«من تو او مرد او زن »

شعر، نیروی حال ، دائو دِ جینگ، سکون و... سکوت

«من تو او مرد او زن »

شعر، نیروی حال ، دائو دِ جینگ، سکون و... سکوت

خودتان را جای دیگران بگذارید


"بزرگترین مددکارِ اخلاق، تخیل است، چون ما فقط با تخیل می‌توانیم خود را جای دیگر انسان‌ها بگذاریم و شرایط بد آنها را درک کنیم." تو تئاتر Vanya با بازیِ Andrew Scott این اتفاق شاعرانه و انسانی را می‌بینیم. تو زندگیِ روزانه و جلسات شعرخوانی می‌توانیم حرکاتی مثلِ این تئاتر را داشته باشیم.

جدیدن در یادداشتی از افشین هاشمی ( بازیگر) درباره پوشش اختیاری و‌ خواندنِ پرستو احمدی در کنار نوازندگان مرد نوشته بود: با خودم فکر می‌کنم آیا جراتش را داشتم حتا جای یکی از نوازندگان باشم؟

اولین بار سیمون وِی به این نکته توجه پیدا کرد و در آثار خودش به این التفات پیدا کرد که علت اینکه ما اخلاقی زندگی نمی‌کنیم این است که قدرت تخیل قوی نداریم و نمی‌توانیم خود را جای دیگران بگذاریم. او می‌گفت به هرکس که برخورد می‌کنید توجه کنید تا بتوانید شخصیت و منش او را بشناسید و وقتی شناختید هر وقت با او سر و کار پیدا کردید خودتان را جای او بگذارید. البته سیمون وی علت عمده‌ی اخلاقی نزیستن ما را این می‌دانست. بعدها آیریس مرداک این ایده را از سیمون وی گرفت و پرورد.





استقبال از «دانه‌یِ انجیر معابد» و «کیک محبوب من»


زمانِ استقبال و دیدنِ دو فیلم «دانه‌یِ انجیر معابد» ساخته محمد رسول‌اف، و فیلم «کیک محبوب من» ساخته مریم مقدم و بهتاش صناعی‌ها است.‌ دو فیلمی که بدونِ سانسور و حجاب اجباری در ایران ساخته شده است.‌ دو فیلمی که در فضای Net و کانال‌های تلگرام منتشر شده است. چه مخالف حکومت و چه موافق حکومت هستید، پیشنهاد می‌کنم فیلم «دانه‌ انجیر معابد» را در جمعِ خانواده و دوستانِ خود ببینید.  موافقان و مخالفانِ حکومت درفیلم رسول‌اف، هر دو تصویر و صدا دارند و این منصفانه است. جای گفتگو دارد. فیلم «دانه‌ی انجیر معابد»، لحظات نفسگیر کم ندارد. جایی در بحبوبه اعتراضات زن‌زندگی‌آزادی. ایران، بر تو چه رفت. ما ایرانیان بینِ جنگِ بیهوده و زندگی کردن کدام را انتخاب می‌کنیم. یکبار بهرام بیضائی در فیلم «چریکه تارا» این نگاه را تصویر کرد و حالا فیلم نفسگیرِ «دانه‌ی انجیر معابد». ظرفیت کل صندلی‌های سینمای ایران خالیه. کسی جای کسی را تنگ نکرده. اما چرا نباید این دو فیلم اکران عمومی بشه.‌ فیلم آشغالِ رامبد جوان اکران عمومی میشه. ‌اما این فیلم‌ها بصورت اینترنتی در تیراژ میلیونی خارج از سینما دیده میشه.


خبر خوب : به فاصله کوتاهی پس از انتشار نسخه غیررسمی فیلم «دانه انجیر معابد» ساخته محمد رسول‌اف، نسخه‌ای از فیلم «کیک محبوب من» ساخته مریم مقدم و بهتاش صناعی‌ها هم به صورت غیررسمی منتشر شد. این اتفاق در حالی رخ داده که اکران‌های عمومی این دو فیلم هنوز در بسیاری از کشورهای جهان ازجمله آمریکا آغاز نشده است. دو فیلم «دانه انجیر معابد» و «کیک محبوب من» که از شاخص‌ترین آثار جریان سینمای غیررسمی ایران در دو سال اخیر محسوب می‌شوند، از نظر اکران‌های جهانی هم از موفق‌ترین آثار ایرانی چند سال اخیر هستند. مجموع فروش فیلم «دانه انجیر معابد» فقط در کشور فرانسه از ۳ میلیون یورو با بیش از ۴۰۰ هزار تماشاگر گذشته و فیلم «کیک محبوب من» هم تاکنون در حدود ۶۰۰ هزار دلار با اکران در کشورهای آلمان، بریتانیا، سوئد و بریتانیا فروش داشته است.





ایران! بر تو چه رفت


یونیفرمِ ما (۲۰۲۳)، نامزد بهترین انیمیشن کوتاه برای اسکار ۲۰۲۴ و برندۀ دو جایزه در جشنواره معتبر انیمایو در اسپانیا، یک اثر خوش‌ساخت است با ترکیبی خلاقانه از تکنیک‌های دو بُعدی و استاپ‌موشن که خاطرات دوران مدرسۀ یک دختر ایرانی را از دل چین‌وچروک‌ها و درزهای لباس‌هایش روایت می‌کند؛ لباسهایی که متعلق به کمدِ لباسِ راوی و سازندۀ انیمیشن، یگانه مقدم هستند.
راوی در همان ابتدای فیلم اعتراف می‌کند تجربه‌هایش به عنوان یک دختر ایرانی در مدرسه‌ای با قوانینی سخت‌گیرانه‌‌ در جهت پوشاندن موی سرِ دختران، در کنار محتوای آموزشیِ کسالت‌آ‌ور، او را صرفاً تبدیل به یک «زن»، و نه چیز بیشتری کرده است و سپس با روایتی ساده، به بیننده نشان می‌دهد چگونه وضعِ قوانینی با محوریت فردیت‌زدایی، منجر به زیستِ یک زندگی دوگانه می‌شود؛ زندگی‌ای تحت کنترل تعالیم دینی‌ و زندگی‌ دیگری طبق الگوهایی متفاوت از آنچه در محیط آموزشی به فرد حقنه می‌شود و امکانِ ابراز خود به عنوان یک انسانِ رها با حق انتخاب در پوشش یا باورها.

یگانه مقدم، در مصاحبه‌اش با جکسون مورفی و در پاسخ به سوال او که "ایده این انیمیشن از کجا الهام گرفته شده؟" گفت: "وقتی در کشوری مانند ایران زندگی می‌کنید، لازم نیست برای یافتن ایده، زیاد فکر کنید. ما توسط ایده‌ها احاطه شده‌ایم. ایده‌ها شما را پیدا خواهند کرد. هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شوید، یک تیتر تازه، یک جنجال جدید، و در نتیجه یک داستان وجود دارد."
Our Uniform (2023) - Yegane Moghaddam




حجاب و کشف حجاب از دیدگاه مصدق


چرا محمد مصدق ( نخست‌وزیر فقید ایران ) با کشف حجاب به شیوه رضاخانی همراه نبود!؟
مصدق : بنده شخصی هستم که در مدت عمر خودم به آزادی خواهی معروفم و هر صدمه‌ای هم کشیده‌ام روی عقیده خودم بوده است. من یک آدمی بودم که در دوره رضاشاه معتقد بودم که شئون ملی ما باید به دست ملت ایران باشد نه به دست یک نفر و می‌گفتم یک نفر آدم نمی‌تواند در مسائل اجتماعی و در مسائل دیگر مملکت بطور اجبار مردم را مجبور کند.
در موقعی که کلاه پهلوی قرار بود سرگذاشته شود با اینکه من سالها در اروپا شاپو سر می‌گذاشتم وقتی که بنا شد کلاه پهلوی سر بگذارند من هشت ماه در منزل ناخوش شده و از منزل بیرون نیامدم. بعد یک قانون وضع شد اگر چه قانون هم صورت ظاهری بود آن وقت بنده کلاه پهلوی گذاشتم و بیرون آمدم.
و موضوع مهمتر از همه قبل از اینکه بانوان ایران کشف حجاب کنند من در اروپا (بین سالهای ۱۲۹۰ تا ۱۲۹۴ خورشیدی) با خانواده محترم خودم کشف حجاب کردم. [هنگامی که] هیچ کس با کشف حجاب مخالف نبود. ولی من مخالف بودم. چون معتقد بودم که کشف حجاب باید به واسطه «اولسیون »و به واسطه تکامل اهل مملکت باشد نه بواسطه یک کسی که یک قدرتی پیدا کرده و یک زوری پیدا کرده که من این جور می خواهم و باید این جور بشود. من این را معتقد نیستم به هیچ وجه و مخالف هم بودم.
به نقل از کتاب : مصدق و مسائل حقوق و سیاست که ایرج افشار گردآوری کرده

نکته: یادآوری این پُست مربوط به گذشته نیست . مربوط به " لحظه حال"  است . فرقی نمی‌کند چه فرد، حکومت و فکری، زورگویی و اجبار می‌کند مردم چه پوششی داشته باشند. دعوایِ پهلوی و مصدق هم تقلیل دادنِ مساله است .




کدام پاکی کدام انسانیت



۱. ما گمان کرده بودیم پاکی در دست نخوردگی است، پاکی در بی‌حرکتی است، در بی‌آزمایشی است، در زندانی از اصول و شرع است. حال آنکه پاکی به دست می‌آید و سخت است بپذیریم که خود بخود وجود دارد.
- فریدون رهنما . از نامه‌ها

۲. روز بیست وپنج فروردین : ونِ نیرویِ انتظامی با دو زن‌ِ سیاه‌پوش و ماسک زده و مردان مسلح ، دختری را با زور سوار ون می‌کنند. دختر فریاد می‌زند و از دو زن مامور می‌خواهد دست‌هایش را ول کنند . تقلا می‌کند تا سوار ون نشود. حکومت حتا به توصیه " روزنامه جمهوری اسلامی " گوش نمی‌کند که با زنان و دختران برخوردهای قهری را کنار بگذارد. از انسانیت خودم متنفرم. وقتی برای هزاران بار تصویرِ دختری که در دست مامورانِ زن ، فریاد می‌زند را دائم به یاد می‌آورم و این تکرار را دوست ندارم . مامورِ سرکوبگرِ مرد به دختر می‌گوید: خانم شلوغش نکن! 
در اطراف تئاترشهر و مترو و انقلاب ، مامورهای سرکوبگر دیده می‌شوند. دختری که درونِ ون هست، پوشش دارد. فقط روسری سرش نیست. قوانین راهنمایی رانندگی در اکثر نقاط ایران رعایت نمی‌شود. سیگار کشیدن در اماکن عمومی رعایت نمی‌شود. اینها (مثلِ قوانینِ راهنمایی‌رانندگی) قانون‌های درست هستند. بجایش زورگویی از ناحیه حجاب اجباری . وسط خیابان، رُبودن زن‌ها و دخترهایی که حجاب اجباری سر نمی‌کنند. باعث خوشحالی‌ست که کل خیابانها را که نمی‌شود کنترل کرد

۳. فریدون رهنما عالی گفته است:
بترسید از ترس‌تان...
می‌مانید تنها  می‌مانید تنها / با چهره‌های تباهکارتان/ می‌مانید تنها با همان سرنیزه‌ها
و اسکناس بانک‌هایتان

۴. چرا باید با خودمان بجنگیم و همواره در نبرد باشیم برای خواسته‌های بدیهی و مسلم و ابتدایی مثل پوشش اختیاری. مگه شما ایرانی نیستید

۵. زندگی مقاومت است