«من تو او مرد او زن »

شعر، نیروی حال ، دائو دِ جینگ، سکون و... سکوت

«من تو او مرد او زن »

شعر، نیروی حال ، دائو دِ جینگ، سکون و... سکوت

اتصال‌ها که یکی شود برای هر اتصال


شعرهایی که طی سالها نوشتم. از سر می‌خوانم. چه کسی چه کسی را برپا می‌کند/؟
شبکه‌های اجتماعی باعث دوری ما شاعرها و نویسنده‌ها از هم شد. در همین ده پانزده سالِ اخیر، وقتی Facebook و شبکه‌های اجتماعی ، در ایران راه افتاد، کاریکاتوری دیدم که فردی صبح پا میشد، بجایِ دیدنِ صورتِ خودش، نشان‌های صفحات اینترنتی مثل Instagram و Telegram را در آینه می‌دید!
کدام تبادل؟ فراتر از گلایه، وقتی من و امیر وزین در ارتباط با شعر و سینما ، نقد و نظر و جلسه داشتیم، کدام شاعر و نویسنده به ما اضافه شد؟ کجا اهلِ بحث و گفتگو بودید؟ کجای گفتگوهایی مثلِ: تنانگی چیست؟ شعرِ زَن یا شعر خودش زَن است ، وارد شدید/؟
نیما صفار چند ساله فقط مرتب مطالبِ مستعملِ دوستانش را برای من میفرسته. یا برای nاُمین بار! یک مطلب از صفحه خودشو میفرسته. تفکرِ زائد از نوعِ نیما صفار. وقتی مجتبا حدیدی از بچه‌های شاعر و منتقد به نیما صفار از طریقِ اینترنت، نامه می‌نویسه و نیما صفار بی‌اعتنا مشغولِ گرگان بازی است!... سالها از نیما صفار تعریف و تمجید کردم. در اینجا انتقاد دارم. کدام تبادل؟

 



چَشمه رها شده

اتصال‌ها که یکی شود برای هر اتصال

وقتی جدا می‌شویم برای بخشیدن

نگاه کن هرگز فکر نمی‌کردی به جنون‌هایی که یکی نشود

یکی نشود!

دعوت همه دیالوگ‌هایی که باید سرنگون شَوَن

چَشم‌هایی که هیچ وقت نشد!

از نیمه افتادن و نگاه کردن . نگاه نمی‌کردی وقتی که

 

هر کسی زیرِ سرِ جنون

دعوت همه یِ آدم‌ها ورایِ

هیچ وقت نشد

چَشمِ رهاشده

- - -
امیر قاضی‌پور