سلسله مراتب بدون سلسله مراتب
ترجیح بدون ترجیح
هر وقت بخودم میگم دیگه کتاب جدیدی نمیخرم، کتابی مثل مردی که خواب است اثر ژرژ پرک درگیرم میکنه و باهام پیوند داره.
ما فقط کتابهایی نداریم برای گذاشتن لای کتابهای دیگر
معرفی کتاب مردی که خواب است
روزی پاسکال گفته بود «آیا آدمی میتواند پانزده دقیقه در اتاقی بنشیند و هیچ کاری نکند؟» نه اینکه در جهان و زمانهی هیاهو، سختترین کار ممکن، ایستادن بر سکون مدام و بیوقفهی کاریست که فقط آدمیست با ذهن و بدنش. این اما یک انتخاب است، انتخاب نشستن، راه رفتن، ایستادن و خوابیدن، برای انجماد خود و طرد دیگری/ دیگران! «مردی که خواب است» ژرژ پرک، شرح، توضیح و توصیف چنین وضعیتیست؛ مردی که روزی به ناگه دیگر هیچکاری نمیکند، جز تلاش برای فهم اجزای مهم «هیچ کاری نکردن»، از جمله چرایی فاصلهی میان چشمها و ابروها، سنگینی سرش، شش جوراب راکد در تشت آب، کرختی پاها، سیگار نصفهی خاموش شده در زیرسیگاری، و البته کشف این نکته که «دلت نمیخواهد کسی را ببینی، حرف بزنی، فکر کنی، بیرون بروی، تکان بخوری.» این نوعی پشت کردن به همهچیز و ایستادن بر سر رادیکالترین کنش انسانیست، در دورانی که از تو میخواهد چنان باشی که خودت و جهان بیهیچ پذیرشی ازهم دور شوید! کتاب مردی که خواب است، رمان درک امکانیت با هیچکس نبودن ازجمله با خود نبودن است؛ امتحان ندادن، کلاس نرفتن، معاشرت نکردن، بیمکالمه، بی لمس، بی پرسش، بی پاسخ و ... «در گذر ساعتها و روزها و هفتهها و فصلها از همهچیز دل میکنی، از همهچیز میبری. گاهی بفهمینفهمی با نوعی مستی درمییابی که آزادی و بار هیچچیز نه خوشایندت است و نه ناخوشایندت.»
درباره ژرژ پرک
ژرژ پرک (به فرانسوی: Georges Perec) (زادهٔ ۷ مارس ۱۹۳۶ در پاریس – درگذشتهٔ ۳ مارس ۱۹۸۲ در ایوری سور سن) رماننویس و فیلمساز معاصر فرانسوی است. پرک عضو انجمن ادبی اولیپو بود.
ترجمۀ پیش رو گام تازهای است در جهت شناساندن پرک به مخاطبان فارسیزبان.
مردی که خواب است | ژرژ پرک | ترجمۀ ناصر نبوی | نشرنو، چاپ سوم ۱۴۰۳، قطع رقعی، جلد شومیز، ۱۲۷ صفحه. ۱۵۰ هزار تومان
یک سوال: چند نفر از شما کتاب «دائو دِ جینگ» را خواندهاید؟ و چه تاثیری این کتاب بر روی زندگی شما داشته و داره؟ «دائو د جینگ» ( Tao Te Ching) مثلِ کتابهایی نیست که بگذارید لای کتابهایِ دیگرتان. بگذارید دائو در زندگیتان حضور یابد. دائو چیزی جز تجربه روزمره زندگی نیست. بدونِ هیچ اغراقی، دائو د جینگ، کتابی ابدی و جاودانه در سرتاسر جهان است. ساده و عمیق؛ پنج هزار کلمهای که این کتاب دارد. دائو د جینگ با عنوان «تائو ت چینگ» نیز در ایران، ترجمه شده است. با ترجمههایی مثلِ ع.پاشایی در کتاب «دائو: راهی برای تفکر » و «شنیدن از دائو دِ جینگ » تا ترجمههای فرشید قهرمانی و شروین وکیلی.
هنگامی که فرزانه حکومت میکند،
مردم به ندرت متوجه وجودش میشوند.
پس از فرزانه بهترین حاکم، رهبری است که دوستش دارند،
پس از او، فرمانروایی که از او میترسند
و بدترین کسی که او را خوار میشمارند.
اگر به مردم اعتماد نکنید
آنها را غیر قابل اعتماد میسازید.
فرزانه، سخن نمیگوید، عمل میکند.
وقتی کارش به انجام میرسد
مردم میگویند : "چه جالب
ما خودمان آنرا انجام دادیم!"
اتفاقی صفحه « نگار نوشادی» را در اینستاگرام دیدم. وسط این همه خشونتِ نمایشی که خیلی از ما داریم و خودمان را در معرضِ نمایش میزاریم. نگار نوشادی دختر زرتشتی ، خودش را کتابفروش و بازیکنِ فوتبالِ داخلِ سالنِ لیگ دسته اول ایران معرفی کرده. صفحه عجیبی نبود. همان طبع، علاقه و گرایش و وجودی که نمایان بود در پُستهایش . از علاقه به کتاب تا معرفی کتاب . جالبه! نوشته بود که آقایانِ زرتشتی میتوانند فوتبال دختران زرتشتی را در ایران ببینند. آزادی اگر آزادی است! برای همه نیست!
یک جا ژان لوک گدار در « فیلم سوسیالیسم » آورده است: ما فقط کتابهایی داریم برای گذاشتنِ لایِ کتابهای دیگر .
و در ایران، فراتر از آن ، علیه جهلِ مرکب است. در برابرِ یک جهان جهالت حاکمان. نمیدانم چرا هموطنان زرتشتی خودشان را اقلیت میدانند، در حالیکه کلمه اقلیت معنای سرکوب میدهد. تاکید خوبیه که ما ابتدا انسان هستیم و بعد ایرانی . مرام و مسلک و مذهب، ملاک ارزشگذاری نیست یا نباید باشد وقتی با هم همزیستی داریم .
تیتر زدم: آن دختر زیبای زرتشتی . بخاطرِ زیباییِ جسمانی نبود. بخاطرِ طبع، نفسانیت و انتخابهایش بود. حتا عصیانگریِ دختری مو آبی، که در ایران سوار موتور میشود . صفحه « نگار نوشادی» را یکساعتی در اینستاگرام دیدم. من که فقط دوساعت بیشتر در فضای Net نیستم. مرورِ کتابهایی که طی سالها خواندم ، در صفحش بود.
چه خوب که « نگار نوشادی» از دین زرتشت چیزی در صفحش نبود. او آزادتر از این حرفهاست. هرچند، زرتشت و اوستایش در زبانِ شعر و هنر جاریست. شناخت ایران است اوستا. فقط اشاره به مردان زرتشتی کرده بود که میتوانند فوتبال دختران زرتشتی را از نزدیک ببینند .