«من تو او مرد او زن »

شعر، نیروی حال ، دائو دِ جینگ، سکون و... سکوت

«من تو او مرد او زن »

شعر، نیروی حال ، دائو دِ جینگ، سکون و... سکوت

گنجشک در دودکش

همیشه شکایت می‌کنیم که همه چیز تکراریه. فهمیدنِ مفهوم تکرار خودِ زندگیه. مثلِ زندگی روزانه که آنقدر تکرار میشه تا "دائو دِ جینگ " درست کنه و راه را پیدا کنیم. مثلِ فیلم‌های برادران زورکر ( Ramon & silvan Zurcher) و همین فیلم جدیدشان " گنجشک در دودکش ". برادران زورکر با ساختنِ فیلم گنجشک در دودکش، سه‌گانه خود را کامل کردند. چقدر فوق‌العادست که اول فیلم گربه کوچک عجیب ( Strange Little Cat )و بعد فیلم دختر و عنکبوت ( The Girl And The Spider ) را ببینی و سرآخر برسی به فیلم گنجشک در دودکش ( Sparrow in the Chimney). چه زندگی‌هایی تصویر شد. چه حسادت‌ها و نفرت‌ها و روابطی ترسیم شد در این شعرهای سینمایی. و طنینِ رحمت (Grace) در فیلم‌های گنجشک در دودکش و دختر و عنکبوت از برادران زورکر.





فیلمی سرشار از «طنینِ رحمت» و زیباییِ لحظه


دختر و عنکبوت ، فیلمی در باب بارقه‌های زیبایی، دوتایی‌ها، خاطره‌گویی‌ها و فشارِ موقعیت یا آن‌طور که آدرین مارتین میزانسن را تعریف می‌کند: «هنر بدن‌ها در فضا». فیلم درباره‌ی چیزها و فیگورها است، یک سمفونیِ چشم‌نواز و شنیدنی، والس‌هایی برای رقص نور و دوربین، همان چیزی‌ست که مکاس در باب ثبت زیبایی به ما گفته است، بودن‌ها و نبودن‌های‌مان، «روزی باهم بودیم و....»، فیلم «دختر و عنکبوت» فیلمی‌ست سرشار از «طنینِ رحمت» و زیباییِ لحظه.


یادداشت بالا در ارتباط با فیلم The Girl And The Spider ، از دانیال زین‌العابدینی‌ست؛ در پیوند با نظرِ آدرین مارتین عزیز که هر نوشته‌ای از او منو به وجد و شادی میاره. به اندازه فیلم‌های محبوبم، نقد، تفسیر و خوانش‌هایی هست که با آنها فیلم‌ها را در حافظه دارم.  نقد به مثابه یک اثرِ هنری. نگاهم به زندگی از دریچه همین نوع فیلم‌هاست.
از Strange Little Cat تا In The City Of Sylvia و The Girl And The Spider. هیچ تقدسی نیست؛ اما فیلم‌ها مقدسند. خالیِ خالی ، تُهیا و این فیلم‌ها منو درگیر می‌کنه. 




تو حالِ خوب می‌رسم به این خبرِ متاثر کننده. خیلی سینمایی می‌تونه باشه. خدای بزرگ دائوی بزرگ.  خدایی که بزرگترین مشخصه تو سکوت‌ه.
خبر از سایت خبرآنلاین :
۱۷ سال شکنجه سفید یک دختر توسط بهزیستی

روایت مدیر کمپین معلولان از یک اتفاق هولناک/ دختر تندرست، ۱۷ سال در میان معلولان ذهنی نگهداری شده

اسنادی که به کمپین معلولان رسیده و صحت آنها تأیید شده نشان‌ می‌دهد دختری تندرست که به دلیل نداشتن‌ سرپرست سال‌ها پیش به بهزیستی‌ سپرده شده بود از ۳ سالگی به مدت ۱۷ سال در مرکز خیریه نرجس در میان معلولان ذهنی نگهداری شده است.

بهزیستی فارس با اطلاع از عدم معلولیت فاطمه، او را ۱۷ سال در بین معلولان ذهنی نگهداری می‌کرد

فاطمه در اعتراض به این وضعیت بارها اقدام به خودزنی، خودکشی و حمله به مراقبان کرد.






نبض و ضربانِ زندگی، جنبش و آزادیِ جنسی


از وقتی روی این کشتی‌ام
احساس سرگیجه دارم
مدام بالا و پایین میره
تلوتلو می‌خورم و تعجب می‌کنم که نمی‌افتم
تعجب می‌کنم هیچ کس نمی‌افته
و از خودم می‌پرسم ...
چطوره که شمع توی سالن نمی‌افته
چرا گلدونا از روی میز نمی‌افتن
لامپا تو دیوار خورد نمی‌شن
انگار همه چیز مغناطیسیه
انگار یه نیروی مرموز همه چیز رو کنار هم نگه داشته
نیرویِ خودِ کشتی
مثل یک قلعه جادویی
روی موج‌ها سُر می‌خوره
به آرومی توی یک رویا شناوره
رویای من
رویایی که مدام ازش بیدار می‌شدم
چون خورشید با روشنایی چشمام رو سوراخ می‌کنه
چنگ زدن به اقیانوس
من می‌ایستم
بی‌حرکت
هم‌زمان که کشتی روی آب درخشان شناور می‌مونه
فقط توی شبه که اجازه میده چشمام را ببندم
و من رو به آرومی تکون بده تا خوابم ببره
بعدش نهنگ‌ها را تصور می‌کنم
ستاره‌های دریایی ، شقایق‌های دریایی
همه اون موجودات شگفت‌انگیزی که من روشون شناورم
روزی رو تصور می‌کنم که توشون غرق میشم
توی این سلطه‌ی تاریک سکوت
که من رو صدا می‌زنه
من فعلن توی راهروها تلوتلو می‌خورم
توی‌ سالن‌ها توی اتاق‌ها
و با خودم فکر می‌کنم بقیه متوجه شدن همه چیز می‌لغزه؟
شاید اون مسافرایی که میان و میرن
و مثلِ یک اثرِ مبهم تویِ ذهنِ من می‌مونن
مثلِ مرغ‌هایِ دریایی همیشه اون‌جا هستن
همیشه
دوستام، اون بیرون
به طرزِ وحشتناکی جیغ می‌زنن
به پیانوم فکر می‌کنم
تصور می‌کنم یکی داره باهاش می‌نوازه
همراه با آوازِ مرغان دریایی
و من به دریا نگاه می‌کنم
با لبخندی روی چهره‌ام
چون تصور می‌کنم کسی کنارم ایستاده
و همزمان که مهتاب دورمون رو گرفته
و ما ایستادیم
به جیغِ مرغان دریایی گوش می‌کنیم
انگار آوازی رو می‌خونن
یک آهنگ غیرعادی
یک آهنگ فقط برای ما
□ دختر و عنکبوت . یک شعر سینمایی.
فیلمی که نبض و ضربانِ زندگی، جنبش و آزادیِ جنسی را تصویر دارد
جنبشی از جنبش‌ها : فیلم دختر و عنکبوت


■ جادو در زندگی عادی

امیر قاضی پور :
اصلن بعدن تکنیک می‌رسید
بعد از صبح بخیر
هم‌ چنان خالی روبروی هم
مغناطیس از تحسینِ نخستین



خالی از سکنه


بینِ هنر و سیاست چقدر فرق هست.
شهرِ خالی از سکنه‌ای که در فیلم-شعرِ "دختر و عنکبوت " ( The Girl And The Spider) وجود دارد و تصویر می‌شود .
و... اسرائیلی‌هایِ اشغالگر، که قصد دارند غزه و فلسطین را خالی از سکنه کنند.



«دختر و عنکبوت» فیلمی است که سلسله مراتب معمول، کنش و لحظات، وقایع و ژست‌ها، شخصیت‌ها و اشیا، حیوانات و فضاها، تصویر و صدا را زیر و رو می‌کند.
از بهترین فیلمهایی که در عمرم دیدم و بارها می‌توانم ببینمش .‌

پیوست: دیدن فیلم The Girl and the Spider 

مطالعه‌ای مسحورکننده و منحصر به فرد درباره دوستی و روابط انسانی . رقابت، تنش و حافظه . سمفونی شاعرانه‌یِ دختر و عنکبوت . چقدر این فیلم دختر و عنکبوت را دوست دارم .‌و البته سمفونیِ احساسات .