«من تو او مرد او زن »

شعر، نیروی حال ، دائو دِ جینگ، سکون و... سکوت

«من تو او مرد او زن »

شعر، نیروی حال ، دائو دِ جینگ، سکون و... سکوت

ضمایر همیشه در گلبرگ‌ها هستن



نشاط روح داشتن، غم فردا نخوردن ، به جمله‌ی زندگی‌ها توجه کامل نمودن. شادکامی تعلق نپذیرفتن از هیچ چیز و شگفتی مانوس شدن با حضور همه چیز




آهن / و چشمانِ اسب‌ها
اطاق‌ها و تنها پلک زدن
همه چیز در فضایِ اسم‌ها و اطاق‌ها نیست
در این میان بُشکه‌ای که در نزاع روی بدن نمی‌افتد
ضمایر همیشه در گلبرگ‌ها هستن
تا از خود بیرون بیاییم .‌
در دیگران بیایم
در لثه‌هایِ آدم‌ها ، ماهی‌ها / ماهی‌ها لثه‌هایِ آدم
ادامه دادن در حالتِ ساکن
برپا ، بر جا

- - -

امیر قاضی پور