-
زلزله و شعر
چهارشنبه 25 بهمنماه سال 1402 17:31
وِردِ زلزلهای من بعد از هر زمینلرزه، قبل از هر زمین لرزه این شعرم یادمه . زمانی که سالها پیش این شعرو نوشتم اثراتِ زمینلرزهای را در تهران حس کردم. شعری از امیر قاضی پور سایه یِ بی صدا لرزه / فرو بند سَرانگشتها اول - پرنده که بر شاخه مینشیند فاصله گذاری، مثلِ یک پیوند حدِ فاصلِ آسمان هوا خورده بر پا خاسته زمین...
-
یک شعر دو نظر
چهارشنبه 25 بهمنماه سال 1402 12:22
شعرِ Sweet در روز، دیر آمده یکسر، زانو کوتولهای بوده در گلو. در برگ چون چراغی خاموش درختانِ چَشم خواب میمانند. عصبهایشان کوچک " نه فرزندی برای تو نیست " برای عبور به بهترین شکل از نور، زنده شوی با طنینِ صدا ماه، رنگِ پوست لیمو میگیرد آسمان، زیرِ پا / راه راه اعضایِ گُلها. " درخت کاری را کرد "...
-
هجده ساعت شانههایِ صدف
چهارشنبه 25 بهمنماه سال 1402 05:23
لاک و الکل زده / "سفید رنگ" نمیتوان فهمید حتا پوستش همچنان دست نخورده مانده است سفید و زرد / پستانهایِ باز و بسته ورقه کاغذ، سفید دامن محو میشود کوتاه است تناسبِ کاری چنان سکوت میشود که کاری انجام نمیشود هجده ساعت شانههایِ صدف پرندهها بیحرکت رویِ مبل گاهی وسط واژهها تقارن بدن بدونِ نقص باید گوش کرد...
-
در لحظه حال بودن
سهشنبه 24 بهمنماه سال 1402 05:31
قهرمان فیلم روزهای عالی( Perfect Days ) ساخته ویم وندرس، مصداق این جمله اکهارت تُله ( نویسنده کتاب زمینی نو و سکون سخن میگوید ) است: در جستجویِ اسبابی برای خردسندی باش، و بینهایت سبب برای خرسند بودن خواهی یافت. و تنها آن زمان که خرسند و سپاسگزار باشی مذهبی خواهی بود، زیرا خرسندی یعنی مراقبه، یعنی در سکوت و در لحظه...
-
حکم رانی شاتوتها و تابها و زنها و دخترا...
دوشنبه 23 بهمنماه سال 1402 18:00
وقتی با خودم قرار گذاشتم در شهرِ سیلویا بر افتادنِ چشمها و درختها تابیده بود بنفشها و سنگ فرشها سکهای بود بخارِ سرِ همه از استخوانهای خشک نبود بر بندِ رخت آویزان شده/ساعتی بر فراموشی حکم رانی شاتوتها و تابها و زنها و دخترا و سر برداشتن از لبا سبزتر از بازوهای نه داشته به چیزی سنگین این-از تو پریدم در کدام...
-
شعر در به یادآوری است
دوشنبه 23 بهمنماه سال 1402 09:32
سه دفتر شعرِ امیر قاضی پور الیت جانِ پرندهای از حشرههایِ بلند واسازیِ هوایِ بیرون از خانه زیباییِ نقص . نقدی بر شیوه شعر نوشتنِ امیر قاضی پور و کانال شعر و شعرخو انی در تلگرام: T.me/ghazipooramir
-
بی صورت است نوازشِ چشمانی از ستونها
دوشنبه 23 بهمنماه سال 1402 06:59
بهتر از نامهایِ من / کوری بر دیوار آویزان است " پژواکِ دروغ " تمامِ نشانیها / و من پیشانیم و سنجاقکِ بیشمار بی معجزه آمدنِ زمستان جز راه خودش پرواز میکرد بیدِ مجنونی که همچون ستارگان میدرخشد یخ زده خونت / خونِ نمناک دعوتی نیست که در صخره یِ قرارش خاکستر و خاشاک چون خون چکان ناقوس انگار صبح نرسیده است...
-
از شعرِ پاریس تگزاس تا شعرِ Perfect Days
دوشنبه 23 بهمنماه سال 1402 06:31
از شعرِ پاریس تگزاس تا مراقبه و سکون و سکوت فیلم-شعر Perfect Days این من باید محو شود و خودی وجود ندارد یکی شدن شخصیت اول فیلم Perfect Days با طبیعت درست مثلِ نظرات اکهارت تُله ممنون آقای ویم وندرس