-
ملی یعنی همگانی و عمومی
شنبه 22 شهریورماه سال 1404 04:58
نیروهای ضدملی در ایران مخالفت با جمهوری اسلامی لزوما به معنای ملی بودن نیست. چشم بستن بر روی اپوزیسیون ضد ملی و وابسته و گرایشهای فاشیستی و تقلیل عرصه سیاسی به دو قطبی گمراهکننده و پوپولیستی موافقت و مخالفت با جمهوری اسلامی در ضدیت با ملیگرایی است. اخیرا حرکت جدیدی برای تحریف امر ملی از سوی مدافعان علنی و یا خجل...
-
حالا اینجاست و تنها چیزی که هست
پنجشنبه 20 شهریورماه سال 1404 02:18
حاضر بودن واقعا چه معنایی دارد؟ به این معناست که درست در این لحظه، در اینجا- به طور کامل در اینجا - باشید. به این معناست که این همۀ آن چیزیست که وجود دارد. اکنون فردایی نیست، حتی دیروزی نیست و حتا یک ساعت بعد وجود ندارد. حالا، تنها چیزِ موجود است. بهرهمند شدن از نیرویِ حضور، یعنی با هوشیاری کامل به کاری که در دست...
-
گرچه نیمشب باشد، بامداد اینجاست؛ گرچه سحر میآید، اکنون شامگاه است
سهشنبه 18 شهریورماه سال 1404 03:28
کلاسیک = مدرن روز=شب جوان =پیر مرد=زن کهنه =نو دائو: وحدت اضداد. توازنِ اضداد گرچه نیمشب باشد، بامداد اینجاست؛ گرچه سحر میآید، اکنون شامگاه است. شبانگاه و روز فرقی ندارند. چیز یکسانی است که گاه شبانگاهش میخوانند و گاه روز. آنها یک چیزند.
-
عشق و نفرت در کنارِ هم
دوشنبه 17 شهریورماه سال 1404 02:06
متضاد نیستند عشق و نفرت. در کنار هم قرار میگیرند. از بابتِ عشق مادر و پدر به فرزند یا زن و شوهر. همانقدر که I Love You میگوییم، در جاهایی هم ابرازِ نفرت میکنیم. بدونِ کافران، مومنان چه اهمیتی دارند. جالبه! پیش آمده در چند دقیقه نسبت به پدر و مادرت یا دوستان نزدیکت، دو حسِ متضاد داشتی. که در واقع متضاد نیستند....
-
رمانهای تاثیرگذار و دوست داشتنی
پنجشنبه 13 شهریورماه سال 1404 02:10
مگر شعر ، رمان و ادبیات، دنیای ما انسانها را سَبُک نمیکنند؟ نامهای به جان گرین ( John Green) نویسنده آزاد اندیش آقای جان گرین عزیز! من شاعرِ ایرانی شما را اصلن نمیشناختم. اول فیلم نَحسی ستارههای بختِ ما ( The Fault In Our Stars) و بعد سریال در جستجوی آلاسکا ( Looking For Alaska) را دیدم. که اقتباس از اثرِ شما...
-
همه چیز در جهان میشکند / و نمیماند چیزی مگر سکوت
چهارشنبه 12 شهریورماه سال 1404 02:10
آی فریاد طرح میزند در باد، سایه سروی را. ( بگذار در این مزرعه گریه کنم) همه چیز در جهان میشکند و نمیماند چیزی مگر سکوت. ( بگذار در این مزرعه گریه کنم) شرارههای آتش افق مرده را میجوند. ( ترا گفتم، بگذار در این مزرعه گریه کنم.) شعر بالا از فدریکو گارسیا لورکا ( Federico Garcia Lorca ) است. با ترجمه رضا معتمدی
-
کتابا، فیلما، سریالا، موزیکا نجاتم دادن
سهشنبه 11 شهریورماه سال 1404 02:17
به زندگیم که فکر میکنم میبینم کتابا همیشه نجاتم دادن، فیلما، سریالا، موزیکا نجاتم دادن. جدیدن چند تا رُمان ( Novel) خواندم. دو رمان از جان گرین ( John Green) که با رمان Looking For Alaska در جهان معروف شد. کتاب صوتیِ نَحسی ستارههای بختِ ما ( The Fault In Our Stars) از جان گرین را با صدای آنالی طاهریان میشنوم. وقت...
-
زندگی روزمره و سریال The Office
یکشنبه 9 شهریورماه سال 1404 02:10
برخی سریالها را برای تفریح و سرگرمی و خنده میبینم. مثلِ سریال The Office که سه فصل اولشو-که خیلی لوس و آبکی بود- را دوست نداشتم. فصل ۴ و ۵ و ۶ را دوست داشتم و حالا در حالِ دیدنِ فصل هفتم سریال اداره ( The Office) هستم. و از دیدنِ سریال راضی هستم. موقعیتهایی که منو کلی میخندانَد. کارکنان پُر از اشتباه در یک...
-
در اتاق در حواس به اتاق
پنجشنبه 6 شهریورماه سال 1404 06:43
هوا دارد تنفس میکند و اگر روزها به کسی کاری نداشتیم * اما ، زمان ، زمانِ خودت هم حمله هایِ قلبی دارن در تقلا در اتاق ، در حواس به اتاق در شانه ها شما را ارزانی داشت برای فنجان هایِ قهوه * این صدایِ نخستین قهوه در هوا نشنیده باقی میمانَد از جانب من برخی آدم ها عادی نام من ماشین ها برای پوست کردنِ همان افتادن از نام...
-
حداقل روزی هفت هشت تا خرما میخورم
دوشنبه 3 شهریورماه سال 1404 02:38
ما گیاهخوارها گوشتِ حیوانات را نمیخوریم. گوشتِ غیرحیوانی مثلِ خرما را مصرف میکنیم. آره، خرما یک گوشتِ گیاهی با شیرینیِ کاملن طبیعی است. بجایِ مصرفِ خوراکیهای مُرده مثلِ شیرینیِ قنادی از خرما استفاده کنیم. خرما یک خوراکیِ زنده است. خرما فقط برای ختم و عزاداری نیست. خدایا! چه مزه عالی داره خرمای کبکابی که جدید خریدم....
-
همه چیز در جهان میشکند و نمیماند چیزی مگر سکوت
چهارشنبه 29 مردادماه سال 1404 02:07
الف- آره درست میگی: فلاکتِ انسان تنها از یک چیز ناشی میشود و آن اینکه نمیتواند با آرامش در یک اتاق بماند. ب. آی شعری از لورکا فریاد طرح میزند در باد، سایه سروی را. ( بگذار در این مزرعه گریه کنم) همه چیز در جهان میشکند و نمیماند چیزی مگر سکوت. ( بگذار در این مزرعه گریه کنم) شرارههای آتش افق مرده را میجوند. (...
-
ملی و دموکراتیک مثل مصدق
سهشنبه 28 مردادماه سال 1404 02:25
الف- گرمای طاقتفرسا کدام من و خود؟ ب- محمد مصدق نخستوزیر فقید ایران در لحظه حال است. او نمادِ ایراندوستی، منافع عمومی و یک دولتِ ملی-دموکراتیک است. این روزها خیلی از دولتِ ملی-دموکراتیک حرف زده میشه. مصدقی که آزادی و حقوقِ شهروندی در کنارِ جدایی دین از حکومت در شیوه کشورداری او دیده شده. الگوی خوبیه محمد مصدق. در...
-
آدمی برای عمل کردن تنها لحظۀ حال را در اختیار دارد
شنبه 25 مردادماه سال 1404 02:09
زمان و مدت* هر چیز را وقتی است، و همه چیز را زمانی به زیر آسمان است. زمانی برای زادن، و زمانی از برای مردن؛ زمانی از برای کاشتن، زمانی از برای برکندن گیاه. زمانی از برای میراندن، و زمانی از برای شفا بخشیدن؛ زمانی از برای ویران کردن، و زمانی از برای بنا کردن. زمانی از برای گریستن، و زمانی از برای خندیدن؛ زمانی از برای...
-
بدنها ، افکار و روحیات
پنجشنبه 23 مردادماه سال 1404 03:07
اول سریال Looking For Alaska را دیدم و بعد رمانُی که سریال ازش اقتباس شده را دارم میخوانم. کتاب را به زبان اصلی یعنی انگلیسی میخوانم. چون کتاب ترجمه شده سانسور دارد. چی بشه ما هم تو ایران از دورانِ بلوغ و تینایجری یک فیلم و سریالِ بدونِ سانسور بسازیم. هر روز باید یک سریال خوب دید. این نفسانیتِ تینایجرها چقدر ناب و...
-
تناقض معیار حقیقت است
چهارشنبه 22 مردادماه سال 1404 02:27
زندگی ما باورنکردنی است، پوچ است. هر آنچه را که میجوییم با شرایط و پیامدهای وابسته به آن در تناقض است. چرا که ما خود یک تناقضیم، در عینِ مخلوقبودن خدا هستیم و بسی غیر از خداییم. جملات بالا از سیمون وِی ( Simone Weil) در کتاب شاعرانه و عارفانه جاذبه و رحمت ( Gravity and Grace)با ترجمه بهزاد حسینزاده است. گوستاو...
-
همه جای ایران
دوشنبه 20 مردادماه سال 1404 16:42
عکسهایی از ایران روی هم میافتند: مردم ایل، بلوچ، کرد، بختیاری. سپس شمال ایران. مازندران، گیلان ، آذربایجان، مردم و طبیعت آن نواحی. عنوابندی همراه صدای ماشین تحریر ادامه دارد. در کنار آخرین عکس ( چهرۀ پیرمرد روستایی ): نوشته و کار فریدون رهنما. سیاه و سفید .نمای یادداشت. همراه با موسیقی. دستی که مینویسد: رنه گروسه...
-
ایران کیست؟ ایران چیست؟
یکشنبه 19 مردادماه سال 1404 01:08
زندگی یا جنگ؟ بهرام بیضائی پاسخِ سینمایی میدهد عمیقا احساس میکنم چریکه تارا ساخته بهرام بیضائی میتونه بهترین فیلم سینمای ایران محسوب بشه. خصوصا با توجه به سالِ ساختش. از این بهتر نمیتوان ملتی را که بینِ تقدس، زندگی و التذاذ و سلحشوری و جنگاوری سرگشته است نشون داد. باید وجودتو طلا گرفت بهرام بیضائی. چریکه تارا هیچ...
-
هیچ کس به هیچ کس فشار نمییاره
شنبه 18 مردادماه سال 1404 12:39
فکر کردن را متوقف کن. تمام مشکلاتت حل میشود. هیچاهیچی که ساختی. تو آرامش داری. در حالِ دیدن چند سریال در هفته هستم. ۱. سریال بازیِ تاج و تخت (Game of Thrones) که با تاخیر زیاد میبینم. سریال خاندان اژدها را قبل از بازی تاج و تخت دیدم. به هم مرتبط هستند. ۲. سریال به دنبال آلاسکا ( Looking For Alaska) و بچههای تین...
-
هفده امرداد ، به یاد فریدونِ رهنما
جمعه 17 مردادماه سال 1404 08:01
شعری از محمدرضا اصلانی نه به آبیِ صبح زده نه به زردِ غروب رفته تنها جویی که شادمانه پیگیر به مرگ میرود ما که زیر چرخِ کبود ز هرچه رنگِ تعلق بود آزادان در اکنون به کبودی در آن سوتر به کبودی در آن سوتر هرچه مرگ تواند بود با خود رودررو آغشته به همهی رنگها وفادار به همهی رنگها قفل اسطورهی ارسطو بر لبهامان در زیر...
-
وقتِ قانونِ بازی / بازی نکردن / سفیدسازی
سهشنبه 14 مردادماه سال 1404 11:56
بداهه نویسی امیر قاضی پور و امیر وزین مثلِ سمعک مثلِ خیاط را دوست داشتم چه رَگ چه گو چه گا در این میرزاده عشقی ببخشید رولتِ هومم نمی دونم چی :اسپانیایی آهان خلوتی اسلوب هندی شدی خِرس خرابهها... اگر مرا در حالِ حرکت شاید ( maybe ) زیباترین آوازِ بلبل آدمها پرده برداشتهاند تو در تنهایی خود یک بازیِ بی نقص شدی نیایش...
-
تا وقتی حینِ خوردنِ بتوانی غذا بخوری مشکل نداری
دوشنبه 13 مردادماه سال 1404 13:47
«وقتی غذا میخوری، غذا میخوری! » میدانی که باید غذا بخوری. گاهی غذا نمیخوری. با اینکه در حالِ خوردنی، ذهنت جای دیگری است. غذایی که در دهان داری مزه نمیکنی. تا وقتی حینِ خوردنِ بتوانی غذا بخوری مشکل نداری. یک ذره هم نگران نباش. این یعنی تو خودت هستی. وقتی تو خودت باشی، چیزها را همان طور که هستند میبینی و با محیط...
-
انزوا و سکوت
شنبه 11 مردادماه سال 1404 14:18
بیتفاوتی نه آغاز دارد و نه پایان. یک وضعیت پابرجاست که هیچ چیز آن را متزلزل نمیکند. تنها برایت واکنشهای غریزی باقی ماندهاند. بیتفاوتی زبان را تجزیه میکند، نشانهها را مغشوش میکند. تو صبوری را انتظار نمیکشی، آزادی و انتخاب نمیکنی، وقت داری و هیچ چیز اشتیاقت را برنمیانگیزد. میشنوی بی آنکه هرگز گوش کنی،...
-
سپیدار درختی با مصرف کم آب
جمعه 10 مردادماه سال 1404 14:30
الف- پاینده ایران «چمنآرایی برای زیبا کردن شهرها، مناسب سرزمینهاییست که قطرهای از بارانشان، چمن را سیراب میکند؛ نه برای ایران کمآب ما! در ایران باید ره نیاکان پیمود و به سراغ سپیدار رویم؛ درختی که با مصرف کم آب، و ساختار برگهایش، هم سایهگستر است و هم فضا را روشن نگه میدارد! ● زروان، باستانی پاریزی ب - چه غزه...
-
تکرار همهیِ زندگی است
پنجشنبه 9 مردادماه سال 1404 00:46
من که همش در یک روز هستم! فیلم «روز موش خرما» نمونه خوبی از فهمیدنِ مفهومِ تکرار در سینماست. زندگی یک روزه که مدام و مدام تکرار میشه. فیلم روز موش خرما ( Groundhog Day ) جواهریه. در جریانِ همین تکرار، تجدید نظر اتفاق میافته و زندگی بهتر میشه. در واقع دائو و دائو دِ جینگ که همان تجربه زندگی روزمره است، درست کار...
-
ایدههای جسورانه سریال Ramy
سهشنبه 7 مردادماه سال 1404 12:57
۳. جدیدن تارانتینو گفته که فیلمها بهتر از سریالها هستند! و اغلب سریالها آبکی هستند! به عنوان یک مخاطب از حرف برادر! تارانتینو شگفتزده شدم. چون در دو دهه اخیر، سریالهای بسیاری در حد شاهکارهای سینمایی ساخته شدند و مورد توجه مخاطبانِ جهانی قرار گرفتند. از سریالهای شبکه HBO مثل شاهکار وست ورلد ( Westworld) ، چیزهای...
-
دنیای بیایران برای آدمیان قابلِ تصور بلکه قابلِ تحمل نیست
دوشنبه 6 مردادماه سال 1404 12:43
که تو را توانگر ساخته است؟ هان؟ بیاندیش! اینها از کجاست؟ از کجا؟ از همین سرزمین. من به راستی در نمییابم. آخر باید سرزمینی در کار باشد تا تو نیز داد و ستد کنی؟ از فیلم پسر ایران از مادرش بیاطلاع است . جایی که فریدون رهنما ( کارگردان فیلم) بجای بازیگر در فیلم حرف میزند؛ و هشدار میدهد که ایران دارد نابود میشود....
-
اهورامزدا ! این کشور را از دشمن، خشکسالی و دروغ نجات بده
شنبه 4 مردادماه سال 1404 19:38
اهورامزدا ! این کشور را از دشمن، خشکسالی و دروغ دور بدار. این دعای داریوش اولِ امید. روی یکی از کتیبههای تختجمشید نوشته شده. من این دعا رُ یه خورده دستکاریش کردم که وصفالحال بشه. امروز یک مطلبی دربارهش نوشتم و گذاشتم توی وبلاگم. به نظرِ من داریوش اول اگه الان زندهگی میکرد دیگه نباید میگفت دور بدار. اگر...
-
هیچ چیز در این جهان چون آب، نرم و لطیف نیست
پنجشنبه 2 مردادماه سال 1404 21:11
گاهی وقتها از بیمشکلی دنبالِ مشکل هستم. در حالیکه آرام هستم. سالهاست نوشابه، سنایچ و آبمیوههای مصنوعی نمیخورم. فقط نوشیدنیهای طبیعی میخورم. دچار تهوع شدم، و یک بطری کوچک نوشابه پبسی نوشیدم. فقط برای مصرف دارویی. حالم خوب شد. چی میشد میلیونها نفر در جهان از الکل فقط استفاده دارویی بکنند. هزاران نفر در جهان...
-
آزادی و انتخاب نمیکنی، وقت داری و هیچ چیز اشتیاقت را برنمیانگیزد
چهارشنبه 1 مردادماه سال 1404 21:05
بیتفاوتی نه آغاز دارد و نه پایان. یک وضعیت پابرجاست که هیچ چیز آن را متزلزل نمیکند. تنها برایت واکنشهای غریزی باقی ماندهاند. بیتفاوتی زبان را تجزیه میکند، نشانهها را مغشوش میکند. تو صبوری را انتظار نمیکشی، آزادی و انتخاب نمیکنی، وقت داری و هیچ چیز اشتیاقت را برنمیانگیزد. میشنوی بی آنکه هرگز گوش کنی،...
-
هفت هایکوی تابستانی
سهشنبه 31 تیرماه سال 1404 16:23
۱ کنار بچهی خُروپُفکن مادر کاه میکوبد زیر ماه تابستان ۲ بعد از خواباندن بچه کهنهی بچه را میشوید ماه تابستان ۳ به درختی ایستاده در نسیم خنک بچهام را میبندم ۴ چه سخت است لذت بردن از هوای خنک! بالای دروازه، ماه ۵ در کلبهی فقیرانهیی کودکی، مثل هر کس دیگری در لباس تابستانی ۶ دارم پیر میشوم حتا سگ هم بو نمیکشد...