-
شبانگاه و روز فرقی ندارند
جمعه 17 اسفندماه سال 1403 18:50
گرچه نیمشب باشد، بامداد اینجاست؛ گرچه سحر میآید، اکنون شامگاه است. شبانگاه و روز فرقی ندارند. چیز یکسانی است که گاه شبانگاهش میخوانند و گاه روز. آنها یک چیزند. سردی و گرمی . وحدتِ اضداد. یگانگی با تمامیت هستی. پذیرشِ لحظه حال که تنها زمان واقعی است. دائو پشتیبانِ من است
-
دکتر مصدق، نمونه میهن دوستی سازنده
پنجشنبه 16 اسفندماه سال 1403 18:09
محمد مصدق الگوی روشن و مشخصی از ملیگرایی متعهد به دمکراسی، سکولاریسم غیرستیزهجو و عاملیت مردم در تبیین و بازسازی هویت ملی است. ملیگرایی مصدقی با میهنپرستی شووینیستی، نژادبنیاد، تهاجمی و پیشامدرن تفاوتهای اساسی دارد. دکتر مصدق یک حجت تاریخی است که دو قطبی تقلیلگرا وتحریف کننده حقیقت مبتنی بر «شاه مستبد دلسوز...
-
سریال ضداستبدادیِ Silo
چهارشنبه 15 اسفندماه سال 1403 02:01
تو کشورهای به اصطلاح آزاد و لیبرال، سریالهایی مثلِ سریال سیلو(Silo) ساخته میشه. تو همین جوامع آزاد، طی آزادسازیِ دروغین دیکتاتورها و فاشیستهایی مثلِ دونالد ترامپ تاخت و تاز میکنند. کودتاچیهایی مثلِ ایلان ماسک و مارک زاکربرگ با پول هرکاری میکنند. هر جایی بتوانند کودتا میکنند. هر روز باید یک سریال خوب مثل همین...
-
چهارده اسفند سالروز درگذشت مصدق
سهشنبه 14 اسفندماه سال 1403 02:08
مصدق در لحظه حال که تنها زمان واقعی است، در تکتک رویدادها حاضر هست. و از استقلال و آزادی دفاعِ جانانه میکند. جایی که از شئون ملی دفاع میکند و در حالیکه خودش و خانوادش پیش از « کشفِ حجابِ اجباری» از طرف رضاشاه، کشف حجاب کرده با کشف حجاب اجباری و گذاشتن کلاه پهلوی مخالفت میکند. نباید شئونِ ملی یک کشور دست یک فرد...
-
آنکه میرود درخت است
جمعه 10 اسفندماه سال 1403 02:35
■ شعرِ درخت از سوده نگینتاج تمام بعد از ظهر اشیا خندشان گرفته از تاریکی از دستهای خشک که حلقه حلقه اضافه میشوند از آن درخت با شاخههای گشاد و نور که چسبیده به عصایش میپرسی کجاست بهترین جای پنهان کردن چیزی آنجا که صدات بینشانترین صداست آنجا که حدس زدن خوشبختی از آن آسان نیست و رودخانه که پر شده از شاش مسافران...
-
با دائو بمان
چهارشنبه 8 اسفندماه سال 1403 02:19
بودا Gautama Buddha جایی هست که آنجا نه زمینی، نه آبی، نه فروغی، نه هوائی، نه نامحدودی مکان، نه نامحدودی دانستگی، نه نیستی، نه ادراک، و نه، نه ادراک، نه این جهان و نه آن جهان است. نه خورشیدی و نه ماهی هست. من آن را نه آمدن مینامم، نه رفتن، نه ایستادن، نه حرکت، نه سکون، نه مرگ، نه تولد، بی بنیاد، و بی پیوستگی ست،...
-
مشاهدهای آرام از پیروزیها و شکستهای زندگی روزمره، همراه با شعرِ مشهود در کوچکترین جزئیات آن
دوشنبه 6 اسفندماه سال 1403 02:33
قافیهها و ریتمهای زندگیِ روزمره در فیلم " پترسون " ساخته جیم جارموش. از عجایب روزگاره که پترسون از بهترین فیلمهای جارموش چندان قدر ندیده. فیلمی که شعر نیست. اما تصویری از زندگیِ یک شاعر با تمامِ مناسباتِ به ظاهر سادهاش است. شناخت جارموش از شعر و شاعری مثال زدنیست. بارگذاری مجدد! فیلم "پترسون"...
-
همانگونه که داوری میکنید بر شما داوری میشود
شنبه 4 اسفندماه سال 1403 02:49
بر دیگران داوری نکنید تا بر شما داوری نکنند، زیرا به همانگونه که داوری میکنید بر شما داوری میشود و همان میزان سنجشی را که به کار میبرید برایتان به کار میبرند. چگونه باشد که پَرِ کاهی را در که در چشمانِ برادرت است میبینی، اما تیرکی را که در چشمانِ خودت است نمیبینی؟ یا آنکه چگونه به برادرت میگویی: صبر کن پَرِ...
-
کدام نقد کدام منتقد برای ایران
پنجشنبه 2 اسفندماه سال 1403 02:10
طی سالها، نقدهای امثالِ مجید اسلامی، احمد میراحسان و... سعید عقیقی برای سینمای ایران همواره مفید بوده. منتقدِ جهانی در حدِ « یوسف اسحاقپور» داشتیم و داریم. اما بیش از اینها در سینمای ایران به نقدهایی مثلِ استفان دُلُرم و ادرین مارتین نیاز داریم. دقیقن نقدهای استفان دُلُرمی و ادرین مارتینی در ایران میبینید/؟ برخی از...
-
وبلاگ نویسی و اتاقِ شعر
یکشنبه 28 بهمنماه سال 1403 18:00
چی شد وبلاگنویس شدید؟ سال ۱۳۸۲، در «فرهنگسرای سرو» در کنارِ پارک ساعی تهران که امروز «فرهنگسرای بانو» نام گرفته، جلسه ادبی به نام «اتاقِ شعر» داشتیم. تو این جلسه ادبی در سال ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳، جوانهای شاعر که امروز جزو شاعرانِ حرفهای ایران هستند، با هم تبادلِ ادبی و هنری داشتیم. جلسه شعرخوانی که با جلسات دیگر فرق داشت...
-
چرا زندگی یکپارچه شعر نشود
جمعه 26 بهمنماه سال 1403 01:16
شعری که زندگیست یا فرقی نمیکند زندگی که شعر است. کتاب شعر-هایکویِ «باشو؛ شاعر بزرگ ژاپنی» را با ترجمه مترجم گرانقدر آقای ع.پاشایی میخوانم. ۵۸۰ هایکو، که نشرِ خوب «کارگاه اتفاق» به زیبایی منتشر کرده است. چهارصد صفحه شعرهایی برای تمام عمر و زندگی. « فریدون رهنما» میگفت: « چرا زندگی یکپارچه شعر نشود». شعر را فقط یک...
-
رحم باید داشت رحم باید کرد
سهشنبه 23 بهمنماه سال 1403 12:38
گلوله ساچمهای تفنگای شکاری کندنِ پوستِ روباه برای یادگاری کُشتنِ بچه آهو شکستنِ پای سد سنگ زدن به گربه تیر زدنِ به پلنگ رحم باید داشت رحم باید کرد مهربانی کن از شکار برگرد رحم باید داشت رحم باید کرد مهربان باش و از شکار برگرد عقاب باید بپره قفس براش عذابه موش تو آزمایشگاه زندگیش اضطرابه حتا یک مورچه ریز دنیا براش...
-
عملِ شاعرانه بازیگرِ تئاتر
یکشنبه 21 بهمنماه سال 1403 14:52
این که بتوان دیگران را قادر به وانمود کردن دانست، خود بخشی از وانمود کردن است. یکسان دانستنِ زندگی و تئاتر. عملِ بازیگر شاعرانه است. چون قدرتِ تخیلِ خود را به کار میگیرد. خودش را جایِ شخصیتها میگذارد و حسهایِ متفاوت را در صحنهیِ تئاتر ، اجرا میکند. این که بتوان دیگران را قادر به وانمود کردن دانست، خود بخشی از...
-
سریال دیدن مترادف است با زندگیِ روزمره
شنبه 20 بهمنماه سال 1403 13:21
وقتی تو دو جلسه دو فصل از یک سریال دوازده قسمته بنام فلیبگ ( Fleabag ) را دیدم. سریال Fleabag هر قسمتش کمتر از نیمساعته. آدمها مدام خودشونو ابزار میکنند. وجودشونو، نوع زندگیشونو و... تمایلات سکسیشونو تو یک سریال کمدی که کلی خندیدم. بازهم همه چیز به دائو برمیگردد. خودتان را با تمام وجود ابراز کنید. بازیهایی که...
-
همین لحظه بهشت است بهشت برین باشد
جمعه 19 بهمنماه سال 1403 11:46
همه چیز جلوی صورتم نعمت است. فردایی وجود ندارد. نه گذشته نه فردایی. اما همین لحظه بهشت است بهشت برین باشد. از متنِ فیلم In Front Of Your Face ، ساختهی هونگ سانگ-سو ( Hong sang-soo ) اصول خوبیه: نشاط روح داشتن، غم فردا نخوردن ، به جملهی زندگیها توجه کامل نمودن. شادکامی تعلق نپذیرفتن از هیچ چیز و شگفتی مانوس شدن با...
-
هر روز با این تفکر زندگی میکنه که روزی قراره بمیره
سهشنبه 16 بهمنماه سال 1403 10:20
شخصیت و روحیه زیبای «ایزابل هوپر» در فیلم «نیازهای مسافر» ، اثر هونگ سانگ سو ، فیلمساز اهل کرهجنوبی. در جایی از فیلم « نیازهای مسافر»، دوست ایزابل هوپر، روحیه این زن فرانسوی را اینطور توصیف میکند: « هر روز با این تفکر زندگی میکنه که روزی قراره بمیره ». یادِ یک بخش از اثر لائو زه یعنی« کتاب دائو دِ جینگ » افتادم:...
-
صبح هایِ شبانهروز
یکشنبه 14 بهمنماه سال 1403 07:25
عصرِ خلوت در زغالِ انقلاب کِشتی شکستگان و نیرنگ پایانِ پاهامان غرقه در گوش است وقتی گوش اشتباه میکند صبح هایِ شبانهروز من از وقتی مهمان دعوت کردم روح به پهنایِ اندامش و گوشِ خیلی خطرناکی روبرویِ آینه نوزادگانِ نو برایِ دیدن محوری با ردا رقاصکی که فکر میکند خشکیِ بدن از سینه است آویزههایِ گیلاس، روح را تک و تنها...
-
آگاهیِ نو
پنجشنبه 11 بهمنماه سال 1403 21:57
بزرگترین دستاورد انسان، آثارِ هنری، علمی یا فناوری نیست؛ بلکه تشخیص این بدکارکردیِ ذهنی و جنون است. درگذشتهیِ دور، تعداد اندکی توانستند به این تشخیص برسند. مردی به نام سیدارتها که ۲۶۰۰ سال قبل در هندوستان زندگی میکرد، شاید اولین کسی بود که به طرز کاملا شفافی به این تشخیص رسیده بود. سپس، لقب بودا به او داده شد. بودا...
-
زمانی که راه میروید فقط راه بروید و زمانی که غذا میخورید فقط غذا بخورید
چهارشنبه 10 بهمنماه سال 1403 10:14
راز آرامش در زندگی چیست؟ فرزانه پاسخ داد: زندگی بسیار ساده است، به آن شرط که شما آن زمان که دراز کشیدهاید فقط دراز کشیده باشید، و زمانی که راه میروید فقط راه بروید، زمانی که غذا میخورید فقط غذا بخورید، و به همین ترتیب نیز همۀ کارهایتان را انجام دهید. زیرا آن زمان که شما دراز میکشید به این فکر میکنید که کی بلند...
-
آیین این سرزمین همیشه خودکامگی بوده و هست. همین بود که کشورت را به نابودی کشاند
سهشنبه 9 بهمنماه سال 1403 10:27
از درفشِ سپیدِ بیدادگریِ موبدانِ زرتشتی تا درفشِ سیاهِ تازیان موبد: تازیان. تازیان. ( سرباز به درون میدود) سرباز: تیغ بکشید. نیزه بردارید. زوبینها. تبیرهها. سردار: جمله بیهوده. بهمرگ نماز برید که اینک بر در ایستاده است. بیشماره، چون ریگهای بیابان که در توفان میپراکند و چشم گیتی را تیره میکند! زن: آری، اینک...
-
اگر او خود را خوار میدارد، من او را میستایم
دوشنبه 8 بهمنماه سال 1403 18:15
اگر او خود را میستاید، من او را خوار میدارم اگر او خود را خوار میدارد، من او را میستایم. و همچنان او را به تناقض میاندازم تا وقتی بفهمد که او هیولایی است که از دایرهی سراسر فهم بر میگذرد. پس انسان چه موجود عجیبالخلقهای است! چه تازه، چه دیوآسا، چه آشوبناک، چه متناقضنما، چه شگفتانگیز! قاضی همه چیز، کرم خاکی...
-
با فراموشی به دنیا میآییم و با فراموشی از دنیا میرویم
یکشنبه 7 بهمنماه سال 1403 07:30
همهیِ صبحهایِ جهان سقوطِ معانی از لبههایِ رودخانه این تا تو روز. به نامِ یک روشن مثلِ خودم. این تا تو را نداشت وقتی که نه پاک میشوم... بعدازظهرِ ششم بهمن۱۴۰۳، بینِ ساعت چهار تا هشت شب از زورِ خستگی به خواب رفتم. منی که حتا در خواب هم بیدار هستم. فکر کردم ساعت خواب است. و الان باید دو سه بامداد باشد. پدرم داشت در...
-
استخوانهای دوست داشتنی
شنبه 6 بهمنماه سال 1403 20:15
گاهی دوست دارم رمانهای عامهپسند بخوانم. بعد از خواندنِ شاهکارِ « مردی که خواب است» رفتم سراغِ رمان «استخوانهای دوست داشتنی» اثر آلیس سبالد (Alice Sebold). تا تغییر ذائقه بدم. از یک اثرِ پُرتکلف به یک اثرِ ساده و روان. ابتدا فیلم استخوانهای دوست داشتنی ( Lovley Bones) را دیدم و بعد از سالها رمانی که از آن فیلم...
-
از بیگانگی تا یگانگی با کلِ هستی
جمعه 5 بهمنماه سال 1403 13:18
زیباست. وقتی ویم وندرس در «فیلم پاریس تگزاس»، از بیگانگیِ انسانِ معاصر میرسه به یگانگی با کلِ هستی در فیلم « Perfect Days ». رستاخیزِ بزرگ به این میگن. من و ایگویی که محو میشه. از رو رنج گران میبریم که ما را خودی است. اگر ما را «خود» نباشد، رنجمان از چه باشد؟ اگر با جهان یگانه شویم پس آن گاه جهان در ما باشد. اگر...
-
آنها اشک میریزن به واسطه هشت زبان
دوشنبه 1 بهمنماه سال 1403 14:58
یک شعر یک خوانش شعری از امیر قاضیپور ✔️ آنها وقتی سرگرم آشپزیاَن بر لبها و چمنها با کلاههایی به شکلِ بوق! با کلاههایی به شکلِ بوق! داشتنِ هشت زبان و قلب آنها شادی را لب میزنن نوزادهای غیرترسناک آنها اشک میریزن به واسطه هشت زبان آنها اشک میریزن به واسطه هشت زبان قلبها و عاجهای خوب برگشتناپذیر / تبهایی...
-
نه به خشونت و فیلم " پسر ایران از مادرش بیاطلاع است "
یکشنبه 30 دیماه سال 1403 01:19
۱. "می کشیم و می کشند و خواهند کشت و خواهیم کشت تا کی ویدئو : پسر ایران از مادرش بی اطلاع است از فریدون رهنِما و با صداى فریدون رهنِما ۲. مانی شاعر : گفتار من خونی جاری نمیکند، دستان من هیچ شمشیری را لمس[ تبرک] نخواهد کرد نه حتا ...کارد قربانی کنندگان، و نه هیزم هیزم شکنان را
-
زنانِ زود رَخت کندۀ رویا
شنبه 29 دیماه سال 1403 04:59
بیرون میروی در خیابانهای روشنِ روشن پرسه میزنی. بالا میروی به اتاقت، لُخت میشوی، به درونِ ملافهها میسُری، چراغ را خاموش میکنی، چشم هم میگذاری. ساعتی است که زنانِ زود رَخت کندۀ رویا دورت جمع میشوند، ساعتی است که منگِ کتابهایی هستی که صد بار خواندهای، ساعتی که صد بار چرخواچرخ میزنی بییافتنِ خواب. مردی که...
-
ما فقط رویا و رویا و رویا داریم
جمعه 28 دیماه سال 1403 12:16
درگذشت دیوید لینچ و سریال-فیلم Twin Peaks : ما فقط رویا و رویا و رویا داریم ■ و اگر سینما ساخته نشده تا رویاها و هر آنچه را که در زندگی آگاهانه شبیه به رویاهاست ترجمه کند، پس اصلن سینمایی وجود ندارد. - آنتونن آرتو ■ استفان دُلُرم: توئین پیکس ، که به اتفاق آرا بر صدر فهرست ده فیلم برتر سالِ ما نشست، مهمترین اتفاق این...
-
با حقیقت / و آب / پوشیدن
چهارشنبه 26 دیماه سال 1403 10:18
رود و رودخانه منبعِ الهام در آثارِ ادبی و هنری ■ یک : رود همه چیز میداند و انسان همه چیز را میتواند از رود بیاموزد هر لحظه از رود چیزی میآموخت. بیش از همه گوش دادن را از رود آموخت . گوش سپردن با دلی آرام و با روحی جویا و گشوده ، بیشور و شتاب ، بیآرزو و یا داوری و بیعقیدهای از خود . سیدارتها . اثر : هرمان هسه...
-
ما فقط کتابهایی نداریم برای گذاشتن لای کتابهای دیگر
سهشنبه 25 دیماه سال 1403 13:02
سلسله مراتب بدون سلسله مراتب ترجیح بدون ترجیح هر وقت بخودم میگم دیگه کتاب جدیدی نمیخرم، کتابی مثل مردی که خواب است اثر ژرژ پرک درگیرم میکنه و باهام پیوند داره. ما فقط کتابهایی نداریم برای گذاشتن لای کتابهای دیگر معرفی کتاب مردی که خواب است روزی پاسکال گفته بود «آیا آدمی میتواند پانزده دقیقه در اتاقی بنشیند و هیچ...