
عکسهایی از ایران
روی هم میافتند:
مردم ایل، بلوچ، کرد، بختیاری. سپس شمال ایران. مازندران، گیلان ، آذربایجان، مردم و طبیعت آن نواحی.
عنوابندی همراه صدای ماشین تحریر ادامه دارد.
در کنار آخرین عکس ( چهرۀ پیرمرد روستایی ):
نوشته و کار فریدون رهنما.
سیاه و سفید .نمای یادداشت. همراه با موسیقی. دستی که مینویسد:
رنه گروسه مینویسد:
ایران آستانۀ غرب است
و نیز آستانۀ شرق.
و پلی است میان شرق و غرب...
● از تیتراژ فیلم بیهمتای پسر ایران از مادرش بی اطلاع است، نوشته و کار فریدون رهنما

چه طور عکسها باشد
پاروهایم را قایم میکنی
گدایی را که پس زدهای
شاید لنگه یِ دیگری را پیدا کنی
ناخنهایش به سایهام میآید
یک گیلاس آویزان رویِ آب
رد خورَش نیست
"دریایی که قایمش میکنی"
بویِ ماهی پس میدهد
با خود ببرید به گوشه یِ دنج
"درست هجاهایِ کمتر"
پیراهنم را دوختهام
- - -
امیر قاضی پور
تصویر : از فیلم High Art
کانال شعر و شعرخوانی در تلگرام:
T.me/ghazipooramir

از نور زنده شوی
با طنینِ صدا...
شبها را به دیدنِ روزها طی نکردم
و این بار کجا بود
همهیِ لباسهایِ خانه توری
اثاتهایِ دیگر
این بار چیزی میل دارید بنوشید
ببخشید بپوشید!
یک فاصلهگیریِ ناگهانی
آمدن و رفتنها
و جا به جایی
حشرهها هنوز نورِ زَنَندهای دارن
- - -
امیر قاضیپور . صبحهای شبانهروز

امیر قاضیپور :
وقتی درخت با بی گانگی دست دراز میکند
تصاویری در حالِ عبور
گاهی مسیری که یک نفر طی میکند میتواند ماکت حرکتِ گروهِ بزرگتر از مردم باشد
اگر در فضایِ بسته کار کنم حقِ انتخاب ندارم
بازوهایم بیش از پیش زنانه شده است
بالشتهایِ افتاده به سقف از بزرگتر شدنِ سینهها
از بزرگتر شدنِ پلها، قایقها و خاکریزها
یک شبِ زمستانی رودخانه برای حفاظت از مکانهایِ در حالِ ریزش
درخت باز شده است/ we are open / بالشتهایِ افتاده به سقف
از بزرگتر شدنِ سینهها
....................
مس «خطوطِ قرمز»
ایستاده همچو فاصلی
از لبی که بسته است
عکاسِ روزنامه /بیرون ، ایستاده
یک لکه زمین
روشن ، به تماسِ دست
آهو ، آب میکِشد به خواب
صدات زد که میمانَد،
یکهو رویِ دیوار
قدمهایِ شیشه خاک گرفت
پاشنه، بی صدا
بلند میشوند بر شاخه
