«من تو او مرد او زن »

شعر، نیروی حال ، دائو دِ جینگ، سکون و... سکوت

«من تو او مرد او زن »

شعر، نیروی حال ، دائو دِ جینگ، سکون و... سکوت

واکنش نشان دادن با زبانِ هنر




کدام رویداد مهم است؟
واکنش به کدام رویداد؟
تفکرِ زائدی که بیشتر نگاهِ هیجانی به رویدادهای سیاسی دارد.
از کنارِ انتشارِ کتاب، آلبوم موسیقی ، ساختنِ فیلم بدون سانسور و ... اجرایِ پرفورمنس می‌گذریم. اینها رویداد نیستند؟
آدمک‌هایِ پرفورمنس « پریماه اعوانی»  ذهنمو درگیر میکنه. زبانِ پرفورمنس زبانِ رهایی‌ست.
دوست دارم نظرِ دوستان را درباره پرفورمنس پریماه اعوانی بدانم .
در اینجا در اینستاگرام ببینید :
https://www.instagram.com/reel/C-jaJQEoo6d/?igsh=d2cyMWs0b3B4bGJt

یادمه تو خانه هنرمندان ایران، دختری برای دیدنِ واکنش مردم و پایان نامه‌اش، آدمک‌هایی را به دار آویخته بود در درختانِ پارک خانه هنرمندان . و حالا پرفورمنسی دیگر از پریماه در خارج از ایران با آدمک‌‌ها.
از شعر باید گریز زد به پرفورمنس.  بایدِ ایجابی.  کلمات را به جنبش و رقص درآورد .
بله! واکنش داشتن به رویدادها با زبانِ هنر. مثلِ «ویدا موحد» در پرفورمنسی که در خیابان اجرا کرد. هم مبارزه بود و هم هنر.  تا زنان و دخترانی که با پوشش اختیاری ، انواعِ پرفورمنس‌ها را خودجوش و بداهه دارند.
از هشتگ: هر روز باید یک فیلم خوب دید، تا هر روز باید یک موسیقی خوب شنید و هر روز باید یک شعر خوب خواند، رسیدیم به دیدنِ پرفورمنس.


رویداد و فاجعه در شعر امیر قاضی پور


مجتبا حدیدی : در شعر امیر قاضی پور همیشه یک رویداد هست که خط اصلی متن را بیان می‌کنه. مثلن شعری داشتی که هنوز یک بخشی از اون یادمه "برایم چنگ و سم بیاور" آنجا "رویداد" یک "فاجعه" است که در متن اتفاق می‌افته و حد پایداری مخاطب برای شنیدنش تبدیل به یک ضریب مقاومتی میشه.مخاطب خاص با هر بار شنیدنش در خود اون متن دوباره پایداری میکنه و متن حالت تقابلی پیدا می‌کنه.شعر هولدرلین فقط از این ماهیت خاص برخورداره، البته تا اونجا که من می‌دونم .

...............................


شعری از امیر قاضی پور

ضربدر زدن ضربدر زدن
لاله‌ها در وهله یِ اول
خون از بدنم می‌رفت
جعبه فقط آینه
بازیافتت چروک یافته / بدن،رفته درخت،جاودانه
از میانِ انگشتانم ضربه زدنِ هوای تازه
آن ها حتا توی آن تُنگ شیشه‌ای حتا ماهی نیستند
تشدید نیست در میانِ انگشتانم در میانِ مه
دندان‌هایِ زرد از میانِ اکسیژن،
تنم را به جراحان بسپر / مرا تسخیر برایم چنگ یا سَم بیار
تمام روز بمیرن خوراکی‌ها تمام روز لاتین هجاهای نامفهوم
کلیسایِ یک درخت
داربست‌های نادیده / بلوایِ سبزها
بی‌ رنگ مثلِ پوستِ دهان
ماهی هم بی رحم است
شاتوت هم غروب‌ها را رنج می‌برد
رنگ پریدگیِ شاتوت‌ها دیدنی نیست
خونِ همه از بدنشان
مهم نیست بشقابهایِ بیمارستان نفسِ مُردگان داشته باشد
میل به کشته شدن
در آب، جیغ می‌کِشن