«من تو او مرد او زن »

شعر، نیروی حال ، دائو دِ جینگ، سکون و... سکوت

«من تو او مرد او زن »

شعر، نیروی حال ، دائو دِ جینگ، سکون و... سکوت

صدایی از چارچوبِ شیشه‌ها




اُردکی
جایی برای بازی.
بی نهایت
هنگامِ سایش
پلک می‌گُشاید
«همه لبخندی»
مگر با نوشیدنِ دهانی سر می‌زَنَد
مانند شیرشان،در میانِ ما حائل.
خونِ یکی مثلِ گرمک‌ها
" صدایی از چارچوبِ شیشه‌ها "
در اعتقادِ آبی رفتنِ کفش‌ها
نه می‌راند     نباریده گرم می‌کند
- - -
امیر قاضی پور