-
چرا احمد زیدآبادی نمینویسد؟
دوشنبه 10 اردیبهشتماه سال 1403 15:17
دلم برای نوشتههای احمد زیدآبادی تنگ شده. زیدآبادی، از ۱۵ آوریل مطلبی جدید در کانال تلگرامش منتشر نکرده. به دوستانم میگفتم ما شاعرها و نویسندهها بلد نیستیم سکوت کنیم. به احمد زیدآبادی هم انتقاد داشتم چرا اینقدر زیاد به بسیاری از رویدادها واکنش نشان میدهد و حالا خاموش است. هرچند او به بصورت شفاف، نظراتش را درباره...
-
گفتار من خونی جاری نمیکند
یکشنبه 9 اردیبهشتماه سال 1403 01:05
۱. مانیِ شاعر و نقاش : گفتار من خونی جاری نمیکند، دستان من هیچ شمشیری را لمس[ تبرک] نخواهد کرد نه حتا ...کارد قربانی کنندگان، و نه هیزم هیزم شکنان را! ۲. و فقط هم محکومیت حکم ضدانسانیِ توماج صالحی نیست. اعدام در تمام جهان محکوم است و قتلِ عمدِ دولتیست. در اکثر کشورها، اعدام به طور کل لغو شده است. من نابحال یک نخ...
-
یکی شدنِ انسان با طبیعت
شنبه 8 اردیبهشتماه سال 1403 01:09
" صدای شنیدنِ طبیعت صدای شنیدنِ آب صدای شنیدنِ سکوت و سکون " همه اینها در فیلم شیطان وجود ندارد( Evil Does not Exist) ، ساختهی " ریوسوکه هاماگوچی " هست. بعد از فیلم روزهای عالی( Perfect Days) از ویم وندرس، این جدیدترین فیلمیست که به طبیعت، سکون و سکوت ، توامان احترام میگذارد. احترام گذاشتن و...
-
شعرِ زَن یا شعر خودش زَن است
چهارشنبه 5 اردیبهشتماه سال 1403 14:08
1_ تنانگی چیست ؟ 2_ شعرِ زَن یا شعر خودش زَن است 3_ دو آلیسم از کجا میآید 4_ تفاوت خوانش وجود شناسانه و فاشیستی از زن زندگی آزادی 5_ سرعت مَتن و متن کُند 6_ شعر خوانی امیر قاضی پور به همراه خواندن اشعاری از سوده نگین تاج ، فرناز جعفرزادگان و الهام ملک پور 7_تجربه خوانش 8_ تفاوت نیروی تاریخی مَتن با فاعلِ شناسا جلسه...
-
مدام پایینتر و مدام بالاتر
سهشنبه 4 اردیبهشتماه سال 1403 00:47
اگر خود را تجلیل کند من تحقیرش میکنم. اگر خود را تحقیر کند من تجلیلش میکنم. آنقدر با او ضدیت میکنم تا سرانجام دریابد که عجیبالخلقهای است ورای هرگونه ادراک. بلز پاسکال فهم ماوراء الطبیعه برآوردهای خودمان: مدام پایینتر و مدام بالاتر . هر دو فارسیی : رضا رضایی
-
حقطلب ، از سرتاسرِ ضمیر
یکشنبه 2 اردیبهشتماه سال 1403 01:44
اردیبهشت را دوست داری آنجا کجاست؟ ببین، چه در صبح جان میدهیم حقطلب ، از سرتاسرِ ضمیر آنجا از تویِ سینه دوست ، مالهایِ میانِ هم... اما تهران را اصلن بعدن تکنیک میرسید بعد از صبحبخیر همچنان خالی روبرویِ هم مغناطیس / از تحسینِ نخستین - - - امیر قاضیپور
-
وقتی در اُردیبهشت زندگی میکردم
شنبه 1 اردیبهشتماه سال 1403 02:05
در کدام بزرگ شدی خراشیده شده است آسمان از عبوری و اضطرابی که از چمدان میآید حجمِ من سینههایِ تو درهایِ وادیِ پوچ من سرم را روی سینههایِ تو گذاشتم از خود پرسیدم در یک روزِ روشن از سقفها شکسته شدنِ صدایم وقتی باران است - شکستِ صدایت وقتی در اُردیبهشت زندگی میکردم و ساقها و زانوها و قرمزها - - - امیر قاضی پور در...
-
تقدیم به چشمه رها شده یِ تو!
چهارشنبه 29 فروردینماه سال 1403 00:11
چشمه رها شده اتصالها که یکی شود برای هر اتصال وقتی جدا میشویم برای بخشیدن نگاه کن هرگز فکر نمیکردی به جنونهایی که یکی نشود یکی نشود! دعوت همه دیالوگهایی که باید سرنگون شون چشمهایی که هیچ وقت نشد! از نیمه افتادن و نگاه کردن . نگاه نمیکردی وقتی که هر کسی زیرِ سرِ جنون دعوت همه یِ آدمها ورایِ هیچ وقت نشد چَشمِ...
-
عشق، زیبایی و آزادی
دوشنبه 27 فروردینماه سال 1403 19:15
دیو و دلبر یه داستان قدیمی هست که ممکنه واقعیت داشته باشه در حالی که اونا حتا با هم دوست هم نبودند یکدفعه یکیشون نرم و مهربون میشه غیر منتظره فقط یه تغییر خیلی کوچیک اتفاق میفته این حداقل چیزیه که میشه گفت هر دوشون کمی ترسیده بودند هیچکدوم آمادگیشو نداشتن دیو و دلبر تا حالا همچین چیزی اتفاق نیفتاده خیلی عجیبه قبلا...
-
کدام پاکی کدام انسانیت
یکشنبه 26 فروردینماه سال 1403 02:03
۱. ما گمان کرده بودیم پاکی در دست نخوردگی است، پاکی در بیحرکتی است، در بیآزمایشی است، در زندانی از اصول و شرع است. حال آنکه پاکی به دست میآید و سخت است بپذیریم که خود بخود وجود دارد. - فریدون رهنما . از نامهها ۲. روز بیست وپنج فروردین : ونِ نیرویِ انتظامی با دو زنِ سیاهپوش و ماسک زده و مردان مسلح ، دختری را با...
-
و ساقها و زانوها و قرمزها
چهارشنبه 22 فروردینماه سال 1403 02:04
در کدام بزرگ شدی خراشیده شده است آسمان از عبوری و اضطرابی که از چمدان میآید حجمِ من سینههایِ تو درهایِ وادیِ پوچ من سرم را روی سینههایِ تو گذاشتم از خود پرسیدم در یک روزِ روشن از سقفها شکسته شدنِ صدایم وقتی باران است - شکستِ صدایت وقتی در اُردیبهشت زندگی میکردم و ساقها و زانوها و قرمزها - - - امیر قاضی پور ■...
-
زیباییِ نقص
یکشنبه 19 فروردینماه سال 1403 05:31
نقدی بر شیوه شعر نوشتنِ امیر قاضیپور گسست و فضاهای خالی در شعرهای امیر قاضی پور نوشته: پدرام محمدزاده ما در اشعار قاضیپور با پرشهای زمانی – مکانی رو به روییم . نه مثل رویایی که صرف پرش مکانی میکند ( و این مکانها در یک دایره و محوطه محدودند و هیچ گونه وسعتی وجود ندارد زیرا که کلمات و نوع روایتی که در شعر پیش...
-
به تصویر کشیدنِ ممنوعهها
جمعه 17 فروردینماه سال 1403 02:08
ریزبینی و شاعرانگیِ علی احمدزاده سه نگاه به فیلم مهم « منطقه بحرانی» ریویوی نوید پورمحمدرضا باعث دیده شدن فیلم منطقه بحرانی ساخته علی احمدزاده میشود. یک ریویو هم الهام کوهی در شماره نوروز ۱۴۰۳ مجله دنیای تصویر نوشته است که با نظراتش همدل نیستم. در مجلات کاغذی و رسمی چندان نمیشه از فیلم آوانگاردی مثلِ منطقه بحرانی که...
-
یک شعرِ شاد با روحیه خوب
پنجشنبه 16 فروردینماه سال 1403 02:02
برخی شعرها مثلِ وِرد شده برام . مدام تو ذهنم و روانم نقش میبنده . یک شعرِ شاد با روحیه خوب هیچ کس به هیچ کس فشار نمییاره تنهیِ درخت یا شاتوتهایِ بُریده اقدامش، تماسی بود مفعولِ بیواسطه شکل را فرمان میدهد خاطرهیِ رهگذر یا فشرده شدنِ گندم صدای آن که / کس را به تجلیل وا میدارد شاتوت / که به گذشته زیسته است...
-
شهامت و آزادیخواهیِ فیلم «منطقهی بحرانی»
چهارشنبه 15 فروردینماه سال 1403 02:14
«منطقهی بحرانی» ساخته علی احمدزاده، با دوری جستن از اخلاقیات قالبیِ سینمای ایران، به انسانها در غناء و پیچیدگیشان مینگرد، به آنچه هستند احترام میگذارد، و به آنچه میتوانند بشوند امید میبندد؛ مثل موادفروشی که همزمان شفابخش است و یاریگر، هتاک است و شاعر، خطاکار است و قدیس. «منطقهی بحرانی» گرچه اجباراً از زیرِ...
-
سیزده بدر خوش
دوشنبه 13 فروردینماه سال 1403 02:25
سیزده بدر خوش یا : طبیعت در سکون و سکوت معصومانه فکر کردن ، مرحلهای از تکامل زندگیست. طبیعت ، در سکون معصومانهای که از پیدایش فکر قدیمتر است، وجود دارد . درخت ، گُل ، پرنده و صخره ، متوجه زیبایی و تقدس خود نیستند. هنگامی که انسانها ساکن میشوند، به ورای فکر میروند . بُعد دیگری از دانستن و هوشیاری در سکوتی که...
-
حالا به دیدنِ سایه
شنبه 11 فروردینماه سال 1403 02:28
هوا دارد تنفس میکند و اگر روزها به کسی کاری نداشتیم * اما ، زمان ، زمانِ خودت هم حمله هایِ قلبی دارن در تقلا در اتاق ، در حواس به اتاق در شانه ها شما را ارزانی داشت برای فنجان هایِ قهوه * این صدایِ نخستین قهوه در هوا نشنیده باقی میمانَد از جانب من برخی آدم ها عادی نام من ماشین ها برای پوست کردنِ همان افتادن از نام...
-
رابطه سیگار و کثیفیِ شهر
جمعه 10 فروردینماه سال 1403 02:05
تهران خلوته. شهرِ خالی شده از سکنه در نوروز. اما تهسیگارها هنوز هستند. در همه جا . کف کوچه و خیابان و پل هوایی. این چه حقی هست که سیگاریها به خودشون حق میدهند کل شهر را حتا در روزهای خلوت کثیف کنند. این چه زورگویی از جانب سیگاریها هست که در مکانهای عمومی سیگار میکشند. و به همه مردم ضربه و آسیب میزنند. ممنوعیت...
-
گُدازههای روشنِ آب
چهارشنبه 8 فروردینماه سال 1403 11:10
لثهها ماهیها شعری از امیر قاضی پور سطح و ریزشِ آب لب و دهان بی خود نفت ریختن لبها آب شدنِ آبهایِ تمیز "خوردگی" لب هایِ شیرینی خورده و سطح و آب گُدازههای روشنِ آب لب و دهانِ پاک نشده از سطح و لب و دهان دارویِ ریزشِ مو آتش فشانها نگاه مجتبا حدیدی به شعر بالا : هگل گفت انسان اساسن آفریده ی امیال است/میل...
-
اتاق خواستم از عروسک
سهشنبه 7 فروردینماه سال 1403 02:04
اتاق خواستم از عروسک که هنگامِ رقصیدنِ یک آشپزخانه باز میشود همه ابر میشود در ابرهایِ تو رساتر از فراتر یک طعام برایِ شِکر سینهاش گُل میداد با خودت بُردی هی چنگ میزند به صورتت انگشتِ نشانهمان بالم گشوده نمیشود ظرفهایِ کهنه در تالارِ بزرگِ شهر اتاق خواستم از عروسک که هنگامِ رقصیدنِ یک آشپزخانه باز میشود چه...
-
تبریک نوروز علت زندانی شدن داریوش فروهر
دوشنبه 6 فروردینماه سال 1403 02:06
ششم فروردین ۱۳۳۵ زندانی شدن داریوش فروهر برای شادباش نوروز از یادداشتهای داریوش فروهر: دوشنبه ششم فروردین چهارمین روز زندان من آغاز شد امروز هوا ابری است و گاه برف میآید و گاه باران میبارد. راستی آفتاب برای زندانی به راستی ارزنده است و نوری که از لابهلای میلهها و سوراخ سلول میتابد تا چه اندازه امیدبخش و...
-
داریوش فروهر در زندان در نوروز
یکشنبه 5 فروردینماه سال 1403 02:04
پنج فروردین ۱۳۳۵ داریوش فروهر از زندان : یک روز دیگر بر دوران زندان من افزوده شد. امروز هم به خوبی گذشت. کتاب زندگی میکلآنژ را برایم آوردهاند. خواندن آن را در چند ساعت به پایان بردم و در این کتاب قلم سوزان رومن رولان یکبار دیگر ارزش غم و رنج مردان بزرگ را نشان داده. آری درود بر غم، درود بر رنج. راستی با پیشامد...
-
لید
شنبه 4 فروردینماه سال 1403 02:04
یک روز بهاری من رفتم تو حیاط بنشینم. دیگر حتمن نمیتواند یک نخلِ سوخته ماه با پیراهنِ سفید خفتی اما رنگ با شما هست گوشه پاک میکنی دمِ درها. حق با شما هست از مکث باکیت نیست. در دلِ هم به شیرِ مادران میخندی «یک سال سرم را که نمیتوانیم» از هوایِ پاک، باکیت نیست مکث می ریزد بعد پوستِ استخوان بیرون این نقطه از«ط»...
-
بهار و واسازیِ هوایِ بیرون از خانه
جمعه 3 فروردینماه سال 1403 09:55
از سمتِ بهار که میآید به سمتِ جنوب دو راهرو پهن، دروازههایِ فرش را باز می کُنَن دستانِ بزرگِ یک تبر شیشههایِ آبیِ شراب به سمتِ شمال میآید عینِ حشرات که فرش را میخورَن آبشاری که گاهی وقتها در تلفن شنیده میشود صدایِ یک زن که راهرو را لُخت میکند لیمویی رنگ مثلِ سبز پوست لیمو ، فرش میکند حشرات را جانِ یک پرنده که...
-
روز جهانی شعر در روز دوم فروردین، ۲۱مارس
پنجشنبه 2 فروردینماه سال 1403 02:07
اکهارت تول یا اکهارت تُله ، را در لحظه حال که تنها زمانِ واقعی است میشناسم. تو روز جهانی شعر، از اکهارت تُله یا اکهارت تول دوست دارم به عنوان یکی از مروجانِ شعر نام ببرم. کسی که در کتابهای «نیروی حال» و «زمینی نو» با آوردنِ چند سطر از یک شعر، کششِ یک متن را چند برابر کرده است. کتابهای «اکهارت تول» را چند مترجم بفارسی...
-
فریدون رهنما و شادباش نوروز
چهارشنبه 1 فروردینماه سال 1403 07:08
باز در فلسفه فرو رفتیم . عید است و میخواهم عید را به شما شادباش بگویم . برای شما آنچه را آرزو میکنم که برای خود خواستهام . پایداری در جستجو ، نافرسودگی ، بینایی و از همه مهمتر خوشبختی. فیلم من تقریبا پایان یافته است شاید پس از آن به آنجاها بیایم . امیدی هست . - فریدون رهنما . از نامه ها
-
و آوازِ نوروز با آب نباتهایِ قهوه...
سهشنبه 29 اسفندماه سال 1402 02:02
️ چشمه و چشمه و استتیکِ صدا شعری از امیر قاضیپور حباب ها تا زوالِ خود را مییابند لبههایی سرد / یا کفِ پایم سربسته به خود میپیچد زبانم اسفنجی به تن دارد بخیههایی که نمی توان دید درونش چیست عطسه زدن را باید به تیغ زد در فضا نمیتوان نگهش داشت باندپیچی: شاید تو اهلِ محل باشی برکهای که دست هایِ من در آن است در را...
-
درخت فکر میکند که چاله را بکند
یکشنبه 27 اسفندماه سال 1402 08:30
فهمِ واقعی " حاصلِ شکستنِ زمان " بسطِ بحران " مُجادلهی قُطبین " چشمه و چشمه و استتیکِ صدا یا صدایِ شنیدنِ آب " از رویِ کندن کُندهی درخت " قطع میکند رابطهاش را سنگی که به آسیاب میخورَد تنها به تو فکر میکند احتمالن برکه منتظر ماهیست وقتی چاله را میکنی سرش را تویِ حوض میکند درخت فکر...
-
وجود هر امری ، پیچاپیچ ، دوار و مکرر است
شنبه 26 اسفندماه سال 1402 02:03
از بچگی فکر میکنم ما همه بازیگریم و در حالِ بازی هستیم. سریالِ Westworld صورتِ عینیِ این باوره. درونِ تصاویرِ فیلم زندگی میکنیم بازی میکنیم. در درونِ ورطه بودن. چه کسی چه کسی را بر پا میکند؟ سریال وستورلد مثلِ یک سناریوی در حالِ نوشتن میمونه. و این امتیاز کمی نیست؛ وقتی داشتم فصل سوم وست ورلد را میدیدم. تو فصلِ...
-
یک شعر دو نظر
پنجشنبه 24 اسفندماه سال 1402 10:18
با چَشمِ دشواری که وسطِ زمین و هوا هست با پاککُنِ خیلی سفت صندلی سومی زیادی بود در تمامِ شب خالی تمامِ شب، مبلها فرو رفتهاند و احوالِ کریستال را میپرسند ماشینِ تحریر فنجانِ کثیف فرزانه مرادی با چَشمهایِ ضعیف Odeso7 لکه کوچکِ گردگیری هر دوازده دسته عینِ همدیگر است - - - امیر قاضیپور ■ نظر پدرام محمدزاده ( شاعر و...