"بزرگترین مددکارِ اخلاق، تخیل است، چون ما فقط با تخیل میتوانیم خود را جای دیگر انسانها بگذاریم و شرایط بد آنها را درک کنیم." تو تئاتر Vanya با بازیِ Andrew Scott این اتفاق شاعرانه و انسانی را میبینیم. تو زندگیِ روزانه و جلسات شعرخوانی میتوانیم حرکاتی مثلِ این تئاتر را داشته باشیم.
جدیدن در یادداشتی از افشین هاشمی ( بازیگر) درباره پوشش اختیاری و خواندنِ پرستو احمدی در کنار نوازندگان مرد نوشته بود: با خودم فکر میکنم آیا جراتش را داشتم حتا جای یکی از نوازندگان باشم؟
اولین بار سیمون وِی به این نکته توجه پیدا کرد و در آثار خودش به این التفات پیدا کرد که علت اینکه ما اخلاقی زندگی نمیکنیم این است که قدرت تخیل قوی نداریم و نمیتوانیم خود را جای دیگران بگذاریم. او میگفت به هرکس که برخورد میکنید توجه کنید تا بتوانید شخصیت و منش او را بشناسید و وقتی شناختید هر وقت با او سر و کار پیدا کردید خودتان را جای او بگذارید. البته سیمون وی علت عمدهی اخلاقی نزیستن ما را این میدانست. بعدها آیریس مرداک این ایده را از سیمون وی گرفت و پرورد.