-
گاه به یاد بیاورید تازه است
چهارشنبه 23 اسفندماه سال 1402 02:02
بسته از یک اتاقی نور "سقف آویزان بود" آب را چرخیده بدهید حالا کمی خون "دریا و شنهایِ داغ" مثلِ آب با اکراه پله لمس میکند بی اجازه پس بروم من ماهیها در زنگ تفریح گاه به یاد بیاورید تازه است - - - امیر قاضیپور تصویر: از فیلم A Ghost Story
-
سکوت
سهشنبه 22 اسفندماه سال 1402 02:02
امروزه زیادی حرف میزنیم. همینطور حرف میزنیم و به هم قول میدهیم اما قول و قرارهایی که نقض میشوند و به هم میخورند زیبایی باطن ما را نابود میکنند. سکوت است که آن زیبایی را پاس میدارد، آن را از هر شائبهای در امان میدارد، نمیگذارد هیچ کلامی آلودهاش کند. کیم کی دوک . فیلمساز
-
مکان، اساسن زنانه است و ( سفید ) است
دوشنبه 21 اسفندماه سال 1402 02:02
کسانی که از شعرِ زن یا شعرِ زنانه حرف میزنند، متاسفانه اغلب شعرهای جنسیتزده خود و دیگران را بنامِ شعرِ زنان معرفی میکنند. این جمله ژولیا کریستوا راهگشاست: مکان، اساسن زنانه است و ( سفید ) است. حد اعلایِ این جمله کریستوا در فیلم-شعر شانتال آکرمن : من تو او مرد او زن ، تصویر شده است. مکان ( اتاقِ سفید) و بیجنسیت...
-
رویداد و فاجعه در شعر امیر قاضی پور
یکشنبه 20 اسفندماه سال 1402 10:25
مجتبا حدیدی : در شعر امیر قاضی پور همیشه یک رویداد هست که خط اصلی متن را بیان میکنه. مثلن شعری داشتی که هنوز یک بخشی از اون یادمه "برایم چنگ و سم بیاور" آنجا "رویداد" یک "فاجعه" است که در متن اتفاق میافته و حد پایداری مخاطب برای شنیدنش تبدیل به یک ضریب مقاومتی میشه.مخاطب خاص با هر بار...
-
جانش را در فاصله میدید
شنبه 19 اسفندماه سال 1402 02:01
تو با اثر [یا شعر] خویش اعلام خواهی کرد که جهان را در فاصلهای از خود نگه داشتهای . - استفان مالارمه جانش را در فاصله میدید سالها پیش ، میخواندم فلان منتقدِ سینمای آمریکا در فلان ایالت آمریکا نیست؛ چون وقتی داره نقد میکنه نباید و نمیخواد جایی باشه که فیلمساز هم اونجاست . منتقد فاصله میندازه بین خودش و فیلمساز...
-
هشت مارس روز جهانی زن
جمعه 18 اسفندماه سال 1402 11:25
« زن» زن! به سختی میتوانم بیان کنم احساسات پیچیدهام را و فقدان فکرم را جدای از همه اینها همیشه من وامدار توام و زن! سعی خواهم کرد بیان کنم حسهای درونیام را و حس تشکرم را به دلیل این که معنی موفقیت را به من فهماندی زن! میدانم که میفهمی کودک کوچک درون مرد را لطفن یادت باشه که زندگیام در دستان توست و زن! مرا...
-
به هوا
چهارشنبه 16 اسفندماه سال 1402 06:47
تیرِ چراغ / come back هم خروجیها سلسله من و تو وقفِ مُخَش ، میکوبی تنگ ، بالا / رویِ سینه دست... دست جانِ پرندهای از حشرههایِ بُلند تاجِ گُلها پَر میشود سه بار هم استخوانت گوش مایههایِ بعدازظهر... - - - امیر قاضی پور کانال شعر و شعرخوانی در تلگرام: https://t.me/amirghazipoor
-
تماشاگر یا باز است یا بسته
سهشنبه 15 اسفندماه سال 1402 09:19
آسیب میزند یک پرنده به ساحل تماشاگر یا باز است یا بسته عقب نشینیِ ترکشها در حرکتِ سنگها آغازیهای برای بزرگداشت پرده، ترکشهایِ قاطع را به کلام و نگاه اسکناسی به شدت کاذب خیالِ درجاتِ عالیه سنگها و ناپدید شدنِ تیرکمان - - - امیر قاضیپور
-
این من باید محو شود
دوشنبه 14 اسفندماه سال 1402 06:55
آنچه ما باید از خود سلب کنیم ، نیروی دم زدن از " من " است . این من باید محو شود ، باید "وا-آفریده " شود . این که ما مرکز عالمیم و بود و نبود هر چیز دیگر وابسته به هدفهای ما ، خوشیهای ما و رنج ماست نگاه نادرستی است . کنار نهادن این نگاه خود نوعی مُردن است ، " بنیادیتر از مرگ جسم" ، اما...
-
آمدن و رفتنها و جا به جایی
سهشنبه 8 اسفندماه سال 1402 02:07
از نور زنده شوی با طنینِ صدا... شبها را به دیدنِ روزها طی نکردم و این بار کجا بود همهیِ لباسهایِ خانه توری اثاتهایِ دیگر این بار چیزی میل دارید بنوشید ببخشید بپوشید! یک فاصلهگیریِ ناگهانی آمدن و رفتنها و جا به جایی حشرهها هنوز نورِ زَنَندهای دارن - - - امیر قاضیپور . صبحهای شبانهروز
-
درخت باز شده است
دوشنبه 7 اسفندماه سال 1402 02:04
امیر قاضیپور : وقتی درخت با بی گانگی دست دراز میکند تصاویری در حالِ عبور گاهی مسیری که یک نفر طی میکند میتواند ماکت حرکتِ گروهِ بزرگتر از مردم باشد اگر در فضایِ بسته کار کنم حقِ انتخاب ندارم بازوهایم بیش از پیش زنانه شده است بالشتهایِ افتاده به سقف از بزرگتر شدنِ سینهها از بزرگتر شدنِ پلها، قایقها و خاکریزها...
-
چند ثانیه شعرخوانی
یکشنبه 6 اسفندماه سال 1402 00:55
جلسه سینماشعر شعرخوانیِ امیر قاضی پور شعرِ خوردگی مکان: شهرکتاب راه
-
یک شعر از امیر قاضی پور
شنبه 5 اسفندماه سال 1402 02:04
مس «خطوطِ قرمز» ایستاده همچو فاصلی از لبی که بسته است عکاسِ روزنامه /بیرون ، ایستاده یک لکه زمین روشن ، به تماسِ دست آهو ، آب میکِشد به خواب صدات زد که میمانَد، یکهو رویِ دیوار قدمهایِ شیشه خاک گرفت پاشنه، بی صدا بلند میشوند بر شاخه
-
انسان همه چیز را میتواند از رود بیاموزد
جمعه 4 اسفندماه سال 1402 02:03
رود و رودخانه منبعِ الهام در آثارِ ادبی و هنری در برنامه ۴۰دقیقهای چهارسو به انتخابهای خوب لیلا سامانی ( مجری و تهیهکننده چهارسو) ، دوست دارم سه مورد اضافه کنم : یک : رود همه چیز میداند و انسان همه چیز را میتواند از رود بیاموزد هر لحظه از رود چیزی میآموخت. بیش از همه گوش دادن را از رود آموخت . گوش سپردن با دلی...
-
Talk to her
پنجشنبه 3 اسفندماه سال 1402 02:10
تو به چیزی اشاره نمیکنی نه سنگها نه سیمهایِ اضافه ماکت و دستهایِ تو آن بالا ایستاده است باهام حرف بزن اون بالا ایستادهای نردبان آن بالا رقص کردنِ یک ستاره چیدمانی که روی زمین مینشیند " تو به چیزی اشاره نمیکنی " نه سنگها اون بالا ایستاده است - - - امیر قاضی پور
-
برای گذشتن از خیابان ، شاتوت میخورم
چهارشنبه 2 اسفندماه سال 1402 02:12
فرو-تن بلندتر از آهک برای گذشتن از خیابان ، شاتوت میخورم شیشههای یخ / آبشار ..." قرینه " لیوانهایی که با مَته سوراخ میشَوَن دستانِ خودم را بُریدم روی سینهاش فشار دادم برجستگیِ آب . حوالیِ آب بیآب شدنِ انگور . ماهیهایِ شیشه ترسناکترین جایِ جهان برایِ بُریدن و شکستن وقتی گربهها پیر میشَوَن مرگِ آنیِ...
-
همه چیز در فضایِ اسمها و اطاقها نیست
سهشنبه 1 اسفندماه سال 1402 05:14
آهنها / و چشمانِ اسبها اطاقها و تنها پلک زدن همه چیز در فضایِ اسمها و اطاقها نیست در این میان بشکهای که در نزاع رویِ بدن نمیافتد ضمایر، همیشه در گلبرگها هستن تا از خود بیرون بیاییم. در دیگران بیایم در لثه های آدم ها؛ماهیها ماهیها لثههای آدم ادامه دادن در حالتِ ساکن برپا، برجا - - - امیر قاضیپور خوانش شعر...
-
شعر رهاییست
سهشنبه 1 اسفندماه سال 1402 03:53
پروژهی شعر رهاییست توی شهر سیلویا شعری از امیر قاضیپور وقتی با خودم قرار گذاشتم در شهرِ سیلویا بر افتادنِ چشمها و درختها تابیده بود بنفشها و سنگ فرشها سکهای بود بخارِ سرِ همه از استخوانهای خشک نبود بر بندِ رخت آویزان شده/ساعتی بر فراموشی حکم رانی شاتوتها و تابها و زنها و دخترا و سر برداشتن از لبا سبزتر...
-
برابری از نوعِ «من تو او مرد او زن »
دوشنبه 30 بهمنماه سال 1402 02:11
امیر قاضیپور : تقلاها و خواهشهایِ سردِ دو زن در فیلم «من تو او مرد او زن » از شانتال آکرمن ، کاملن بیجنسیت است. با اینکه فیلم آکرمن ، فیلم فمینیستیست . اما دوازده دقیقه معاشقه یِ دو زن دقیقن بیجنسیته. بدن و خواهشهایِ سرد که انگار امتناع رو هم در خودش داره . اونم در فضاسازیِ یک اتاقِ سفید ، یکهگی و وحدت فیلم و...
-
نقد و بررسی مجله وزن دنیا
یکشنبه 29 بهمنماه سال 1402 02:16
به جای نابودیِ دولتها دولتِ زبان را از بین ببرید بررسی یک مجله بنام وزن دنیا در گفتگوی انتقادی : امیر وزین و امیر قاضی پور جلسه سینماشعر مجله "وزن دنیا " زمانی میتونه مستقل باشه که این جمله یِ جان کیجُ بنویسه روی مقاله ش بعد شعرها رو بیاره نه این شعرها رو . جان کیج میگه: به جای نابودیِ دولتها دولتِ زبان...
-
کدام شاعر کدام سینماگر؟ کدام پیوند؟
شنبه 28 بهمنماه سال 1402 12:41
شاعری به نام آربی اُوانسیان تو شماره سینماگرانِ شاعر و پیوند "سینما و شعر" در مجله شبهاپوزوسیونِ وزن دنیا ، باید پرسید چرا کسی مثلِ آربی اُوانسیان ( کارگردان ایرانی ارمنی) با دو شعرِ سینماییِ نابِ "چشمه" و "لبئوس معروف به تادئوس " حضور ندارد . هرچند در مطلبی از امیر قاضیپور با عنوانِ...
-
یک شب زمستانی رودخانه برای حفاظت از مکانهایِ در حالِ ریزش
شنبه 28 بهمنماه سال 1402 00:39
شعری از امیر قاضیپور وقتی درخت با بی گانگی دست دراز میکند تصاویری در حالِ عبور گاهی مسیری که یک نفر طی میکند میتواند ماکت حرکتِ گروهِ بزرگتر از مردم باشد اگر در فضایِ بسته کار کنم حقِ انتخاب ندارم بازوهایم بیش از پیش زنانه شده است بالشتهایِ افتاده به سقف از بزرگتر شدنِ سینهها از بزرگتر شدنِ پلها، قایقها و...
-
شاتوتهای زمستان
جمعه 27 بهمنماه سال 1402 16:20
خنک شدم از زمستانی که قطعاتِ باران را با گردنی لُخت " از پاشنه انداختن خسته شدم " بُریده شدن در طولِ یک لحظه " دو گیلاس بدونِ تو.بدونِ گوش " رویِ انظباط اگر عاشق نمیشدم " چاهار قطعه یِ آزادِ باران " دستهایِ یک حباب : (( مانده کف دستم فقط )) تمامِ عناصری که از ناخنِ انگشتانم و موهایِ...
-
این تا تو روز
جمعه 27 بهمنماه سال 1402 09:42
نگاهی به یکی از اشعار امیر قاضی پور مرا ببخشید که این قدر فشردهام این تا تو روز. به نام یک روشن مثلِ خودم. این تا تو را نداشت وقتی که نه پاک میشوم. نفر اول است مجموعِ خودم - - - امیر قاضی پور خوانش الهام ملک پور از شعرِ بالا ۱/ به نظر شعر ایدئولوژی زده است و به رغم تمام فرافکنیهای نویسنده و نوع خاص نوشتار این مسئله...
-
ترجمه یک شعر از فارسی به انگلیسی
پنجشنبه 26 بهمنماه سال 1402 20:00
شعری از امیر قاضیپور : مس «خطوطِ قرمز» ایستاده همچو فاصلی از لبی که بسته است عکاسِ روزنامه /بیرون ، ایستاده یک لکه زمین روشن ، به تماسِ دست آهو ، آب میکِشد به خواب صدات زد که میمانَد، یکهو رویِ دیوار قدمهایِ شیشه خاک گرفت پاشنه، بی صدا بلند میشوند بر شاخه ترجمه شعر امیر قاضی پور به انگلیسی از پدرام محمدزاده...
-
نچسبیدن به نامها و شخصیتها
پنجشنبه 26 بهمنماه سال 1402 17:36
یه مثل بودایی هست که میگه قایقی که باهاش از رودخانه گذشتی رو پس از رسیدن به کرانه دیگر رود دیگه با خودت حمل نکن. این منو یاد این عبارت آنگلوس سیلسیوس، عارف آلمانی قرن هفدهمی میندازه که میگه چه سود اگر مسیح هزار بار در بیتلَحِم به دنیا بیاد ولی در تو نه، اینچنین تا ابدالاباد گمگشته میمانی. نمیدونم دقیقا ربط دو عبارت...
-
رهایی در آب
پنجشنبه 26 بهمنماه سال 1402 08:33
یک گام / " آبِ رودخانه از سد میگذرد " قطره قطران سدِ آب تمامِ رودخانه را تَه میگیرد سُرسُره میخورم از آب به رویِ سیروان رها میشود گاه آب با پلک زدن به ستوه میآید شُرشُره آب میریزد تویِ دامنِ دخترِ کوه آب ... جمع شدن فریادهایی که در گرما چون آب - جمع شدن ابری شونده با حقیقت / و آب / پوشیدن از سودایِ...
-
زلزله و شعر
چهارشنبه 25 بهمنماه سال 1402 17:31
وِردِ زلزلهای من بعد از هر زمینلرزه، قبل از هر زمین لرزه این شعرم یادمه . زمانی که سالها پیش این شعرو نوشتم اثراتِ زمینلرزهای را در تهران حس کردم. شعری از امیر قاضی پور سایه یِ بی صدا لرزه / فرو بند سَرانگشتها اول - پرنده که بر شاخه مینشیند فاصله گذاری، مثلِ یک پیوند حدِ فاصلِ آسمان هوا خورده بر پا خاسته زمین...
-
یک شعر دو نظر
چهارشنبه 25 بهمنماه سال 1402 12:22
شعرِ Sweet در روز، دیر آمده یکسر، زانو کوتولهای بوده در گلو. در برگ چون چراغی خاموش درختانِ چَشم خواب میمانند. عصبهایشان کوچک " نه فرزندی برای تو نیست " برای عبور به بهترین شکل از نور، زنده شوی با طنینِ صدا ماه، رنگِ پوست لیمو میگیرد آسمان، زیرِ پا / راه راه اعضایِ گُلها. " درخت کاری را کرد "...
-
هجده ساعت شانههایِ صدف
چهارشنبه 25 بهمنماه سال 1402 05:23
لاک و الکل زده / "سفید رنگ" نمیتوان فهمید حتا پوستش همچنان دست نخورده مانده است سفید و زرد / پستانهایِ باز و بسته ورقه کاغذ، سفید دامن محو میشود کوتاه است تناسبِ کاری چنان سکوت میشود که کاری انجام نمیشود هجده ساعت شانههایِ صدف پرندهها بیحرکت رویِ مبل گاهی وسط واژهها تقارن بدن بدونِ نقص باید گوش کرد...