‌ها. منِ شاعر باید روزی حداقل نیم‌ساعت بنویسم. بایدِ ایجابی.




یک فیلم-شعر و یک پرفورمنسِ عالی


از همان ابتدای فیلم با موتیف‌هایِ «هندوانه» ، «کم‌ آبی» و « بطری آب و آب هندوانه» ، شعرِ فیلم‌سازی چینی بنام تسای مینگ-لیانگ ( Tsai ming-liang ) آغاز می‌شود و بسط داده می‌شود. یک فیلم-شعرِ انتزاعی که در تمام چیزها، اشیاء و آدم‌ها به دنبالِ ژست و فیگور است. سکون و سکوت در اکثر فیلم‌های تسای مینگ-لیانگ هست. سینماتوگرافی که صداهای محیط را با تصاویر همراه می‌کند. فیلمسازی که فیلمش را با مفهوم‌سازی خراب نمی‌کند و هیچ‌گاه فیلمش را توضیح نمی‌دهد. قسمت‌های شهوانی و اروتیکِ فیلم، در هجو و تمسخر فیلم‌های مستهجن و پورنوگرافی است.
در ایران، گاسپار نوئه و لارنس فون‌تریه ، طرفداران زیادی دارند. اما کسی فیلم‌های تسای مینگ-لیانگ را در ایران دیده؟ - خیلی کم. این‌ یک فیلم-شعر و البته پرفورمنس است. برای کسانی که پرفورمنس کار می‌کنند ، دیدن فیلم The Wayward Cloud را پیشنهاد می‌کنم.



مشخصات فیلم
The Wayward Cloud
نویسنده و کارگردان | Tsai ming-liang 
سال ساخت: ۲۰۰۵
مدت زمان: ۱۰۹ دقیقه
ژانر | کمدی . درام . موزیکال
کشور | فرانسه
زبان اصلی | ماندارین
سایر زبان ها | چینی
زیرنویس چسبیده فارسی دارد
بازی‌گران | Kang-sheng Lee . Shiang-chyi Chen . Yi-Ching Lu
خلاصه داستان:
هسیاو-کنگ که اکنون به عنوان بازیگر فیلمهای بزرگسالان کار می کند، با شیانگ-چی باردیگر ملاقات می‌کند. در همین حین شهر تایپه با بحران آب روبروست که موجب بالا رفتن فروش هندوانه می‌شود و...




درونِ هر مرد ، زنی است و درونِ هر زن ، مردی است

زنِ درون ( آنیما)
پادکست سایت اورسی
سیمای زنی در دوردست



پادکست سایت اورسی باعث شد یکبار دیگر فیلم کمتر دیده شده سیمای زنی در دوردست ساخته علی مصفا با بازیِ لیلا حاتمی را ببینم . و در پیوند با این فیلم، آلبوم " گذر " اثر " پیمان یزدانیان " را از سر گوش کنم؛ که موسیقی فیلم سیمای زنی در دوردست و چند اثر دیگر است.


آلبوم «گذر» (Crossing) یکی از شاخص‌ترین آثار پیمان یزدانیان، مجموعه‌ای از موسیقی‌های او برای چهار فیلم مهم سینمای ایران است. آثار او در مرز میان موسیقی فیلم و موسیقی مستقل حرکت می‌کنند؛ نه صرفاً در خدمت تصویر، و نه جدا از آن.
در سیمای زنی در دوردست، موسیقی به قلمرو خیال و وهم می‌رسد و با ظرافتی شاعرانه، حس جست‌وجوی مردی را در میان صداها و خاطرات به تصویر می‌کشد. قطعه‌ی «در رؤیای پروانه» از زیباترین لحظات آلبوم است، پرواز لطیف و شکننده‌ای از دل تاریکی.




دوست دخترها و دوست پسرها و نقش بازی کردن


ما آدم‌ها در طولِ شبانه‌روز در حالِ نقش بازی کردن هستیم. وانمود می‌کنیم تظاهر می‌کنیم. و همدیگر را فریب می‌دهیم. کلی حسرت، خشم و کینه تولید می‌کنیم. حال، سریالی بنام Gossip Girl موضوعش همین بازی دادن و فریب آدم‌ها و نقش بازی کردن و وانمود کردن است. دختران و پسران جوان که اغلب تین‌ایجر و بین سن‌های پانزده تا هفده سال هستند، شخصیت‌های سریال Gossip Girl را با چهره‌های سرزنده و زیبا، بازی می‌کنند. روزی که دست از نقش بازی کردن بر داریم ، آرامش پیدا می‌کنیم. فصل اول سریال Gossip Girl را در هجده قسمت جدیدن‌ دیدم. با اینکه داستانِ سریال از دلِ کلیشه‌ها ساخته شده، این کار را دوست داشتم. بیشتر بخاطر بازیِ بازیگر محبوبم Blake Lively که هم زیباییِ جسمانی دارد و هم کاریزما در اجرای هر نقش. طی چندسال اخیر فکر می‌کردم، Blake Lively مثل گوئینت پالترو( Gwyneth paltrow) ، کلی بازی‌های خوب در کارنامه خودش ثبت خواهد کرد. اما جز یکی دو اثر سینمایی، اغلب کارهای Blake Lively کم ارزش و حتا بی‌ارزش بود. هنوز هم میشه Blake Lively را با آن کاریزمای بازیگری که دارد، در نقش‌های جدید دید. سریال دختر شایعه‌ساز ( Gossip Girl) ، منو یاد اثرِ نویسنده فقید فرانسوی، فرانسوا ساگان ( Francoise Sagan) بنام " سلام بر غم " می‌اندازد. شخصیت‌های رمان و فیلم اقتباسی از رمان " سلام بر غم " مثلِ Gossip Girl ،  در حال فریب دادن همدیگر و نقش بازی کردن هستند.
تو سریال Gossip Girl ، دوست دخترها و دوست پسرها، مدام در حالِ تعویض شدن با هم هستند‌. پریدن یک دوست دختر یا دوست پسر با دوستان دیگری. پسران و دختران تین‌ایجری که تازه زندگی‌شان دارد شکل می‌گیرد. تازگیِ تمام رویدادهایی که قبلا انسانهای دیگر تجربه کردند و برای این جوانان تازه آغازِ زندگی‌ست.
تو آثار تین‌ایجری ، سریال Gossip Girl ، شاید به نظر زیادی کلیشه‌ای باشد. اما من در حد یک سریال متوسط این کار را دوست داشتم. آثار محبوبِ تین‌ایجری که دوست دارم ، آثاری مثل مزایای منزوی بودن، در جستجوی آلاسکا ( Looking For Alaska) و... آدم‌های معمولی ( Normal People) است. من تین‌ایجر نیستم. با اینحال، با تک‌تک شخصیت‌های Gossip Girl ارتباط برقرار کردم.




مشخصات سریال Gossip Girl :
خالق سریال | Stephanie Savage . Josh Schwartz
زمان : ۴۲ دقیقه
تعداد فصل‌ها : شش فصل
کانال | The CW
ژانر | درام . عاشقانه
کشور | آمریکا
زبان اصلی | انگلیسی
زیرنویس چسبیده فارسی دارد
بازی‌گران | Blake Lively . Leighton Meester . Penn Badgley





تمامِ شب ، مبل‌ها فرو رفته‌اند / و احوالِ کریستال را می‌پرسند


با چَشمِ دشواری
که وسطِ زمین و هواست
با پاک کنِ خیلی سفت
صندلی سومی زیادی بود در تمامِ شب خالی بود
تمامِ شب ، مبل‌ها فرو رفته‌اند
و احوالِ کریستال را می‌پرسند
ماشینِ تحریر
فنجانِ کثیف
فرزانه مرادی با چَشم‌های ضعیف / odeso7
لکه کوچکِ گردگیری
هر دوازده دسته عینِ همدیگر است
- - -
امیر قاضی‌پور