به حیوان، گل یا درختی بنگر و ببین چگونه در وجود آرمیده است. هر موجودی طبیعت خود را میپذیرد و وقار، بیگناهی و تقدس بسیار دارد. اما برای آن که این ویژگیها را ببینی باید به ورایِ عادت ذهنی نامگذاری و برچسبگذاری بروی. همین که فراسویِ برچسبهای ذهنی را بنگری، بُعد وصفناپذیرِ طبیعت را که از طریق فکر، قابل درک و از طریق حواس، قابل دریافت نیست احساس خواهی کرد. همان هماهنگی و تقدسی که نه تنها کل طبیعت را فراگرفته، بلکه در درونِ تو نیز هست.
هوایی که تنفس میکنی، طبیعت است، روند تنفس هم همین طور.
به تنفست توجه کن و دریاب که تو این کار را انجام نمیدهی. این نفسِ طبیعت است. اگر قرار بود نفس کشیدن را به یاد داشته باشی، خیلی زود میمُردی و اگر سعی میکردی جلویِ تنفس را بگیری، طبیعت بر تو پیروز میشد.
از کتاب مهم و تاثیرگذار: سکون سخن میگوید ( Stillness Speaks) اثر : اکهارت تُله ( Eckhart Tolle) که همواره با من است. تو روز سیزده بدر نیز این کتاب را تورق میکنم و میخوانم. ترجمه متن از فرناز فرود است.
تو این آلودگی هوا حداقل کاری که میتوانیم بکنیم، اگر کار ضروری نداریم از خانه خارج نشویم. ماسک بزنیم اگر بیرون میرویم.
دوستی میگفت تو که شاعری، شعری درباره آلودگی هوا نداری؟ این دوستِ ما درباره هر مساله و موضوعی شعر از من میخواهد. گفتم: شعرِ زیر مستقیم درباره آلودگی هوا نیست. اما منظور را میرسانَد.
هوای آلوده شهرِ تهران. مثلِ سم میمونه این هوا. چند روزه از منزل بیرون نرفتم غیر از چند دقیقه برای خرید و بردن زباله. مشکلِ تنفسی پیدا کردم. تو منزل ۱۰۰۰ قدم برمیدارم برای پیادهروی و ورزش. حقوقِ بشر لازمه. هوای پاک همون حقوقِ بشره. از تهران باید گریخت. I HATE YOU. تهرانی که از بچگی دوست داشتم. ابراز کردنِ خود. نچسبیدن به هیچ چیز. وبلاگ نویسی. کی وبلاگ میخونه؟دیواری هست.
یک شعر دوست دارم الان اینجا بزارم. شعر زیر توی هوای ناپاک. لطفن ( یا لطفا!) بخوانید:
من حرف میزنم
بدون اینکه حرف نمیزنم
همیشه چیزی هست
موسیقیِ جاز
بر اندامِ حیاتی
مخصوصن خودش است
بله ! در همه عمر، بچه را بیندازی
وادارت میکند بخندد ، سرگرم کند
برخلاف انتظار چقدر با او مهربان بود
زاویه دید لحظاتِ هوشیاری پنج و پانزده دقیقه
فرقِ اصلی، در عضلاتت
با فشارِ جریانِ آب
بطورِ مبهم
شاتوتِ گوشتالو
دوباره سازی شعر بالا ✔️
شاتوت گوشتالو!
من حرف میزنم:
"موسیقیِ جاز"
بر اندامِ حیاتی
همیشه چیزی هست
بدون اینکه حرف نمیزنم
بله! در همه عمر ، بچه را بیندازی
وادارت میکند بخندد ، سرگرم کند
مخصوصن خودش است
بر خلاف انتظار چقدر با او مهربان بود
بطورِ مبهم
زاویه دید لحظاتِ هوشیاری پنج و پانزده دقیقه
فرقِ اصلی ، در عضلاتت
با فشارِ جریانِ آب
تو خانه که هم هستم، آلودگی هوا را با تمام وجود احساس میکنم. یک مقام مسئول گفته در تهران، روزانه ۵۰۰ نفر به علت آلودگی هوا میمیرند. بیتفاوتی شهروندان ایرانی در رابطه با آلودگی هوا در کنار بی کفایتی مسئولان.
و شعر و شاعر :
"... روزی که همه ببینند ، همه شاعر خواهند شد ؛ دلیلی وجود ندارد که همه شاعر نشوند . زیرا شعر در همه هست ، اما یا منحرف شده ، یا تباه گشته، یا اصلاً مرده است. آن روزی که موانع از میان برود، برای چه زندگی « یکپارچه شعر» نشود ؟ مگر شعر چیست ؟ آیا بجز این زیباییها و احساساتی است که شاعر چشیده و دیگران نچشیده و ندیدهاند؟ ... همیشه لازم نخواهد بود که شعر را بنویسند. اگر اشعار حافظ را کسی نمینوشت ، آیا شعر نبود ؟ آیا شعر محدود به همین حروفی است که ما بر کاغذ میآوریم و میخوانیم ؟
...این نیاز همبستگی ، این ضرورت دوست داشتن ، یکی از خواص عمدۀ شعر است. عشق شاعران همه چیز را به هم پیوند میدهد . و بهترینشان گریهها ، ترسها ، فقرها ، و رؤیاشکنیها را میدیدهاند و عصیان خود را مانند آب سردی بر چهرۀ به خواب رفتۀ دیگران میپاشیدهاند. "
از مقالۀ شعر و شاعر . نوشته فریدون رهنما
هوا دارد تنفس میکند
و اگر روزها به کسی کاری نداشتیم
*
اما ، زمان ، زمانِ خودت هم حمله هایِ قلبی دارن
در تقلا در اتاق ، در حواس به اتاق
در شانه ها شما را ارزانی داشت برای فنجان هایِ قهوه
*
این صدایِ نخستین قهوه در هوا نشنیده باقی میمانَد
از جانب من برخی آدم ها
عادی نام من ماشین ها برای پوست کردنِ همان
افتادن از نام
از دهان نوشیدن در اتاق در حواس به اتاق
از دهان نوشیدن / حالا به دیدنِ سایه
- - -
امیر قاضیپور